تبليغاتX
گردباد - کلانتری سرهنگ غفاری ماکتی کوچک از ساختار کلی نیروی انتظامی

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

مهران مدیری در نقش سرهنگ غفاری

فرمانده‌ای که خودش جرم می‌سازد و حکم می‌دهد. متهم بی‌سوادی که پس از ساعتها شکنجه‌ی شدید صدها صفحه اعتراف می‌نویسد، نوجوان دست‌فروشی که در راستای برقراری امنیت به 11 سال زندان محکوم می‌شود.

پیرزنی که تنها به جرم بیرون آمدن بعد از ساعت ۹ شب دستگیر می‌شود و بازدا‌شتگاه‌هایی که از جمعییت دارد می‌ترکد. اینها شما را یاد چه کسی می‌اندازد؟ سرداران رادان یا مهران مدیری؟

مهران مدیری در «مرد هزار چهره» سنگ تمام گذاشت، صحنه‌هایی بکر و هوشمندانه‌ای از حقایق اجتماعی ایران. سرهنگ غفاری بدل انکارناپذیر سردار رادان است که در حوزه استحفاظی‌اش قانون را آن جور که می‌خواهد می‌چرخاند و از خشونت هم هراسی ندارد، حتا تشویق هم در انجام آن می‌کند. برقراری امنیت، قیصریه‌ای است که آن را مجوز هر اقدام قانونی و غیرقانونی می‌کند و اگر نقد و نظری مخالف سد راهش شود، هفت‌تیرکشان به تهدید و ارعاب می‌پردازد.

سرهنگ غفاری در سکانسی دستور حمله به «خانه‌ی تیمی اراذل و اوباش» را می‌دهد و نقشه‌ی عملیات او چنان خشونت‌آمیز است که در توجیهه آن می‌گوید: «در عملیات‌‌های به این اهمیت، تلفات تا چند نفر اهمیتی ندارد.»

فرد معتادی به سرهنگ غفاری تذکر می‌دهد: «معتاد بیمار است، نه مجرم، شما باید کار فرهنگی کنید.» و رییس پلیس به او پاسخ می‌دهد: «کار فرهنگی هم نشانت می‌دهم. ببریدش اتاق بازجویی. آن قدر کتک می‌خوری تا اعتیاد از سرت بپرد.»

طرح امنیت اجتماعی

مهران مدیری کولاک کرد. هنوز صدای ضرب و شتمی که از اتاق بازجویی به بیرون می‌آمد را فراموش نکردم که سرهنگ غفاری به متهمش می‌گوید: «دهنتو ببند. ساکت. گفتم صداتو ببر.» چقدر این سر و صداها و دیالوگ‌ها آشنا است. انگار همین چند وقت پیش آنها را شنیدم. آنچه که در کلانتری سرهنگ غفاری می‌گذرد، ماکت کوچکی از ساختار کلی نیروی انتظامی است.

 

لینک:

:: درخت خشونت میوه‌ای جز خشونت به بار نمی‌آورد گردباد

| لينک ثابت |  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 1:9    |