تبليغاتX
گردباد - کافه تیتر به دستور اماکن پلمپ شد

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

کافه تیتر به دستور اداره اماکن پلمپ شدفکر کردن را نمی‌توان پلمپ کرد. اندیشیدن را نمی‌توان تعطیل کرد. توی این روزهای سربی میان این شهر در اند دشت، میان این همه کافه ژیگول باید کافه‌ی ما، کافه تیتر را ببندند.

البته مایه افتخار است. چون نشان داده می‌شود کافه تیتر یک سر و گردن از تمامی همصنفانش بالاتر است. کافه تیتر فقط به این دلیل بسته شد.

چون اگر قرار بود یک کافی‌شاپ صرف باشد که دخترها با پسرها و برعکس در آن قرارهای عاشقانشان را می‌گذارند تا ابد باز بود.  کرکره‌ کافه تیتر پایین آمد چون کار فرهنگی می‌کرد. تیتر بسته شد به این دلیل که اگر هر زمان از روزهای بی‌خاطره سری به آن می‌زدید حتمن دوستان اهل فرهنگ بسیاری را در آن می‌دید و به راحتی تنهایی‌تان پر می‌شد.

پاتوق بغض‌های ما تعطیل شد. از اسفند ۸۴ تا تیر نامرد ۸۶. زمان چه نارفیق در حرکت است. صندلی لهستانی‌ها کافه تیتر دیگر ما را نخواهد دید. خیابان صبای جنوبی دیگر صدای قدم‌های ما را نخواهد شنید. آقایان اماکن دلتان خنک شد؟ دیگر جایی نیست که ما برای لختی در آن احساس آرامش کنیم.

دیگر بیتا و بهنام را پشت پیشخون نمی‌بینیم. از جلسات نقد و بررسی و نشست‌های ادبی و فرهنگی و هنری کافه تیتر خبری نخواهد بود. دیگر سه‌شنبه‌‌ها کافه تیتر معبد بچه‌های تئاتر نیست. کافه‌ای که به حق هیچ وقت متهم به روشنفکربازی نشد باید بسته شود و در این بستن سِری است. اگر کافه تیتر هم مثل خیلی از کافه‌های دیگر فقط پاتوق روشنفکرهای پوشالی بود هیچ وقت بسته نمی‌شد.

قرار است به فرموده کافه تیتر در تاریخ ۴ / ۴ / ۱۳۸۶ خورشیدی پلمپ شود. امروز ساعت ۵ عصر سوم تیر در کافه تیتر حضور پیدا می‌کنیم تا آخرین لحظه‌ی حضورش و حضورمان را در آن گرامی بداریم. کافه تیتر به تاریخ پیوست.

 

آدرس: چهارراه ولیعصر - خیابان برادران مظفرجنوبی- نرسیده به بیمارستان مداین- جنب ساختمان علاالدین- کافه تیتر

 

لینک:

:: برای ما کافه تیتر، تنها کافه روزنامه‌نگاران ایران [متن کامل]

 :: خدایا کافه‌تیتر را به تو می‌سپاریم [متن کامل]

:: کافه تیتر، چشم ما بود ... چشم نبندیم [متن کامل]

:: برای کافه‌ی روزنامه‌نگاران [متن کامل]

:: کافه تیتر ،کافه نادری نسل ما [متن کامل]

:: کافه تیتر را بستند؟ می بندند؟ چه فرقی می کند؟ [متن کامل]

 

پانوشت:

:: یک معجزه. فقط یک معجزه می‌تواند به کمک ما بیاید. من دلم هنوز به یک معجزه که از راه برسد می‌لرزد. یعنی می‌شود امروز عصر ساعت پنچ یک معجزه. فقط یک معجزه.

:: [شما به ضیافت پینوکیو دعوت هستید]  لطفن برای دیدن تئاتر پینوکیو در پای همان پست کامنت بگذارید. اخبار تکمیلی ارسال خواهد شد.

| لينک ثابت |  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 9:42    |