تبليغاتX
گردباد - چرا این‌گونه زن بودن؟

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

من در این ماجرای روی جلد مجله زنستان سکوت کردم. دوست دارم ببینم فضا  به چه صورت پیش می‌رود. هنوز هم به نظر خودم بهتر است دوستان و عزیزان این حرکت بچه‌های مرکز فرهنگی زنان را نقد کنند و به چالش بکشند. در همین رابطه از خانم مریم مهتدی درخواست کردم به عنوان یک زن نظرشان را در اینباره بگویند. این نوشته‌ی ایشان است که به صورت اختصاصی در گردباد منتشر می‌شود. 

عکس جنجال برانگیز زنستان درباره ازدواج موقت / زنستان ارگان رسمی مرکز فرهنگی زنان استمریم مهتدی: فارغ از این‌که چرا هرچند وقت یک‌بار فمینیست‌ها بهانه‌ای دست مردان می‌دهند برای حمله به جنبش فمینیستی، و جدا از این‌که گاهی فعالیت‌های فعالانِ این عرصه خود باعث این اتفاق می‌شود، توضیح سایت زنستان در مورد عکس جلد شماره‌ی ۲۶ این نشریه، وادارم کرد تا به عنوان یک زن، نسبت به این مساله واکنش نشان بدهم.

طبیعی است که با توجه به فرهنگ متاسفانه مردسالار ما، و جامعه‌ای که مردها تقریباً همه‌کاره‌ی آن به حساب می‌آیند، وقتی بحث ازدواج موقت مطرح می‌شود، زن‌ها واکنش منفیِ شدیدتری نسبت به مرد‌ها نشان بدهند.

اما مساله این است که حد و حدود این واکنش چقدر باید باشد؟ آیا روی صحبت زن‌ها، باید با مردانی باشد که این بحث را مطرح کرده و موافق آن هستند، یا کسانی که زن نیستند؟ و واقعاً حدود این اعتراض تا کجا باید پیش برود؟ آیا این‌که در عکس یا کاریکاتوری (!) دو مرد را چهاردست و پا در میان علف و چمن نشان بدهیم عبور کردن از مرزِ اعتراض است یا واقعاً اهدافی را دارد که دوستان زنستان در توضیحشان به آن‌ها اشاره کردند؟

این‌که در توجیه به تصویر کشیدن مردها به صورت حیواناتِ چهارپای در حالِ چرا، بگویند حافظه‌ی بصری مردانه ناراضی شده‌ است همان‌قدر بی‌ربط است که استفاده از این عکس در اعتراض به طرح مساله‌ای مثل ازدواج موقت. در این‌که در طول تاریخ این کشور و در فرهنگ مردسالارمان، همیشه به زن‌ها ظلم شده و همواره در فیلم‌ها، یا هرچیزمان، زن‌ها مورد ظلم قرار گرفته‌اند و تصویری از آن‌ها ارائه شده که هر زنی را ممکن است ناراحت کند، شکی نیست، اما این ماجرا نباید دلیل این مثلاً مقابله به مثل بشود.

"تن دادن به شرایطی پست و غیر انسانی" با مثلاً الاغ یا گوسفند بودن فرق می‌کند. "ناخوش بودن تصویر" با اهانت فرق می‌کند و این همان مرزی‌ست آن‌قدر ظریف که عبور کردن از آن گاهی احساس هم نمی‌شود. برایم سئوال پیش می‌آید که اگر ما نشریه‌ای داشتیم که مردها برای طرح جلدش همین تصویر را با دو خانم استفاده می‌کردند، آیا به همین سادگی از کنار آن می‌گذشتیم یا باز هم فریادمان از اهانتِ مردان به زن‌ها بلند می‌شد؟ شاید اگر به این سئوال بتوانیم پاسخ منصفانه‌ای بدهیم، به علت نارضایتی بصری یا غیر بصری نگارنده به عنوان یک زن، از دیدن این تصویر هم برسیم.

متاسفانه علی‌رغم توضیحات دوستان در زنستان، استفاده از تصویری که چندان کاریکاتور هم نیست، نه تنها ربطی به حافظه‌ی بصری مردانه و زنانه ندارد، که چندان به "هوشمندی و عمق" هم مربوط نمی‌شود. یادمان باشد که به تصویر کشیدن هر جنسیتی، یا هر شخصی در هر جایگاهی در نقش یک حیوان، یک توهین محسوب می‌شود و در مقابل آن دفاع کردن به این صورت و با این توضیحات همان‌قدر تعجب‌بر‌انگیز است که استفاده از آن تصویر.

نمی‌دانم کی، ولی امیدوارم روزی بتوانیم شاهد این باشیم که جنبش‌های فمینیستی با عبور نکردن از این مرز‌های ظریف بهانه‌ای دست مردان برای مبارزه با این جنبش‌ها ندهد و مثل سابق، نیرو و توانش را صرف کارهایی بکند که باید، نه فقط ایجاد حواشی و جوی که حمایتِ آن عده‌ی محدود را هم از دست بدهد.

پی‌نوشت:

جمله‌ها و عبارت‌های داخل گیومه عیناً از متن توضیح سایت زنستان کپی شده است.

 

لینک:

:: زنستان پاسخ دهد علیرضا شیرازی

:: تا زمانی که اين تصوير از سايت زنستان حذف نشود و به اشتباه خود اعتراف نکنيد، به هيچ يک از اخبار شما لينک نخواهم داد نیما اکبرپور

:: كسی كه با ازدواج مشكل دارد، از جای ديگر مشكل دارد کوروش ضیابری 

:: هدف عکس زنستان توهین به انسان است امیرحسین ایرجی

:: امپراتور روی جلد شما لخت است نیما عصیان

:: روشنفکری و نو گرایی و تلاش برای برابری حقوق انسان‌ها یعنی این؟! سیامک قاسمی

:: یک سوال اساسی از دخترهای زنستانی کوروش ضیایبری

:: توجیهاتی بدتر از گناه راز نو

| لينک ثابت |  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 15:56    |