<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گردباد</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/</link>
<description>حمیدرضا علاقه‌بند</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 29 Nov 2009 09:08:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>امیر قلعه‌ اینگونه قهرمان می‌شود</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-574.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #66ffff&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حقیقتی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; که همواره پشت سر امیر قلعه‌نویی شنیده می‌شود او قبل از تعدادی از بازی‌ها با بازیکنی از حریف وارد مذاکره و قرار مدارها گذاشته می‌شود. به خاطر دارید که محمد مایلی کهن گفت: قهرمانان واقعی اینها نیستند. چهارمین دوره لیگ برتر....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پلان اول &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شهر نوشهر میزبان استقلال تهران با سرمربیگری امیر قلعه‌نویی است او دومین سال حضورش در استقلال را می‌گذراند و در کورس قهرمانی قرار دارد. اگر آبی‌ها نتوانند 3 امتیاز بازی را کسب کنند شانسی برای قهرمانی نخواهند داشت. 15 دقیقه پایانی است که رامین محرم‌نژاد با ظاهر منحصر به فردش توپ را تقدیم به اکبرپور می‌کند. اکبرپور توپ را به عنایتی پاس می‌دهد و فریاد گل گزارشگر آبی‌ها را به قهرمانی امیدوار می‌کند. رامین محرم نژاد فصل بعد در کمال تعجب همگان به استقلال می‌پیوندد و به نیمکت تیم میخکوب می‌شود &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شایعه‌ای در آن سالها در شهر می‌پیچد و آبی‌پوش شدن رامین محرم‌‌نژاد را به اشتباهی ربط می‌دهند که بعضی‌ها معتقد به عمدی بودن آن اشتباه بودند. گرچه فرشاد پیوس از مدافع تیمش در همه جا دفاع کرد و آن را اشتباهی سهوی در فوتبال دانست ولی سالهاست که این داستان ادامه دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مصاحبه رامین محرم‌نژاد در تاریخ یکم آذر سال 84 با خبرگزاری فارس: متاسفانه تا به امروز به دليل تراكم بازيكن خوب و طراز اول در استقلال به من بازی نرسيد، اما نهايت تلاش خود را بكار خواهم بست تا نظر مثبت كادر فني تيم را براي حضور در تركيب تيم جلب كنم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی در ادامه افزود: پيراهن استقلال را به راحتی به دست نیاورده‌ام كه براحتی آن را از دست بدهم. به شخصه به استقلال علاقه قلبی دارم و به هیچ وجه این تیم را ترک نخواهم كرد. مدافع جوان آبی‌پوشان در ادامه اظهار داشت: بازی در تیم‌هایی چون استقلال و پرسیولیس كمتر از تیم ملی نیست و نیمكت نشینی در چنین تیم‌هایی برای هر بازیكنی افتخار محسوب می‌شود. در چنین شرایطی اگر بتوانم توانایی‌های خود را به مربی نشان دهم، كار بزرگی انجام داده‌ام و برایم ارزشمند است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محرم‌نژاد با رد شا‌یعاتی مبنی بر عدم نیاز كادر فنی به وی خاطر نشان ساخت: در ابتدای فصل با نظر مثبت قلعه‌نوعی به تركیب تيم اضافه شدم و اینكه كادر فنی هیچ نظری روی من ندارد، به هیچ وجه صحيح نيست. من مشكلي با كادر فني ندارم و مطمئن هستم رابطه دوطرفه است. او حتا برای یک ثانیه هم برای استقلال هیچ به میدان نرفت. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چند سال بعد بعد از اینکه جواد زرینچه و محمد نوازی پرده از تبانی در سالهای گذشته برداشتند روزنامه‌نگاران باز به یاد رامین محرم نژاد افتادند و با او به گفت و گو نشستند: رامین محرم نژاد: امير قلعه‌نویی فوتبال من و بسیاری از بازيكنان را نابود كرد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پلان دوم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مصدومیت نظر محمدی در بازی رفت بین پگاه و استقلال در فینال جام حذفی و ابهام در توانایی بازی کردن دروازه بان پگاه در تهران یکی از نگرانی‌هایی است که نادر دست نشان بعد از پیروزی بازی رفت در رشت مقابل استقلال برای بازی برگشت دارد . نظر محمدی به آن بازی می رسد و قرار است ابراهیم تقی‌پور تمام ضربات دروازه را بزند او هیچ‌گاه در طول بازی اینکار را نکرد و فصل بعد آبی پوش و استقلال هم قهرمان جام حذفی. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گرچه محمد نوری‌فر مدیر روابط عمومی استقلال گفت: ساختن اين جور سناريوها خيلي راحت است اما همه کساني که دو بازی رفت و برگشت فينال حذفی را دیده‌اند، می‌توانند به پوچی اين ادعاها پی‌ببرند. شاید نياز به يادآوری نباشد که تقی‌پور در دقیقه 90 فینال در آزادی نزدیک بود به استقلال گل بزند و قهرمانی را از ما بگيرد. امیر قلعه نویی از اواسط فصل قبل که در مس کار می‌کرد، به فکر جذب تقی‌پور بود و حالا که به استقلال آمده، این مدافع را به تیمش آورده است. ما با جذب تقی‌پور 6 مدافع میانی داریم که برای یک فصل سنگین و 50 مسابقه این تعداد زياد نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پلان سوم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هشتمین دوره لیگ برتر بازی داماش با پرسپولیس. ابراهیم توره امید اول خط حمله پرسپولیس برای بازی دربی که بعد از بازی با داماش بود در صحنه‌ای ساده کارت زردی را دریافت می‌کند و 3 اخطاره می‌شود. او بازی بعدی را از دست می‌دهد و دوباره در شهر شایعه می‌پیچد فصل بعد او را در تیم قلعه نویی ببینید این شایعه به حقیقت می‌پیونند و ابراهیم توره به سپاهان می‌رود همان جایی که امیر قلعه‌ به تازگی سرمربیش شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پلان چهارم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لیگ برتر هشتم، بازی برق و استقلال تهران. باز شایعه است که مذاکرات پنهانی با مهدی کریمیان آغاز شده شایعه در شهر می‌پیچد که او قرار است ارنج و ترکیب بازی برق را به گوش آبی‌ها برساند. مهدی کریمیان هم به سپاهان می‌پیوندد. ناصر حجازی در گفت و گو با روزنامه خبر ورزشی به این دو اتفاق اشاره می‌کند و می‌گوید من هیچوقت نمی‌توانم اینگونه مربیگری کنم!  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چند وقت پیش وقتی از مجید جلالی، عادل فردوسی پور پرسید چرا تیم‌های باشگاهی ما در لیگ قهرمانان آسیا شکست خوردند او خیلی ظریف به این مساله اشاره کرد که راههای موفقیت در لیگ برتر در آنجا کارایی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;زیرنویس: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;:: &lt;A href=&quot;http://gerdbad.com/post-528.aspx&quot;&gt;ژنرال از ازل كودتا می‌كرد&lt;/A&gt; گردباد &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 09:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=574</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-574.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>weekend</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-573.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=body&gt;1- پیشنهاد کتاب: یوسف آباد خیابان سی و سوم، نويسنده: سینا دادخواه، نشر چشمه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- پیشنهاد تئاتر: فیروزه، نوشته و کار بهزاد فراهانی، تالار اصلی کعبه بچه‌های تیاتر، تئاترشهر.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- پیشنهاد موسیقی: کنسرت مدار صفر درجه، با صدای علیرضا قربانی. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- پیشنهاد غذا: چند سیخ خوَ ک، جگر و لیوانی دوغ جگرکی توکالی. &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 08:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=573</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-573.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اهل درد رستگارانند</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-572.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #cccccc&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 250px; HEIGHT: 336px&quot; alt=&quot;این تنهایی مقدس است&quot; hspace=5 src=&quot;http://img4.tinypic.info/files/8ye7kqdnsuyqjzeksvsu.jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;تنهایی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; درد دارد. مثل سرطان هزینه دارد. درد از هر طرف بنویسی باز همان است. این درد مقدس است. این درد را نباید با دردهای روزمره یکی دانست. این درد درد است. مرد است. مردافکن است. فیل را از پای در می‌آورد. این درد درد دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;باید باهاش بسازی، بسوزی و بسازی. نه نسوزی نسازی. این سوز از ساختن می‌آید. از ساز، سوز، سازی. باید اهل درد باشی. باید این درد زخمت بزند. باید زخمی بشی. باید پاک بشی. در این تنهایی سایه نامریی تا ابدیت جاریست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این تنهایی حرمت دارد. تنهایی‌ات را با هرکسی شیر نکن. شریک نشو. این تنهایی نباید توسط هر کسی لایک زده شود. تنهایی‌ات را برای خودت نگه‌دار. حرمت نگه‌دار. تنه، تن، تنهای، تنهایی. تنهایی، نوشتن و پیاده‌روی خیلی بهم می‌آیند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سه سیزن از یک سریال هستند. از هر کدام می‌توانی به آن یکی برسی. به نوک قلـمم نمی‌آیــد، چیزهــایی کــه این روزها می‌فهمم. خوب، خوب، هــوا خوب است. بعضی وقت‌ها باید کلمات را در آینه خواند. تنهایی روح عجیبی دارد. آن رند شیرازی انتهای کلام را جاری کرده است: دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد، ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند، چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند، بدین درگاه حافظ را چو می​خوانند می​رانند، در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند، که با این درد اگر دربند درمانند درمانند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هوای پاییزی تهران مرا وادار می‌کند به پیاده‌روی، قدم زدن در خیابان‌ها و کوچه‌های شهری سیاه و خاکستری که دوستش دارم. در آغاز فصل سرد ایستاده‌ام، در دروازه‌‌ی توفانِ غروب‌های بی ت‌ُ ی پاییز، گردباد بی‌رحم زمین و زمان را بهم می‌پیچد. زمانه‌ای است که شب‌ها بلندتر شده‌اند. رازهایی در این جهان هست که فقط در هنگام پیاده روی فرصت دیدن آن‌ها وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پیاده‌روی برای من با ارزش است. یک حس خاص در آن نهفته است. مثل اینکه هر کسی توانایی گوش دادن به موسیقی ناب را ندارد دقیقن مثل همان نمی‌تواند از پیاده راه رفتن لذت ببرد. پیاده‌روی به من حس سیصد و پنجاه هزار سال قبل را می‌دهد. آن روزها که بر روی کره زمین فقط ناندرتال‌ها قدم بر می‌داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تنهایی‌ام را در حجـم محصور یک چهار دیوار می‌گذارم و اندوهی را آوار می‌کنم در همان حجم کوچک و هیچ شانه و نشانه‌ای را برای همراهی کنارش نمی‌گذارم. اندوهی که سقف چهار دیوار را بشکافد و بعد دلش را. تا یاد بگیرد به هنگام غم سراغ هیچ معشوقه‌ای نرود، فقط در خودش، در تنهایی خودش زار بزنــد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;می‌خواهم تنهاتر از همیشه باشم. در اتاقی که فقط خودم در آن جای می‌شوم و آوار شوم بر سرکلمات، من با کلمات کار دارم. ما با کلمات کار داریم. با هم زار بزنیم، ببوسند مرا و برایم عریان‌تر از همیشه دلبری کنند. زودتـــر از عقربه‌هـا، اتفاق می‌افتد. دلم فشرده می‌شود. در تنگنای میان شب و تنهــایی. بـه پیــج مرا در پیچ شمیران روزگار. بر بالین باد ُ بارون ُ اشـکــ ُدلتنگـی شب زنده‌داری می‌کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روی زمین دراز کشیده‌ام. پاهایم در نهر آب است. به آسمان نگاه می‌کنم. هواپیمای هواشناسی از بالای سرم در حال عبور است با بخار سفیدی که از خود به‌جا می‌گذارد، حس لذت بخشی دارد که آب از میان انگشتان پاهایت بلغزد و عبور ‌کند. روزهای بی‌خاطره هم بی‌تو به سر می‌شود. حالا که روزهای کیمیایی، نامجویی و تارانتینویی است. تنهایی یک حس خیلی ناب است. مثل نوشتن. نوشتن سرشار از تنهایی است. این‌چنین است که مولای ما می‌فرماید: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نـالـه از درد مکن، آتشی را کـه در آن زیسته‌ای سـرد مکن &lt;BR&gt;با غمش باز بمان، سرخ رو باش از این عشق سر افراز بمان&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(153,153,153)&quot;&gt;چاپ شده در روزنامه جهانِ اقتصاد، جهان اندوه، سه‌شنبه‌ی ۳ آذر ۱۳۸۸&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 17:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=572</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-572.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نشخوار در فضای برگشت ناپذیر </title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-571.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;برو&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; ایررورسیبل گاسپار نوئه را ببین، تا ببینی فیلم خوب که می‌گویی یعنی چی؟ تا ببینی فرزاد موتمن و فیلمنامه‌نویسش سعيد عقیقی کپی دست چندم یک فیلم را چگونه به خوردت دادند. چرا آقایان مونتاژکار در هیچ کدام از مصاحبه‌هایشان هیچ اشاره‌ای به فیلم برگشت ناپذیر نمی‌کنند؟ برادر تارانتینو وقتی برای اکران فیلم بیل را بکش به ژاپن رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی معروفترین منتقد سینمای ژاپن از او درباره اینکه سکانس‌های فیلمش به شدت یادآور فیلم‌های خیلی مهجور سینمای شرق است، تارانتینو سرش را بالا گرفت و این نکته را تایید کرد، بعد هم وقتی ازش درباره نام فیلم‌ها پرسید نام تمامی فیلم‌هایی که خواسته بود بهشان ادای دین کند را بر زبان آورد. حالا فرزاد موتمن و سعید عقیقی حتا برای یک‌بار هم به فیلم برگشت ناپذیر اشاره می‌کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکنند فکر می‌کنند ما در غار زندگی می‌کنیم شاید هم سرشان را کرده‌اند توی برف؟ وقتی کپی دست چندم یک فیلم خوب را با افه روشنفکری به خوردشان می‌دهند بعد از دیدنش می‌نویسند: &quot;فیلم خوبیه... کپی‌بودن‌ئه آزارم نمی‌ده.&quot; آخر شما را چی آزار می‌دهد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گاسپار نوئه یکی از پیروان تارانتینو کجا؟ فرزاد موتمن و سعید عقیقی کجا؟ به قول علی لطفی: &quot;اتفاقن فرصت خیلی خوبی است اکران صداها. جا دارد مصاحبه‌های گاسپارنوئه ترجمه شود. این که چقدر خود را مدیون تارانتینو می‌داند. چقدر تاثیر گرفته. بعد برسیم به کسی که در فضای برگشت ناپذیر نشخوار کرده و یک ورژن مبتذل ایرانی شده تحویل داده. رسیدن از قتل به کتاب کادو دادن در فلاش بک هم به نظر خودشان حرکت از دل تاریکی به روشنایی بوده... حتمن بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آنوقت می‌شود بیشتر صحبت کرد، درباره کسی که از شاگردان تارانتینو تقلید می‌کند و آنوقت به جای ادای دین فحش نامه برای تارانتینو می‌نویسد. خب اشکالی هم ندارد. آنوقت سوال آقای عقیقی را باید دو دستی به سمت خودش تعارف کرد: ببخشید! دستشویی کجاست؟&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سعید مروتی در روزنامه همشهری، پنچشنبه 7 آبان 1388 صفحه 1۵ در هواداری صداها می‌نویسد: &quot;فرزاد موتمن کارگردان قهوه و سیگار است، نه چاقوکشی و کتک‌کاری. چنان که در همین صداها هم که کارگردانی بسیار متناسبی دارد وقتی نوبت کتک کاری و اکشن می‌رسد، همه چیز رنگ می‌بازد. صداها نماینده خلف سینمای روشنفکرانه است، فیلمی برای دانشجوها، کارمندان، و کلا طبقه متوسط، فیلمی که همسو با سلیقه تماشاگر شهرستانی، اندیشیده و ساخته نشده است. با قصه‌ای که بدیع است و غافلگیرکننده.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آقا چرا توهین می‌کنی؟ من پدر جدم هم بچه‌ی تهران بوده، از نام فامیلی‌ام هم می‌توانی بفهمی، البته اگر واقعن بچه‌ی تهران باشی، ولی اگر این آقا خودش را تهرانی می‌داند، و به این حق به دیگران توهین می‌کند؟ من از تهرانی بودنم احساس بدی دارم. خانم‌ها و آقایان، رفقای دیده و ندیده من همین جا از همه دوستان شهرستانی به خاطر نقل جمله سعید مروتی در وبلاگ گردباد معذرت خواهی می‌کنم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آقای عقیقی کجایی تا ببینی به طرفداری از فیلم کپی شما چگونه یک نفر دیگران را به شهرستانی بودن متهم می‌کند. این سخنان مصداق میعاد در لجن نیست؟ رفقای شهرستانی از اینکه به دفاع از فیلم روشنفکری شما را شهرستانی خطاب می‌کنند ناراحت نباشید، برعکس افتخار کنید که در حلقه روشنفکران قرار ندارید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چقدر خوب است که وقتی محاکمه در خیابان اکران شده، همه مدل فیلمی روی پرده است. از فیلم روشنفکری صداها که فیلم‌ندیده‌ها به خاطرش غش و ضعف کرده‌اند تا نیش زنبور، آقای هفت رنگ، زندگی شیرین. هر کسی با هر سلیقه سینمایی می‌تواند فیلم نحله خودش را برود ببیند، ما به کسی کاری نداریم، ولی اگر کسی بخواهد در طرفداری از فیلمی به دیگران توهین کند، آن وخت ما باهاش کار داریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فیلم ندیده‌ها همان ندید بدیدهای سابق بهتر است قبل از ایررورسیبل یا ممنتو که سهل است، باید اول بروند کیلینگ استنلی کوبریک ببینی، بعد هم شورت کات رابرت آلتمن، بعدترش هم کلی فیلم تا برسی به گاسپار نوئه و کریستوفر نولان. داستانهای عامه‌پسند (پالپ فیکشن) داستانی با روایتی غير معمول که یاد کیلینگ (Kiling&lt;WBR&gt;) استنلی کوبریک را زنده کرد،  شیوه خرد کردن سکانسها که تارانتینو بدجوری به آن علاقه دارد از فیلم کوبریک و شورت کات رابرت آلتمن می‌آید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ایضن &lt;A href=&quot;http://azarm.persianblog.ir/post/567/&quot;&gt;آقای عقیقی&lt;/A&gt; همه بد، همه ضد فرهنگ، درختان اسکلتهای بلورآجین، اکثریت کله پاچه‌خور سینمارو قدر هنر را نمی‌داند، قدر شما را نمی‌دانند، آنها یعنی همه یعنی ما منتظر هستند هستیم تا صداها اکران نشود تا روزی یک سانس و آن هم تمامی سانس‌های مرده‌ی چند سینما طوری برنامه‌ریزی شود که حتا دوستداران صداها هم نتوانند فیلم محبوب‌شان را ببیند تا فیلم آبگوشتی شمسی پهلوون و چهارتا شیطون دوباره و صدباره اکران شود تا آنها یعنی همه یعنی ما حالشو ببرند ببریم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ولی آقای عقیقی در این هوای دلگیر، درهای بسته و سرهای در گریبان، دستهای پنهان، نفسها، ابر، دلها خسته، در این فضای عفن، تیره و غبارآلود آیا امکانش هست بگویید صداها که این همه به هنرمند بودنش می‌بالید و آن‌را گلی که در میان خلا روییده و حتا نمی‌تواند بوی مستراب صد ساله را تغییر بدهد چه چیزی دارد که آنها یعنی همه یعنی ما از درکش عاجز مانده‌اند ماندیم؟  یعنی چه چیزی بیشتر از فیلم گاسپار نوئه؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقا نکند فکر می‌کنید فقط خودتان فیلم می‌بینید و دیگران، آنها یعنی همه یعنی ما می‌رویم شمسی پهلوون و چهارتا شیطون را می‌بینیم؟ واقعن صداها چیزی غیر از کپی بسیار مزخرف فیلم برگشت ناپذیر است؟ حالا کدام فیلم کالای کریهی است که ظاهر و باطن خفت‌بارش راه را بر هرگونه تفکر بسته است؟ به قول رضا معروفی توی حکم: خیلی‌ها گل تو خلاشون سبز می‌شه، اما من اون گل بو نمی‌کنم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 14:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=571</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-571.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زخم‌های روحم درد می‌کند</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-570.aspx</link>
<description>&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffcc00&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;برگ‌ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; با باد می‌رقصند&lt;BR&gt;و ما همچنان با هم می‌رویم&lt;BR&gt;می‌نشینیم، حرف می‌زنیم&lt;BR&gt;و همدیگر را به آغوش می‌کشیم&lt;BR&gt;خیلی وقت است که به پای من ایستاده&lt;BR&gt;مرگ را می‌گویم،&lt;BR&gt;بانوی پاییزی من! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شمیران، ظهیرالدوله، ۱۵ دی ۱۳۸۵ &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 10:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=570</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-570.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تهران مخوف، نئو نوآر مسعود کیمیایی</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-569.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#ffffff&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 300px; HEIGHT: 400px&quot; alt=&quot;محاکمه در خیابان اثر مسعود کیمیایی&quot; hspace=5 src=&quot;http://img3.tinypic.info/files/3b5ajemus4sy2kuefyls.jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;محاکمه در خیابان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; فیلمی است با رسم‌الخط ِ دل‌خواه مسعود کیمیایی درباره «اندوه» بزرگی که در دل دارد، درباره مجموعه‌ای از غم‌های باشکوه و ماندگار. محاکمه در خیابان فیلمی به شدت سرد و طاعونی است. که حتا آن کتری توی آن اطاقه که دارد بخار می‌کند هم نمی‌تواند گرمش کند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دنیا دنیای نامردی است. خیانت تا مغز استخوان را می‌سوازند. بد دوره‌ای است رفیق. اینکه کسی که دوستش داری هم بهت خیانت کند یعنی از پشت چاقو تا دسته فرو کنند تو کمرت. چقدر آن کتری که دارد بخار می‌کند توی آن اطاقه از جنس مسعود کیمیایی است. چقدر محاکمه در خیابان سیاه و سفید است. چقدر درد می‌کند دردهایی که درد می‌کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مثل تفنگی که ناگهان توی صورتت شلیک می‌کند بیست و هفتمین اثر مسعود کیمیایی کارت را یکسره می‌کند. تنها چیزی که توی این‌جا پیدا نمی‌شود اعتماد است. چقدر سخت است در این روزگار نامردِ لوطی‌کش نتوانی به کسی اعتماد کنی. کران تا کران لشگر نامردان موج می‌زند هیچ دیواری نیست که بتوانی بهش تکیه بزنی و نفسی تازه کنی. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جامعه ما به سمت سیاه‌ و‌ سفید شدن می‌رود. داریم دوباره به سمت همان فضا‌های سابق می‌رویم و وقتی من به سمت طبقه‌حاشیه‌نشین می‌روم، دیگر نمی‌توانم رنگ‌های شاد را وارد عکس‌هایم کنم. این را مسعود کیمیایی درباره سیاه‌ و ‌سفید بودن تازه‌ترین فیلمش «محاکمه در خیابان» می‌گوید. فیلمی که می‌خواهد خاطرات فیلم‌های قدیمی، همان سیاه‌و‌سفید‌های دهه ۴۰ و ۵۰ را زنده کند و با فضای تیره‌اش، تصویری تازه از جامعه ایرانی بدهد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر چه برای مسعود کیمیایی «محاکمه در خیابان» تنها ادای دین به آن سینما نیست، یک جور بازگشت است به فضای دلخواهش: «من با این فیلم دوباره به دنیای همیشگی‌ام برگشته‌ام.» بیست‌ و هفتمین‌ فیلم مسعود کیمیایی قرار است تجربه تازه‌ای باشد برای او و برای همه آن‌هایی که سینمایش را دوست دارند. قبل‌‌ترها، وقتی از کیمیایی درباره دیدن فیلم‌هایش در سالن سینما می‌پرسیدند، جواب می‌داد سال‌هاست هیچ فیلمی را از خودش در سینما ندیده. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جدیدترین اثر خالق ماندگارترین فیلمهای سینمای ایران رک و پوست کنده است. ولی فکر نکنید به راحتی باقلوا می‌توانید هضمش کنید. نه خیر، محاکمه در خیابان فیلمی است به شدت دردآور که یهو توی گلویتان گیر می‌کند، بغض می‌شود و راه نفس کشیدن را می‌بندد. می‌خواهی بلند شوی توی تاریکی بروی پرده سینما را با چاقو پاره کنی نفس کش بطلبی. هر نامردی از راه رسید شکمش را سفره کنی. مثل اینکه بعضی جاها توی تهران را هر کسی جرات نمی‌کند برود، دیدن محاکمه در خیابان هم برای اهلش است. نا اهلش نمی‌تواند سر از کارش در بیاورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای اولین بار در سینمای مسعود کیمیایی در این فیلم با نگاتیو كار نكرده‌ است. جنس تصویر «محاكمه در خیابان» متفاوت است و كمپوزیسیون،‌ رنگ و كلن حال و هوای عكس‌ها، پیشنهاد تازه‌ای را به تماشاگر می‌دهد. آقای کیمیایی ابتدا برای استفاده از دوربین دیجیتال نگران بوده، چون همیشه با نگاتیو كار كرده‌ است. ولی با اعتماد به تورج منصوری، كه كارش را خوب بلد است، با دوربین جدیدی كار كرده كه حاصلش را در فیلم خواهید دید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;انگار هر بار فیلمی از او اکران می‌شود، مسعود کیمیایی خیالش راحت می‌شود و اصلن به امید همان فیلم قبلی است که اثر بعدی‌اش را شروع می‌کند. البته محاکمه در خیابان انتخاب اول او برای ساخت نبود. کیمیایی می‌گوید: «فیلمنامه‌ای بود به نام شریک که خیلی دوستش داشتم. اما هر بار به مشکلی برخورد و نشد که بسازمش.» مشکلاتی که باعث می‌شود او برای مدتی قید آن فیلم را بزند و به کار دیگری فکر کند. «محاکمه در خیابان» را اصغر فرهادی نوشته و کیمیایی از آن خوشش آمده و با بازنویسی، به فضای همیشگی‌اش نزدیک شده. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فیلمی درباره آدم‌های زمانه ما. آدم‌های به ظاهر دور از جریان روز جامعه، اما موثر در سرنوشت همه مردم. فیلم تازه کیمیایی داستان این آدم‌هاست. نسل تازه‌ای که می‌خواهند درست زندگی کنند اما در دروغ‌های خود ساخته‌شان گم می‌شوند. اما آیا در این فیلم هم باز با جوان‌هایی تلف شده و سردرگم روبه‌روییم؟ آیا کیمیایی باز هم با بدبینی و تلخی به آنها نگاه می‌کند؟ جواب او خیلی سرراست نیست: «آن نوع تلخی که در زبان سینمای من برای شما آشناست، نیست. یک شکل دیگر است که بیشتر به حال‌و‌هوای زمانه برمی‌گردد. خودتان ببینید متوجه می‌شوید. می‌رود به سمت فیلم نوآر…» نئو نوآری درباره طبقه حاشیه‌ای تهران. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مسعود کیمیایی با هر فیلمش ما را به پوکر سلولوید و زندگی دعوت می‌کند. فیلمساز دوران سپری شده. دورانی که عمرش به سر آمده. کیمیایی از جنس عکس قدیمی سیاه و سفیدی است که یک وجب خاک رویش را گرفته و ته زیر زمین خانه متروک توی صندوقچه مرموزی از یاد رفته است. دیگر وسط این همه زرق و برق کی یاد او است؟ کیمیایی فیلمساز نسل فست فود نیست. فست فودی‌ها را چه به کیمیایی؟ باید فرق آیس پک و بستنی اکبر مشدی را بدانی، باید بدانی آب دوغ خیار چه فرقی با بیف استراگانف دارد؟ باید بدانی چه فرقی بین سیاه و سفید و رنگی هست، باید بدانی وقتی سلطان گفت: سیاه و سفیداش اصله یعنی چی؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مسعود کیمیایی برای اهلش یک خاطره‌ی زنده‌ی فراموش نشدنی در تاریخ سینمای ایران است. کیمیایی مثل آهوی زنده مونده است. نسل‌های آینده حسرت زندگی در دورانی را خواهند کرد که او در آن نفس کشیده بود. توی این دنیا مردها فقط یک دسته هستند: مردها. نامردها که جزوه مردها به حساب نمی‌آیند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چهل و یک ساله پیش که عکسش روی جلد ماهنامه ستاره سینما رفت، معتقد بود که نباید ایستاد و باید تجربه کرد و از قیصر گذشت. حالا او در آغاز هفتمین دهه عمرش، همچنان مشغول تجربه است. اگر چه تلخ‌تر، عصیانی‌تر، طاقی‌تر از سابق شده است. اما کیمیایی هنوز یکه است. مردی که می‌شود با فیلم‌هایش عاشق شد، عصبانی شد، کفری شد و فریاد زد. کیمیایی امروز هنوز هم مانند چهل سال پیش مرثیه سرای آدم‌های عاصی تک‌افتاده است. کیمیایی راوی «نا» بودی نسل فراموش شده است. نسلی که دیگر خیلی‌ها نمی‌توانند آنرا به خاطر بیاورند. مثل درخت قدیمی بریده شده امامزاده صالح تجریش.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(153,153,153)&quot;&gt;چاپ شده در روزنامه جهانِ اقتصاد، جهان فرهنگ، صفحه‌ی سینما، سه‌شنبه‌ی ۲۶ آبان ۱۳۸۸&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 17:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=569</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-569.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسین درخشان پیش بینی این روزها را کرده بود</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-568.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33ff99&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;می‌خواهم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; یک خواهش هم بکنم. دوست ‌ندارم هر برخوردی که سیستم امنیتی یا قضایی ایران بخواهد با من بکند تبدیل به چماقی تازه در دست بیزنس‌من‌های شارلاتان حقوق بشر در آمریکا و اروپا شود، که تنها چیزی که برایشان مهم نیست حقوق آدم‌های دیگر است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در نتیجه، راضی نیستم که کوچکترین خبر یا اعلامیه یا فعالیتی به زبان انگلیسی و در صحنه‌ی بین‌المللی یا رسانه‌های فارسی‌زبان هلندی و آمریکایی و انگلیسی و غیره پخش و انجام شود. اگر چیزی برای خبر دادن بود رسانه‌های قانونی داخل ایران طبیعتن آن را بر اساس وظیفه‌شان منعکس خواهند کرد که این از نظر من اشکالی ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسین درخشان،  وبلاگ &lt;A href=&quot;https://i.hoder.com/archives/2008/10/081017_017862.shtml&quot;&gt;سردبیر خودم&lt;/A&gt;، قبل از ورود به ایران، 8/ 10 / 2008&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 07:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=568</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-568.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا خون سنی‌های غزه از شیعیان یمن رنگین‌تر است؟ </title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-566.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #66ffff&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;آل سعود&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; فرمان قتل عام شیعیان یمن را صادر می‌کند و ما در ام القرای اسلام در سکوتی مرگبار به سَر می‌بریم. مگر نه اینکه اینجا کشور امام زمان (عج) است؟ مگر نه اینکه ما خود را شیعه امام حسین (ع) می‌دانیم؟ مگر نه اینکه خداوند در قرآن فرموده: در برابر ظلم به پا خیزید حتا اگر یک نفر باشید؟ آیا این سکوت دل یهودی‌ها، بهایی‌ها و وهابی‌ها را شاد نمی‌کند؟ سکوتی که دل دشمن را شاد کند محکوم است. راستی چرا از این شیعه کشی رگ غیرتِ روزنامه کیهان درد نمی‌گیرد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چرا مرجعییت شیعه، آقایان علما، مدارس دینی، خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری در برابر شیعه کشی امروز جهان ساکت هستند؟ ما باید مرده باشیم که جنگنده‌های عربستان سعودی در روزهای گذشته به پشتیبانی از ارتش یمن، بارها اقدام به بمباران مناطق شیعه‌نشین مرزی یمن کرده‌اند و صدایی از ما در نمی‌آید. خدا ما را بیامرزد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چرا در غزه سینه چاکی می‌کنیم و در افغانستان برای کشته شدن عده‌ای وهابی مسلک که ریختن خون شیعه را واجب می‌دانند خودمان را به هر دری می‌کوبیم ولی در مورد شهادت شیعیان عراق، پاکستان، افغانستان، عربستان و یمن سکوت محض می‌کنیم؟ آدم بعضی وقتها فکر می‌ِکند حکومت ایران یک حکومت وهابی است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نقش عربستان سعودی در سرکوب شیعیان یمن، قدمتی دیرینه دارد. دلیل این نقش‌آفرینی ترس سعودی‌ها از پیروزی جنبش شیعی یمن در برابر حکومت مرکزی است و همچنین پیامی به شیعیان عربستان که می‌تواند وضعیت سیاسی این کشور را دگرگون کند. از سوی دیگر، استان‌های نفت‌خیز یمن نیز همچون عربستان در اختیار شیعیان است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به همین دلیل است که سعودی‌ها با کمک سه ‌میلیارد دلاری که سال پیش و تنها به عنوان بخش اولیه از مبلغی که عربستان برای ریشه‌کن کردن جنبش شیعه الحوثی در یمن به دولت «عبدالله صالح» اختصاص داد، این بار جنگنده‌های خود را مستقیم وارد جنگ ضد شیعی در یمن کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چرا حسین شریعتمداری فریاد وا اسلاما سر نمی‌دهد؟ زمانی که رژيم صهیونیستی یهودی بمب‌های خود را بر سر مسلمانان فلسطینی می‌ریخت جمهوری اسلامی ایران از حقوق آنان دفاع می‌کرد و مدام در جوامع بین المللی فرياد سر می‌داد. حال سوال اینجاست که چرا با وجود جنایات اخیر اعراب سنی علیه شیعیان علی (ع) در يمن، جمهوری اسلامی ساکت است؟ رونوشت به رگ غیرت بعضی‌ها امام خمینی فرمود: &quot;ما اگر از گناه امریکا بگذریم، ما اگر از گناه صدام بگذریم، از گناه آل سعود نخواهیم گذشت.&quot; الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 12:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=566</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-566.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در راستای آرمان قوم یهود کشتن غیر یهودیان شرعن مجاز است</title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-565.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffcc00&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یهودیان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; خود را آماده آرماگدون (מגידו) می‌کنند. یک خاخام برجسته اسراییلی با انتشار کتابی با نام &quot;تورات پادشاه&quot; قتل تمامی غیر یهودیانی را که به عنوان تهدیدی علیه قوم یهود به شمار آیند، شرعن مجاز اعلام کرده است. روزنامه صهيونيستي معاریو خبر داد خاخام اسحاق شاپیرا در کتاب خود تصریح کرده است: &quot;کشتن هر غیر یهودی که تهدیدی علیه ملت اسراییل به شمار آید، هر چند کودک یا نوزاد باشد، مجاز است.&quot; این در حالی است که خاخام شاپیرا در کتاب 230 صفحه ای خود هرگز به تصریح از عبارات &quot; عرب &quot; یا &quot; فلسطینی &quot; نام نبرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با این حال در کتاب شاپیرا آمده است: &quot;بر اساس شرع یهود قتل آن دسته از غیر یهودیان نیز که در پی تصرف خاک سرزمین یهودیان باشند یا با سخنان خود حاکمیت اسرائیل را تضعیف کنند، شرعن مجاز است.&quot; براساس نظر خاخام شاپیرا، کشتن هر فرد اسراییلی که به دشمنان این کشور به صورت مستقیم و غیرمستقیم یاری می رسانند، مجاز است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در همین حال چند خاخام مطرح دیگر چون خاخام اسحاق گینزبرگ و خاخام یعقوب یوسف نیز مطالعه این کتاب را به پیروان خود توصیه کرده‌اند. قرار است این کتاب در مراسمی که در پایان این هفته به مناسبت بیست و نهمین سال قتل خاخام منیر کاهانا در بیت المقدس برگزار خواهد شد، در معرض فروش قرار گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در بخشی از این کتاب همچنین آمده است: &quot; برای مبارزه با دشمنان یهود تصمیم حکومت یا اقدام ارتش لازم نیست. افراد به تنهایی و براساس اجتهادات شخصی خود نیز می توانند به قتل غیریهودیان همت بگمارند.&quot; گفتنی است خاخام شاپیرا مدعی است که استدلالات کتاب خود را بر پایه تفاسیری از صدها آیه و روایت از کتاب مقدس و کتاب شرع یهودیان &quot; هلاخا &quot; استوار کرده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 16:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=565</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-565.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسین با آن سابقه درخشان وبلاگنویسی </title>
<link>http://alaqeband.blogfa.com/post-564.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;نکته&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://chrr.us/spip.php?article6635&quot;&gt;نامه علی کرمی&lt;/A&gt; آنجایی است که تاکید می‌کند هودر: &quot;اعترافاتی سنگین و ثقیل علیه... برخی از فعالین اصلاح‌طلب نموده است.&quot; به قول محسن نامجو که تاکید می‌کند، &quot;...برخی از فعالین اصلاح‌طلب نموده است.&quot; همچنین از کی تا حالا سپاه آنقدر بی‌گدار به آب می‌زند که یک مسئول فنی داروخانه خلیج فارس در تهران، خیابان سردار جنگل، تقاطع نیایش - سردار جنگل، خیابان لادن یا به قولی یک &quot; کف خیابانی&quot;  را با شخصی که امنیتش برای سیستم از درجه بسیار بالایی برخوردار است هم سلول می‌کند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هودر که در خیابان‌های تهران توسط نیروهای لباس شخصی در جریان نا آرامی‌های تابستان 88 بازداشت نشده، هودر رفته اسراییل با معروفترین روزنامه‌ها و تلویزیون‌های تل‌آویو به عنوان یک ایرانی مصاحبه کرده، حالا شما بگویید هودر یک ایرانی - کانادایی است، ولی در زمان مصاحبه و قدم زدن در ارض موعود خود را یک ایرانی معرفی کرده، این را از تی‌شرتی که می‌پوشیده هم می‌شود فهمید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شما اگر حسین با آن سابقه درخشان وبلاگنویسی هم نباشید اگر با بوق و کرنا بروید اسراییل در موقع بازگشت به ایران حتمن بهتان گیر می‌دهند، حتا بدون بوق و سرنا هم بهتان گیر می دهند، چه برسد به کرنا، همین الان به عنوان یک ایرانی در کشوری که زندگی می‌کنید راه بیفتید بروید سفارت اسراییل بعد چند وقت هم پاشید بیاییید ایران، می‌بینید که در فردوگاه بازداشت می‌شوید، حالا اینکه سیستم چطور می‌تواند بفهمد شما در خارج چگونه وارد سفارت اسراییل شده‌اید باشد برای بعد. راستی به امید آزادی حسین درخشان که یک سال است خیلی‌ها از دستگیری او خوشحال هستند ولی به روی خودشان نمی‌آورند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 09:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alaqeband&amp;postid=564</comments>
<dc:creator>alaqeband</dc:creator>
<guid>http://alaqeband.blogfa.com/post-564.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
