هنوز ده سال از واقعه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نگذشته که احمد باطبی معروفترین دانشجوی این سالها آنهم در تیرماه وارد خاک امریکا شد. از تیرماه ۷۸ تا تیرماه ۸۷ زیاد راه نیست. فقط به اندازه عوض کردن جای هفت با هشت. از احمد باطبی که آن پیراهن خونین بالای سر برد تا او که بکگراندش کنگره و پرچم امریکا است.
احمد تو این حق داری که راه خودت انتخاب کنی. تو این حق داری که به امریکا بروی. واشنگتن دی.سی بروی پیش لونا شاد بنشینی لذت ببری. ولی برادر میان این همه بک گراند چرا کنگره و پرچم امریکا را انتخاب کردی؟
باور کن در امریکا جاهای دیگری هم بود که میتوانستی برای اینکه اولین عکست را برایمان بفرستی کنارش بایستی. عکس یادگاری انداختن زیر پرچم امریکا برای کسی که زمانی پیراهن خونین دانشجوی ایرانی را بالای سرش برده یک کمی البته یک کمی زیبا نیست.
احمد تو را به حرمت همان پیراهن خونینی که در تیرماه داغ هفتاد و هشت بالای سر بردی قسم میدهم مواظب خودت باش. جمهوری اسلامی هر چقدر بد باشد نباید باعث شود ما جنایتهای امریکا را فراموش کنیم. این اشتباهی است که خیلیها دارند مرتکب آن میشوند.
ما دشمن هر دسیسهی پنهانیم. ما رفیق هر ترانهی تنهاییم. احمد تو بگو جواب آن سه آذر اهورایی را چه بدهم؟ تو که خوب میدانی به چه علت آن سه قطره خون در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ صحن دانشکده فنی را خونین کردند.
بردار میگویی: "ایرانیها بايد برای مدت یک هفته به آمریكا و اروپا سفر كنند تا آزادی را حس و بوی آن را استشمام كنند و بتوانند احترامی را كه در این خطه برای انسان قائل میشوند با تمام وجود حس كنند!" احمد جان آن آزادی که تو میگویی درست، ولی من و تو و ما که خوب میدانیم گوانتانامو، ابوغریب و هیروشیما دروغ نیست. پروپاگاندای شبکه خبر نیست. احمد حواست به حلبچه، شلمچه، بوسنی، ژپا و غزه هست.

احمد باطبی در امریکا - تیرماه ۸۷
درد غزه درد ما است. درد ابوغریب درد ما است. درد هیروشیما درد ما است. دردِ مردمی که در ایران زجر میکشند درد ما است. درد بشریت درد ما است. استبداد و استکبار هر دو منفور هستند. برای اینکه با استبداد مقابله کنیم که نباید دست به دامان استکبار شویم.

