تبليغاتX
گردباد - مردی به آلت تناسلی نیست

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

حاکم سینمای ایران / عکس از: ساتیار امامیته ته این دنیا فقط معرفتِ که می‌ماند. بچه پنت‌هاوس خیابان آصف زعفرانیه باشی یا در یک آلونک توی پاکدشت وارمین زندگی کنی. زیاد فرقی نمی‌کند. مهم معرفت است که باید داشته باشی.

از DSL ۵۱۲ استفاده کنی یا از خط ۳۳ K . اینها مهم نیست. چندبار تا حالا کورتاژ کردی مهم نیست. مهم جنس‌ است. نه اینکه زن باشی یا مرد. که مردی به آلت تناسلی نیست. به معرفت است. یک دختر آنقدر می‌تواند مرد باشد که یک پسر نمی‌تواند.

معرفت داشته باشی رفاقت، محبت و صمیمیت هم داری. رفیق می‌فهمی چیه. می‌دانی باید به همه خوبی کنی. آن وقت محبت را در حق همه انجام می‌دهی.

نه فقط واسه کسانی که بخواهی از قبیلشون نون بخوری. واسه یک مشت حقوق بیشتر برای کسی دم تکون نمی‌دی.

معرفت داشته باشی پای اشتباهت وای می‌ایستی. مثل ترسوها جا خالی نمی‌کنی. اشتباه کردی باید پاش وایسی. کیمیایی هیچ ربطی به نسل فست فود ندارد. استاد فیلمساز دوران سپری شده است. دورانی که عمرش خیلی وقته به سر آمده. آن تماشاگر فیلم رئیس که شما می‌گویید حق دارد به آن کمدی خیابانی سیامک و رفقا قاه قاه بخندند و ... اصلن تماشاگر فیلم رئیس نیست. آنها باید بروند یک فیلم پاپ‌کورنی ببینند. آنها را چه به رئیس. تماشاگران فیلم آتش بس تهمیه میلانی را چه به رئیس؟

رئیس یک کولاژ است. کولاژی از سکانس و دیالوگ. برای همین فست فودی‌ها و پاپ‌کورنی‌ها از بس آتش بس و فیلم‌های خطی و روتین دیده‌اند نمی‌توانند با رئیس ارتباط برقرار کنند. رئیس اصلن فیلم کسانی که جردن بالا پایین می‌کنند و اکس می‌ترکونند نیست.

استاد خوب جردن و اکس‌پارتی را می‌شناسد. آن صحنه‌ای که اون بچه سوسوله رفته بود برای لعیا مواد تزریق کند را به خاطر می‌آورید؟ پسره شبیهه چه کسانی بود؟ مثل اونایی که جردن بالا پایین می‌کنند نبود؟ دیدن اون پسره وقتی تزریق واسه لعیا انجام داد رفت که رختخواب درست و راسی کند. یعنی خیلی نامرد است. توی اون حالت که اون زن حواسش دست خودش نیست... .

خیلی‌ها فکر می‌کنند کسانی که جردن بالا پایین می‌کنند بچه پولدار هستند. ولی من می‌گویم آنها خرده بورژوا هستند. بچه‌پولدار که جردن بالا و پایین نمی‌رود. بچه‌پولدار با فرار، لامبور، پورش آسفالت های‌وی‌های مونیخ، استکهلم، میامی و شیکاگو را از جا می‌کند. اینایی که تو جردن بالا پایین می‌روند می‌خواهد ادای بچه‌پولدارهایی که گفتم را دربیاورند.

سلطان سینمای ایران / عکس از: ساتیار امامیزیاد فرقی نمی‌کند اهل چه دینی و آئینی باشی. مسلمون هستی انسان باش. مسیحی هستی انسان باش.

زیاد توفیری ندارد آیس‌پک می‌خوری یا بستنی اکبرمشدی یا بسکین اند رابینز در هر صورت انسان باش. یهودی هستی انسان باش. زرتشتی هستی انسان باش. هر چی هستی انسان باش. فمینیست، لیبرال و سکولار هستی، حتی اگر دین هم نداری انسان باش. مرد باش. آن سكانس‌های تماشایی «گوزن‌ها» را يادتان می‌آيد؟ همان جایی كه سيد تير خورده ولی باز به كمک دوستش می‌رود. يا آن صحنه بازكردن قالپاق بهروز توی فيلم «رضا موتوری؟» همه اين صحنه‌ها خاطراتی است كه مسعود كيميایی پس از گذشت اين همه سال بر ذهن ما برجای گذاشته و لحظه لحظه فكر كردن به آن، ما را می‌برد به دنيای مرام و معرفتی كه در آن روزها حرفش را می‌زد.

 
كيميایی جزو تنها كارگردانانی است كه می‌شود فيلمسازی او را به دوبخش تقسيم كرد. قبل از انقلاب و بعد از انقلاب. همه ما و آن‌هایی كه سن سالشان قد می‌دهد با بخش فيلمسازی اول كيميایی بزرگ شده ايم. ای كاش نسل جديد هم با تماشای سرسری آثار جاودانه‌ی آقای كیميایی تصميم نگيرد و حكم صادر نكند. مسعود كيميایی آدم بزرگی است و اين را از روی فيلم‌هايش می‌شود فهميد.
 
زندگي او مصداق ديالوگ بی‌نظيری است كه پولاد در رئیس می‌گويد: «توی مجلس بزرگان، جایی بشين كه بلندت نكنند.» و كيميایی از شروع كارهايش اين عبارت را رعايت كرده تا حالا خودش يکی از بزرگان به حساب می‌آید.
 
تو کافه تیتر به ساتیار گفتم که ۳ ساعت تمام داشتم اینترنت زیر و رو می‌کردم ولی دریغ از یک عکس آقای مسعود کیمیایی که تا به حال جایی دیده نشده باشد. ساتیار گفت: یک زنگ می‌زدی برات چند تا دیده نشده ایمیل می‌کردم. حالا ساتیار چند قطعه عکس از سلطان، رئیس، استاد و حاکم سینمای ایران را در سایت خودش در معرض تماشا گذاشته است.
 
ثبت تصاوير از استاد كار دشواری است. آن هم زمانی كه در حريم خصوصی‌اش باشی و بخواهی از دريچه دوربين خالق آثار بزرگ و جاودانه‌ در سينما را ببينی و شاتر را فشار دهی. زمستان سال گذشته، اين تصاوير در محل كارش ثبت شد تا امروز وقتی آخرين ساخته‌اش بر پرده سينما است بهانه‌ای شود براي نمايش آن عكس‌ها. عکس‌هایی که از دوران ما به یادگار خواهد ماند.
| لينک ثابت |  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 11:31    |