تبليغاتX
گردباد

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

جایی برای پیرمردها هست. اخوان کوئن را صدا کنید. اسپانیا بعد از ۴۴ سال توسط پیرمردی ۷۰ ساله قهرمان اروپا شد. هنوز دود از کنده بلند می‌شود. ماتادورها تا صبح خواهند رقصید. گیتار، ترانه، لورکا، شراب، شاملو، دخترهای مو مشکی، پسرهای عاشق. اسپانیا کشوری است که لورکا برایش شعرهایی جاودانه گفته است و آرژانتینی‌ها به اسپانیایی‌ها می‌گویند پسر عمو.

قهرمانی ماتادورها پیش چشم مانکن‌ها، هولی اسپانیا

حالا شاید بهتر بتوانید بفهمید چرا اینقدر دوست داشتم آلمان به فینال راه یابد. گاوهای خشمگین اروپا قهرمان شدند.  بعد از ۴۴ سال اسپانیا توانست به جامی معتبر بوسه بزند. فرناندو تورس تنها گل این مسابقه را در دقیقه 33 به ثمر رساند. تورس با به ثمر رساندن هفدهمین گل خود در ۵۴ بازی ملی، نخستین جام را از زمان قهرمانی اسپانیا در اروپا در سال 19۶4 نصیب این کشور کرد.

مانکن‌های اروپا یک تیم دختر پسند هستند. دخترها دوست دارند بازی‌های ایتالیا از اول تا آخر به صورت کلوزآپ پخش شود. ولی ایتالیا باخت. آتزوری نتوانست از ترفند قدیمی، دفاعی بازی کردن و در ضد حمله‌ها گل زدن یا بازی را در پنالتی بردن، استفاده کند. حالا هم دخترها عزا گرفته‌اند و همپای پیرلو گریه می‌کنند.

مانکن‌ها ۴ بار قهرمان جهان شده‌اند. دوبار از آن توسط قدرتِ نظامی موسولینی به دست آمد. یکبار هم که با اخراج زیدان قهرمان جهان شدند. ایتالیایی‌ها فقط یکبار بدون هیچ حرف و حدیثی به قهرمانی دست پیدا کردند. ۱۹۸۲ در زمانی که دینوزف یک تنه ایتالیا را به قله فوتبال جهان رساند.

قهرمانی در سال 2006 ایتالیا کثیف است. ماتِرادزی با زیدان چه کار کرد؟ این کجای فوتبال است؟ این کجای فِر پلی است؟ اگر زیدان اخراج نمی‌شد که ایتالیا مثل 94 لوله می‌شد. البته فاجعه برن در حافظه‌ی تاریخ ثبت شد. ایتالیا لوله شد رفت قاطی باقالی‌ها.
 
آلمان در شب آخر هرگز فرصت واقعی برای گلزنی پیدا نکرد. این در حالی است که یک ضربه سر تورس به تیر دروازه خورد و او از به ثمر رساندن یک گل دیگر محروم شد. این بازی در ورزشگاه ارنست هاپل اتریش برگزار شد. روبرتو روزتی، داور ایتالیایی این بازی، در دقیقه ۴۳ نیمه اول این بازی، ایکر کاسیاس و میشاییل بالاک، کاپیتان‌های دو تیم را با کارت زرد جریمه کرد.
 
در فينال یورو ۰۸ فوتبالی زيبا، شناور و جذاب از تيم اسپانیا مشاهده كردیم. ماتادورها در طول اين تورنمنت توانستند ماکیاولیسم ايتاليا، زمختی روسيه، تجربه‌ی سوئد و فوتبال مکانیکی آلمان را شکست دهند. ممنون پیرمرد، گل کاشتی.

| لينک ثابت |  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:15    | 

اوراسیایی‌ها باختند تا فینال واقعن اروپایی باشد. اصلن چه معنی دارد که در خاک اروپا کشورهایی به فینال برسند که بیشترین وسعت خاکشان در آسیا قرار دارد. قبل از اوراسیایی‌ها هم ایتالیایی‌ها باختند تا جام ملتهای اروپا از لوث وجود آنها که زشت بازی می‌کنند پاک شود. كاتاناچیو لاجوردی انگار دیگر جواب نمی‌دهد. چون آتزوری در این جام به شدت نابود شد.

هیچ وقت هم طرفدار تیم فوتبال آلمان نبوده و نخواهم بود. ولی در مقابل ترک‌های عثمانی از ژرمن‌ها طرفداری کردم. چون هیچ جوره آبم با آنهایی که بعد از باخت به سوییس در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ آن حرکات ضد اخلاقی و ضد ورزشی را انجام دادند توی یک جوب نمی‌رود. ترک‌ها اول بروند یاد بگیرند که جنبه‌ی باخت داشته باشند بعد دم از فوتبال بزنند.

| لينک ثابت |  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 2:28    | 

۱۰ سالم بود که بازی هلند و شوروی را از تلویزیون دیدم، در آن بازی نارنجی‌های اروپا توانستند شوروی کمونیست را دو بر هیچ نابود کنند و با اقتدار قهرمان جام ملتهای ۱۹۸۸ شوند و حالا بعد از بیست سال شکست لاله‌های نارنجی از روس‌ها بدجوری ضد حال زد.

مارکو فان باستن یاد آور دوران کودکی نسل من است. آن روزها که مثلث هلندی در زمین جادو می‌کرد. رود گولیت، فرانک ریکارد و مارکو فان باستن. هلند هیچ وقت قهرمان جهان نشده است. ولی صدها برابر بیشتر از انگلیس و فرانسه که فقط یکبار قهرمان شده‌اند لیاقت قهرمانی را داشته است.

یوهان کرایف، رود گولیت، آری‌هان، فرانک ریکارد، رونالد کومان، مارکو فان باستن، دنیس برگمپ و ... تنها نامهایی هستند که هیچ وقت نتوانسته‌اند به جام جهانی بوسه بزنند. آیا می توانید منکر بازی ناب آنها شوید. چه کسی می‌تواند گاو خشمگین و راننده تاکسی را به این دلیل که اسکار بهترین فیلم را به دست نیاورده‌اند انکار کند؟

فوتبال بدون لیاقت از بین می‌رود. روح فوتبال می‌میرد وقتی یک تیم لیاقت قهرمانی ندارد قهرمان شود. حالا بخواهد ایتالیا باشد یا انگلستان یا حتا آرژانتین. اصلن هم از طرفداراهای کل خر فوتبال خوشم نمی‌آید. پس فِر پلی چه می‌شود؟ کل خر بودن با تیفوسی بودن خیلی فرق دارد. به قول رضای اعتراض: تعصب خوبه اما نه اونقدر که اجازه داشته باشه زندگی یه آدم نابود کنه. ترکیه خری بازی می‌کند و طرفدارانش کل خر هستند. 

برای همین در بازی آلمان و ترکیه به تشویق ژرمن‌ها خواهم پرداخت و از اعماق قلبم برای پیروزی آریایی‌ها بر ترک‌ها دعا می‌کنم. ترک‌ها و روس‌ها اگر بتوانند به فینال راه پیدا کنند باید فاتحه جام ملتها را خواند. آخر چهره‌ی جنتلمن یوآخیم لو کجا؟ قیافه‌ی عرق‌خوری از پای بساط بلنده شده‌ی فاتح تریم کجا؟ 

تیمی می‌تواند و توانایی‌اش را دارد بیایید و تیم مورد علاقه‌ی مرا شکست دهد. ولی اگر نه پس تیم مورد علاقه‌ی من حق دارد قهرمان شود. همان طور که روسیه توانست هلند را شکست دهد. ولی روسیه لیاقت ورود به فینال را ندارد. 

"روس‌ها سزاوار برد بودند." این جمله‌ی مربی هلند بعد از باخت به روسیه شخصن به من نشان داد بیست سال دوست داشتن مارکو فان باستن الکی نبوده است. حریف قدرش خوبه. من به حریف قدرتمند که اصول اخلاقی را رعایت کند احترام می‌گذارم.

تختی وقتی دید حریف کتفش آسیب دیده یک تنه با او کشتی گرفت. تازه او را هم شکست داد. ولی مردانه شکست داد. اگر هم می‌باخت مردانه باخته بود. مردی ربطی به ریاضی و مغز ندارد. چه کسی می‌تواند بگوید تختی اشتباه کرده است؟ فقط کسانی که نامرد هستند.

دن کورلئونه در اوج قدرت به اصول خودش وفادار است. در جمع سران مافیا در نیویورک خطاب به آنها می‌گوید حاضر است هر تجارتی را انجام دهد غیر از تجارت زن و مواد مخدر. اینکه پدرخوانده مثل آب خوردن حکم قتل صادر می‌کند ولی به یک سری اصولی که برای خودش تعریف شده وفادار است برای من قابل احترام است.

لئون یک آدم‌کش حرفه‌ای است. قرداد می‌بندد، پول می‌گیرد و آدم می‌کشد. ولی وسط پروفِشنال حتمن باید گلدان و ماتیلدا را نجات دهد. این اصول لئون است که مرا عاشق و شیفته‌ی او می‌کند. گوست داگ هم یک آدمکش است. یک آدمکش حرفه‌ای. ولی به یک سری اصول پایبند است. دن کورلئونه جایی وسط فیلم پدرخوانده می‌گوید: من بدون پسرم عکس نمی‌اندازم.

| لينک ثابت |  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:24    | 

توی این هوای گرم هیچی به اندازه‌ی باخت ایتالیا و استقلال در یک روز مزه نمی‌دهد. مثل یک لیموناد تگری است کنار سواحل هاوایی. تازه ایتالیا دوسال از آخرین قهرمانی جهانش می‌گذرد، تازه ایتالیا بعد از سی سال از هلند شکست خورد.

آخرین باری که نارنجی‌ها توانسته بودند مانکن‌ها را بکشند بيست و يكم ژوئن سال 1978 بود. در آن بازی ایتالیا ابتدا با گل به خودی ارنی برندتس پیش افتاد، ولی پس از آن خود برندتس توانست گل تساوی را به ثمر برساند و در نهایت آری‌هان، قرمزته، گل دوم هلندی‌ها را زد تا نارنجی‌ها پیروز میدان باشند.

ایتالیایی‌ها پس از آن باخت، سه دهه بود كه هیچ بازی را به هلندی‌ها واگذار نكرده‌ بودند و از هشت بازی انجام شده تنها دو تساوی در كارنامه‌شان ثبت کرده بودند. وقتی ایتالیا پیراهن استقلال را بر تن دارد حقش است که این جوری ببازد. قهرمان جهان که چهار ستاره طلایی بر روی لباسش نقش بسته، سه بر هیچ از هلند باخت (فاجعه برن) تا چیزی از این تیم پوشالی باقی نماند.

رییس کمیته‌ی داوران ایتالیا فردای بازی اعلام کرد که گل اول هلند به آتزوری کاملن صحیح بوده است. پس آبی‌ها الکی دنبال بهانه و آفساید نگردند. سه گل مَشتی از هلندِ مارکو فان باستن خوردند تا هیچ وقت فراموش نکنند که فوتبال فقط دفاع نیست. یک تیم باید حمله هم بکند. ترسو‌ها فقط دلشان را به ضد حمله خوش می‌کنند. من حالم از فوتبال تدافعی بهم می‌خورد.

گل‌های هلندی یکی از یکی قشنگ‌تر بود. حتا گل دوم آنها آدم یاد گل دنیس برگمپ به آرژانتین در جام جهانی ۹۸ می‌اندازد. همان بازی که چند ثانیه قبلترش آریل اورتگا از بازی اخراج شد و معلوم بود که رویاهای آبی و سفید امریکای جنوبی در فرانسه به پایان رسیده است.

البته پایان بازی ایتالیا و هلند تمام کابوس ایتالیایی‌ها نیست. هنوز اصل ماجرا باقی مانده است. فرانسه می‌خواهد برای آنها که زشت بازی می‌کنند شاه بیت گروه مرگ را بسراید. ایتالیا باید یاد بگیرد که خوب، مردانه و درست بازی کند. باید بفهمد حمله کردن یعنی چه.

یعنی چی فقط دفاع می‌کنند و دلشان را به ضد حمله‌ها خوش. آدم یادِ سپاهان می‌افتد. یادتان هست که سپاهان یک نیمه از خط وسط زمین اصلن نگذشت. ایتالیا، استقلال، سپاهان با دفاعی بازی کردنشان روح فوتبال را می‌کشند. پس حقشان است که ببازند.

قهرمان جهان را باش چهاره ستاره به نشانه‌ی چهار بار قهرمانی جهان بر روی سینه‌اش دارد ولی مثل بچه دبستانی‌های شهر رم بازی می‌کند. خوب است یک کمی هم به جای پرداختن به جرجیو آرمانی، امپریو آرمانی، گوچی و ورساچه کمی هم دوستان به فوتبال بپردازند.

| لينک ثابت |  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 13:12    | 

من طرفدار فوتبال و شور و هیجان آن هستم. این همه انبوه تماشاگران در استادیوم که دچار حمله‌ی قلبی می‌شوند. آنهایی که توی اتوبوس نشسته‌اند به خاطر برتاپ سنگ و شکستن شیشه سر و رویشان خونین می‌شود. جوان‌هایی که این هیجان را با مِی گساری و ویراژ دادن در خیابان‌ها بروز می‌دهند و با پارچه نوشته‌هایی که از مینی‌بوس‌های مملو از سرنشین بیرون آورده‌اند و تکان می‌دهند بی‌آنکه حواسشان باشد با یک تریلی غول‌پیکر تصادف می‌کنند. هواداران متعصبی که ترقه و فشفشه آتش می‌زنند و باعث کوری خودشان می‌شوند. همه‌ی اینها مرا به وجد می‌آورد.

امبرتو اکو

 

فوتبال دوباره عالم گیر خواهد شد. ۱۸ خرداد آغاز جام ملت‌های اروپا است. مسابقاتی که از آن بعد از جام جهانی فوتبال نام می‌برند. فوتبال چه راز و رمزی دارد که میلیاردها نفر را در سراسر جهان معطوف به خود کرده است.

فوتبال نوعی سینما است. آنهم با ژانرهای مختلف. فوتبال درام است. بهت روبرتو باجو بعد از زدن ضربه پنالتی به برزیل و اشک‌های دیه‌گو در فینال نود فراموش ناشدنی است. صورت برافروخته‌ی استوارت پیرس و چهره غمگین فرانکو بارزی.

کدام فیلم درام مانند این صحنه‌ها می‌تواند میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار دهد؟ فوتبال سورئالیسم است. فریادهای رشید یکینی درون دروازه بلغارستان و یورگن کیلیزمن توی دروازه ایران شما را یاد چی می‌اندازد؟فوتبال تلفیق اشک و شادی است. ترکیب اکشن، درام و کمدی، تبلور حقیقت مستطیل سبز و تجلی اراده در میدان‌های بزرگ.

فوتبال غیر قابل پیش بینی است. همان گونه که اجراهای مختلف یک فیلم با هم فرق دارند. هر نسلی ستاره‌های نسل خودش را دارد. روزهایی که فرانس پوشکاش، آلفردو دی استفانو و هانس شافر در مستطیل سبز غوغا می‌کردند.

بعد از آن نوبت بابی چارلتون، اوزه بیو، پله، لئو یاشین، ساندرو ماتزولا و کمی بعد هم اووه زیلر و فرانس بکن‌بائر. نسل بعدی نسل یوهان کرویف، گرد مولر، جانی ریورا، جرزینیو، یوهان نیسکنس و پل برایتنر بود. تا اینکه نوبتِ اسطوره‌ی تاریخ فوتبال رسید.

مارادونا در دورانی که ستارگانی همچون خورخه والدانو، میشل پلاتینی، ژان پیر پاپن، سوکراتس، زیکو، رودی فولر بهترین‌های تیمشان بودند آرژانتین قهرمان جهان کرد. دهه نود با حضور یورگن کیلیزمن، لوتار ماتیوس، هریستو استویچکوف و روماریو ولی همه چیز تحت شعاع مثلث هلندی بود. رود گولیت، فرانک ریکاردو، مارو فان باستن.

کمی بعد هم نوبت روبرتو باجو، جان لوکا ویالی، کارل پوبورسکی، آریل اورتگا و اریک کانتونا بود. بعد از آنها هم رونالدو، الساندرو دل‌پیرو، زین‌الدین زیدان، لوئیس فیگو و دیوید بکام. حالا هم که کریس رونالدو، وین رونی، کارلوس توس، خوان ریکلمه، لیونل مسی و... .

هر نسلی ستاره‌های نسل خودش را دارد. ولی فقط یک نفر مارادونا می‌شود. جهان یک شکسپیر دیگر را به خود خواهد دید ولی یک مارادونای دیگر محال است.  علی دایی رکورد پوشکاش را شکسته است. ولی ما که خوب می‌دانیم  فرانس پوشکاش توی فینال جام جهانی سه بار دروزاه آلمان را باز کرده است. ولی علی دایی حتا یک بار هم نتوانسته در جام جهانی گلی را به ثمر برساند.

جام جهانی پیشکش. علی دایی حتا نتوانسته با لباس پرسپولیس به استقلال گل بزند. علی دایی از جنس اسطوره‌های فوتبال نیست. برای همین زود فراموش می‌شود. حتا اگر در اردبیل استادیومی را به نامش کرده باشند.

| لينک ثابت |  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 21:13    | 

ملکه الیزابت باید یک لقب سِر دیگر به سرالکس فرگوسن اعطا کند. بردن چلسی، آبروموویچ، پوتین روسی، آوران گرانت یهودی آنهم در خاک دشمن، مسکو، فقط از یک سرباز جان برکف (شوالیه) برمی‌آید. فینال جام باشگاه‌های اروپا با برتری كامل شیاطین سرخ آغاز شد. شاگردان فرگوسن به لطف برتری‌شان بر توپ همه‌كاره میدان بودند.

قهرمان جزیره با پاس‌های كوتاه و صحیح بازیكنانش هیچ فرصتی به آبی‌های لندنی نداد و در دقیقه 26 رونالدوی سرخ بهترین بازیكن فصل جاری منچستریونایتد، سانتر وزلی براون را با ضربه سر وارد دروازه پترچک دروازه‌بان تیم مولتی میلیاردر روس را باز کند تا منچستر به گل برتری دست یابد.

در پایان نیمه اول چلسی توانست بازی را به تساوی برساند. شوت مایكل اسین در ميانه راه به ریوفردیناند برخورد كرد تا فرانک لمپارد از موقعیت به دست آمده نهایت استفاده را ببرد. تاكنون سابقه نداشته است كه قهرمان لیگ قهرمانان اروپا در وقت اضافه مشخص شود.

در فینال لوژنیکی مسكو هم این سنت ادامه یافت. پنالتی‌ها همه چیز را مشخص کرد.  وقتی آنلکا پشت توپ ایستاد یکی از استقلالی‌های دوآتشه طرفدار چلسی بلند شد باهام دست داد و گفت: آقا قهرمانی منچستر را تبریک می‌گویم، الان آنلکا می‌زند و ون‌درسار هم می‌گیرد.

همان چیزی که او گفته بود اتفاق افتاد. منچستر برای سومین بار قهرمان اروپا شد. بشمار. ۱۹۵۸، ۱۹۹۹ و ۲۰۰۸. سرالکس با این قهرمانی توانست به ۲۹ جام رسمی در زمان مربیگری با شیاطین دست پیدا کند. کاش فیفا اجازه می‌داد منچستر یونایتد با فرگوسن در جام جهانی حضور پیدا کند. منچستر قهرمان و سرالکس افسانه‌ای فقط جام جهانی را کم دارند.  

| لينک ثابت |  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 14:50    | 

قهرمانی از این دلچسب‌تر در جهان وجود ندارد. تا به حال فقط طرفداران منچستر یونایتد در سال ۱۹۹۹ که یکبار تیمشان در فینال چمپیون لیگ تا دقیقه ۹۰ مقابل بایرن مونیخ باخته بود و با دوگل ظرف یک دقیقه پیروز شدند، شور و حال دیروز راهبان سرخ را تجربه کردند.

دیروز معبد آزادی یکی از تاریخی‌ترین روزهای عمرش را سپری کرد. تمامی آن جمله‌هایی که درباره بازی فینال منچستر و بایرن مونیخ نوشتم درباره آخرین بازی ارتش سرخ و سپاهان مصداق دارد. ۹۰دقیقه دفاع حال آدم را از آن فوتبال مکانیکی بدجوری بهم می‌زند. ترسوها می‌بازند و اینبار هم باختند. بایرن در طول بازی دلش را به همان گل نیمه اول خوش کرده بود ولی فراموش کرده بود فوتبال عرض هم دارد و آن وقت‌های تلف شده است. سپاهان هم فراموش کرده بود فوتبال ۹۰ دقیقه است به اضافه وقت‌های تلف شده.

دقیقن سپاهان هم ۹۰ دقیقه دفاع کرد و ای کاش فقط دفاع می‌کرد سپاهان ضد فوتبال بازی کرد. نود دقیقه دلش را به تساوی با پرسپولیس خوش کرده بود تا بتواند قهرمان ایران شود. ولی ترسوها می‌بازند و اینبار هم باختند. تاریخ جای ترسوها نیست. فینال ۹۹ بایرن ترسو بود برای همین شکست خورد. هفتمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران هم سپاهان ترسو بود چون یک گل زد بعد همش دفاع کرد.

شیر سرخ آسیا بعد از ۶ سال با کسر ۶ امتیاز در دقیقه ۹۶ قهرمان ایران شد تا ثابت کند عدد ۶ برای پرسپولیسی‌ها خیلی شانش دارد. پرسپولیس در سالی قهرمان شد که استقلال بیشترین باخت را در تاریخ باشگاهش به ثبت رساند. ۱۳ باخت همه‌ی استقلال بود.

از ذوب آهن اصفهان گرفته تا صنعت نفت آبادن تیمی که به دسته پایین‌تر سقوط کرده استقلال را شکست دادند و در جدول لیگ حرف‌ای استقلال رتبه‌ دو رقمی را تحمل می‌کند. حالا خوب است استقلال چهاردم نشد.

بعد از ساعت‌ها زیر تابش مستقیم نور خورشید، ۹۰ دقیقه استرس‌، تشنگی، دلهره و نگرانی. ساعت اسکوربرد نشان می‌داد که ضیافت رویایی سرخ دارد خراب می‌شود. راهبان سرخ‌پوش مثل دقیقه اول پرسپولیس را به شدت تشویق می‌کردند. روح سرکش سرخ بالاخره در کالبد سپهر حیدری دمید شد و صدای نعره شیر سرخ آسیا تا اصفهان رفت.

پرسپولیس پیروز از از پمپئی خارج شد. آنهم به تماشایی‌ترین و سینمایی‌ترین شکل ممکن. قهرمانی پرسپولیس نه فتح یک جام که ضیافتی برای ثبت در تاریخ بود. کودکان تقویم‌های نیامده حسرت ۲۸ اردی‌بهشت ۸۷ را خواهند خورد که چرا نبودند تا وارد تاریخ شوند. قهرمانی در روزی سراسر سرخ و آن هم در باشکوه‌ترین ثانیه‌ها.

کمک‌های میلیاردی هم جواب نداد. چقدر این تیم میلیاردی آقای ساکت در برابر ۳۰ میلیون قلب عاشق ذلیل و ناتوان بود. امپراطور چقدر خوشحال بود. او می‌دانست الان قلب میلیون‌ها نفر از شادی در ضربان است.

به همه لبخند می‌زنی. حتا عابر پیاده، مسافر تاکسی که کنارت نشسته. اما اشک را نثار هر کسی نمی‌کنی. فقط آنها که دوستشان داری. عاشقشان هستی. و دیروز معبد آزادی در دقیقه ۹۶ اشک‌های زیادی را به خود دید. خدایا ممنونیم که صدایمان را شنیدی.

 

لینک:

:: در رختکن همه گریه کردند پرسپولیس کلاپ

:: ایران یکصدا با استادیوم آزادی جشن قهرمانی برپا کرد ایرنا

:: شادی مردم تهران غیر قابل توصیف است ایسنا

:: شادی تاریخی پرسپولیسی‌ها فارس [+]

:: رکورد بیشترین برد، بیشترین گل زده و بیشترین امتیاز پرسپولیس کلاپ

:: تصاویری دیدنی از معبد آزادی تابناک

:: وضعییت فردوسی‌پور بعد از قهرمانی ارتش سرخ الف

:: فوتبال و هیجانی باورنکردنی کتایون پندار

:: زمانی برای مستی سرخ‌ها سحر طلوعی

| لينک ثابت |  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:41    | 

شورشیان انتقامجو آماده باشید، امپراطور می‌خواهد سنگ بنای امپراطوری خویش را بنیان نهد. ارتش سرخ به همراه ۱۲۰ هزار راهب سرخ‌پوش و میلیون‌ها قلب عاشق از سراسر جهان او را در این راه همراهی خواهند کرد. سپاهان یادت هست گفتیم صبر کن نعره شیر سرخ آسیا را خواهی شنید؟

معبد آزادی، ارتش سرخ و ۱۲۰ هزار راهب سرخ‌پوش

با اینکه ۶ امتیاز به ناحق از پرسپولیس کم کردند ولی ما پشت سرت هستیم. صدای نفسمان را می‌شنوی. ما حقمان را می‌خواهیم و آن را به دست خواهیم آورد. امروز توی معبد آزادی غوغایی برپا بود. چهار بار به آسمان رفتیم و اشک در چشمانمان جمع شد.

شنبه روز شکستن این بغض لعنتی است. این اشک بالاخره سرازیر خواهد شد. معبد آزادی شش سال طول کشید تا در روز بزرگ با هم حاضر باشیم. شش سال از آن روز که خیلی خوش گذشت. شکست سپاهان تازه آغاز راه است. راهی که با قهرمانی در آسیا به اوج خود خواهد رسید.

برای اولین بار در تاریخ فوتبال ایران، پرسپولیس و استقلال به طور همزمان در تهران در مقابل حریفانشان قرار گرفتند. پرسپولیس در معبد آزادی به مصاف صبا باتری رفت و استقلالی‌ها از صنعت نفت آبادن در استادیوم تختی تهران پذیرایی کردند.

برای پرسپولیس ۹۸ هزار نفر به معبد آزادی رفتند و برای استقلال فقط دوهزار نفر. استقلال تیمی که دوبار قهرمان آسیا شده در شهر خودش تهران فقط می‌تواند دوهزار نفر را به استادیوم تختی بکشاند.

امروز خوشحالی راهبان سرخ، خوشحالی واقعی پرسپولیس است. این حاصل تلاش بازیکنان متعصب و غیرتمند، مربیان دانا و کاردان و مدیران لایقی است که فقط در سایه حمایت راهبان موفق به انجام این مهم شدند. راهبانی سرخی که به نفس گرم خود روح را در کالبد این باشگاه می‌دمند.

پرسپولیس تیم روزهای سخت است و ثابت کرده در شرایط سخت بهتر نتیجه می‎گیرد که قهرمانی پرسپولیس در شش سال قبل در لیگ برتر و همچنین قهرمانی در جام حذفی در سال 77 بیانگر این ادعاست.

قطعن در دیدار روز شنبه برتری از آن پرسپولیس است. شورشی‌های انتقامجو بپاخیزید و یکدل و یکصدا به حمایت از پرسپولیس بپردازید تا مسیر قهرمانی شیر سرخ آسیا هموار شود. ما باید این گام آخر را با پرسپولیس محکم‎تر برداریم. منتظر حضور صد هزار هوادار عاشق با پیراهن و پرچم سرخ هستیم تا با هم جشن قهرمانی را در معبد آزادی برگزار کنیم.

| لينک ثابت |  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:35    | 

میلیون‌ها هوادار پرسپولیس در روز ۲۸ اردی‌بهشت ۸۷ از سراسر جهان قلب‌هایشان را تا معبد آزادی پرواز می‌دهند تا تیمی که پیراهن سرخ بر تن دارد پیروز از پمپئی خارج شود. کلمات نمی‌تواند این حس لعنتی را منتقل کند.

در هفته‌ای که فقط دوهزار نفر برای استقلال در تهران به استادیوم رفتند این هواداران ارتش سرخ بودند که 8۰ هزار نفری در معبد آزادی پرسپولیس قهرمان را تشویق کردند و حالا این پرسپولیس است که فاصله‌اش با صدر جدول فقط دو امتیاز است.

شیر سرخ آسیا تازه از خواب بیدار شده و هیچ چیزی نمی‌تواند او را از هدفش باز دارد. سپاهان منتظر باش نعره شیر سرخ را خواهی شنید. شنبه ۲۸/۲/۸۷ ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه. ما می‌آییم.

آن روز آزادی چیزی فراتر از یک استادیوم فوتبال است. معبدی که ۱۲۰ هزار راهب سرخ را در خود جای دارد. صد و بیست هزار قلب عاشق که با هر حمله پرسپولیس ضربانشان اوج می‌گیرد. جهنمی که بهشت است. خدایا این وصل را هجران مکن.

| لينک ثابت |  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:35    | 

آیا امشب طلسم ۶ سال گل نزدن لیورپول به چلسی در استمفوردبریج شهر لندن شکسته خواهد شد؟ آیا لیورپول برای یک فینال رویایی خودش را سر وقت خواهد رسانید؟ منچستر بعد از ۹ سال به فینال رفت تا یاد فینال رویایی سال ۱۹۹۹ را زنده کند. همان سال که سه تا جام را با هم بدست آورد. جام حذفی جزیره، لیگ برتر و قهرمانی اروپا. همان سال که اوله گنار سولشر و تدی شرینگهام توی دو دقیقه باطل السحر بایرن مونیخ را خواندند. قیصر بعد از پایان بازی اصلن باورش نمی‌شد که در ۱۲۰ ثانیه شیاطین بر ارکان اروپا مسلط شوند.

در فینال ۱۹۹۹ سرنوشت جنگ جهانی دوم را به خوبی می‌توانید ببینید. تا دقیقه ۹۰ بایرن مونیخ آلمان با نتیجه ۱ بر صفر از منچستر انگلستان جلو بود. اصلن بازی را برده بود. اعضای نیمکت ذخیرهای بایرن داشتند لباس‌های قهرمانی را از توی صندوقچه‌ای که با خودشان از ایالت باواریا آورده بودند باز می‌کردند که بپوشند.  مثل هیتلر که داشت با دوربین دیوارهای مسکو را می‌دید و قند توی دلش آب می‌شد. ولی آلمانی‌ها دقیقن همان جوری که جنگ جهانی دوم را در آخرین لحظات پیروزی باختند این بازی را هم واگذار کردند.

اگر منچستر در دقیقه ۱۰ یا ۲۰ یک گل به بایرن زده بود و بعد دقیقه ۹۰ سوت بازی به صدا درآمده بود و همه چیز تمام امروز اصلن درباره‌اش نمی‌نوشتیم. مثل خیلی از فینال‌ها که الان دیگر کسی یادش نیست. ولی فینال ۹۹ یک چیز دیگری بود. اصل زنده بودن. آدم یاد فیلم‌های بروس لی می‌افتدد توی بچه‌گی. بروس لی اول کتک می‌خورد بعد که حسابی آش و لاش می‌شد یهو قدرتش را نشان می‌داد. اصل غافلگیری. همان چیزی که توی سینما کاربرد دارد. توی فوتبال هم هست.

پرسپولیس توی بازی رفت در کشور قزاقستان از آلیمای ۳ بر هیچ باخته بود. پرسپولیس توی بازی برگشت اصلن نباید گل می‌خورد تازه اگر سه بر هیچ آلیمای را شکست می‌داد بازی مساوی می‌شد. و به ازای هر گلی که از آلیمای می‌خورد باید دو گل می‌زد.

۱۲۰هزار تماشاگر بازی برگشت توی استادیوم آزادی شاهد هستند که نیمه اول داشت بدون گل تمام می‌شد که داور یک پنالتی به نفع پرسپولیس گرفت. حدس می‌زنید چه اتفاق افتاد؟ کریم باقری پشت توپ رفت و پنالتی خراب کرد. آسمان رو سرمان خراب شد.

سه تا گل باید می‌زدیم یک گل هم نباید می‌خوردیم تا بازی مساوی شود حالا پنالتی هم خراب کردیم. سوت داور پایان نیمه اول را اعلام کرد و بازیکنان به رختکن رفتند. ۱۵ دقیقه وقت استراحت بین دونیمه پرسپولیسی‌ها به شدت سرخ‌ترین تیم آسیا را تشویق کردند.

صدای تیفوسی‌های سرخ رختکن پرسپولیس را به لرزه درآورده بود. این تازه شروع افسونگری هوادارهای ارتش سرخ بود. روح مرده‌ای که بعد از به ثمر نرساندن آن پنالتی در آزادی پاشیده شده بود جایش را به صد و بیست هزار تماشاگر مشتاق و زنده داد که شاهد یکی از تاریخی‌ترین بازی‌های عمرشان باشند. نیمه دوم بازی پرسپولیس و آلیمای قزاقستان خود زندگی است. انسان در نبرد جاوید عظمت یافته است و تنها در صلح جاوید از میان می‌رود. 

پرسپولیسی‌ها آنقدر پرسپولیس را تشویق کردند که سرخ‌ترین تیم آسیا آمد و حریف قزاقش را پنج بر هیچ شکست داد. بله تاریخ را اینگونه می‌نویسند. نه مثل استقلالی‌ها که دوبار در فینال قهرمانی آسیا آنهم توی آزادی پیش چشم هوادارانش شکست ‌خورد. تاریخ جای ترسوها نیست. فینال ۹۹ بایرن ترسو بود برای همین شکست خورد. چون یک گل زد بعد همش دفاع کرد.

۹۰دقیقه دفاع حال آدم را از آن فوتبال مکانیکی بدجوری بهم می‌زند. ترسوها می‌بازند و اینبار هم باختند. بایرن در طول بازی دلش را به همان گل نیمه اول خوش کرده بود ولی فراموش کرده بود فوتبال عرض هم دارد و آن وقت‌های تلف شده است. الکس فرگوسن به پاس این قهرمانی که یاد و خاطره پیروزی جنگ جهانی دوم را در اذهان زنده کرده بود از دربار انگلستان و شخص ملکه به لقب سر مفتخر شد.

| لينک ثابت |  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:3    | 

مدیر باشگاه پرسپولیس حبیب کاشانی طی یک نامه رسمی از هواداران پرسپولیس ضمن عذرخواهی از نتایج ضعیف هفته‌های اخیر و تقدیر و تشکر از ابراز محبتها و حتی گلایه‌ها و شکوه‌ها، یکبار دیگر دستان گرم و صمیمی هواداران ارتش سرخ را برای حضور در معبد آزادی در روز جمعه می‌فشارد. پیروزی در مقابل ملوان سرآغاز خروش سرخ است. خروشی که شاه بیت آن در روز شنبه ۲۸/۲/۸۷ سروده خواهد شد.

چهارشنبه ۵ دی ۱۳۸۶ وقتی سوت یدالله جهانبازی در پایان دیدار سایپا و سپاهان به صدا درآمد، این پرسپولیسی‌ها بودند که از فرط خوشحالی «قهرمانی‌پـرسپولیس» به آسمان رفتند. تيم فوتبال پرسپوليس در پایان نیم فصل اول با ‪ ۳۶‬امتياز از ‪ ۱۶‬بازی در صدر مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران قرار گرفت.

ولی نامردها سر پرسپولیس را بریدند. با شروع نیم فصل دوم فدراسیون فوتبال ۶ امتیاز از پرسپولیس کم کرد تا سپاهان بدون هیچ زحمتی بتواند قهرمانی را بدست بیاورد، در حال حاضر هم سه هفته است که پرسپولیس مثل استقلال نتیجه می‌گیرد، باخت مساوی باخت، تا سپاهان در صدر جدول باقی بماند. ولی زهی خیال باطل، آخر شاهنامه جلد مقوایی است.

بعد از سه هفته جمعه ۳۰/۱/۸۷ روز برخواستن است. هواداران ارتش سرخ برای فرا رسیدن روز شنبه ۲۸/۲/۸۷ ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه لحظه شماری می‌کنند. زمانی که استادیوم آزادی یکی دیگر از روزهای گرم و تاریخی‌اش را خواهد دید. آن روز فارنهایت آزادی روی نقطه ذوب است.

پنجشنبه ۵/۲/۸۷
مس پرسپوليس (ساعت ۱۶ ورزشگاه باهنر كرمان)

يكشنبه ۸/۲/۸۷
شیرین فراز سپاهان (ساعت ۱۵ و ۴۵ دقيقه، ورزشگاه آزادى كرمانشاه)

چهارشنبه ۱۱/۲/۸۷
سپاهان سايپا (ساعت ،۱۶ ورزشگاه فولادشهر اصفهان)
پرسپوليس شيرين فراز (ساعت ۱۸ و ۱۵ دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران)

شنبه ۱۴/۲/۸۷
برق شيراز سپاهان (ساعت ۱۶ و ۴۵ دقيقه، ورزشگاه حافظيه شيراز)
سايپا پرسپوليس (ساعت ۱۸ و۱۵دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران )

يكشنبه ۲۲/۲/۸۷
سپاهان صباباترى (ساعت ۱۶ و ۱۵ دقيقه، ورزشگاه فولادشهر اصفهان)
پرسپوليس برق شيراز (ساعت ۱۶ و ۱۵ دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران)

چهارشنبه ۲۵/۲/۸۷
سپاهان صنعت نفت (ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه، ورزشگاه فولاد شهر اصفهان)
صباباترى پرسپوليس(ساعت ۱۶ و۳۰ ،ورزشگاه آزادى تهران )

شنبه ۲۸/۲/۸۷
پرسپوليس سپاهان (ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران)

| لينک ثابت |  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:49   

استقلال به سپاهان می‌بازد، پرسپولیس به ذوب آهن. استقلال و پرسپولیس در مقابل هم به مساوی از قبل تعیین شده دست می‌یابند. استقلال به پگاه می‌بازد، پرسپولیس به استقلال اهواز. ای‌ول. سه هفته است که پرسپولیس و استقلال دارند دقیقن مثل هم نتیجه می‌گیرند. عجب بلبشویی شده. انتخاب‌های تستی. ازدواج‌های قسطی. حالم بهم خورد از این نتیجه از قصدنی. قصد + بستنی. منچستر و بارسلونا-ام آرزوست.

چکار کنیم نشستیم پای ال‌سی‌دی ۴۲ اینچ و سینمای خانگی باخت خانگی استقلال را حض کردیم. میلاد و نادر می‌گفتند اصلن امکان ندارد این نتیجه. چهار بر یک باختن استقلال توی آزادی به پگاه. منم به شوخی گفتم احتمالن جلوه‌های ویژه است. به تنهایی میان دوتا استقلالی داشتم بشگن می‌زدم و حال می‌کردم و خبر هم نداشتم چند ساعت بعد قرار است چه اتفاقی بیفتد.

پرسپولیس هم چهار به یک به استقلال اهواز باخت تا حرکت از نو شود. حالا میلاد و نادر داشتند بشگن می‌زدند. گفتم بچه‌ها بیایم زنگ بزنیم سه تا داف اسمی بیان. ... .

بی‌خیال داف‌های اسمی شدیم. چند لحظه بعد مسخ پدرخوانده فرانسیس کاپولا بودیم. می‌خواهم پدرخوانده را زیرنویس فارسی کنم. تا حالا به این فکر کردین که پدرخوانده را فقط دوبله فارسی دیدم. دوست دارم صدای جادویی آل‌پاچینو را بشنوم نه صدای خسرو خسروشاهی را که هم به جای ویجی حرف می‌زند و هم آلن دلون. می‌خوام صدای مارلون براندو را بشنوم نه چنگیز جلیلوند را.

بچه‌ها معتقد هستند من باید به عنوان استراتژیست مسائل اسراییل خودم را به مرکز مطالعات استراتژیک جیم الف معرفی کنم. ولی من دوست دارم بازی بارسلونا و منچستر را ببینم توی نیمه نهایی. زنده باد سرالکس. البته اگر اناری‌ها هم ببرند خیالی نیست. به نابودی امپریالیسم کاتالان هم از خودمان هستند.

حواستان هست که چند روز دیگر اسراییل دارد ۶۰مین سالگرد تولدش را جشن می‌گیرد. آره هموطن تو که روزنامه هم‌میهن می‌خوندی چطور حواست نیست. حواس پنچگانه نه، حس ششمت هم نیست. یعنی نفهمیدی چرا این چند روز چند تا پست پشت سر هم با مضمون اسراییل رفتیم.

پس خبر نداری اکونومیست چاپ پاریس یک ویژه‌نامه رفته و گفته اسراییل رو به زوال است. در سرمقاله‌ی این شماره اکونومیست، گیدون لیشفلد که خودش هم یک یهودی و ساکن اسراییل است پس از برشمردن فهرستی جامع از مشکلات اقتصادی، امنیتی، جمعیتی و سیاسی اسراییل به صراحت نوشته که «برای اولین بار از سال ۱۹۴۸ [سال تاسیس کشور اسراییل] موجودیت اسراییل، حداقل به شکل کشوری صهیونیستی، در خطر است.»

برای تو که هنوز بعد از شصت سال می‌خواهی حساب یهود و صهیونیسم را از هم جدا کنی. ولی یادت باشد صهیونیسم زاییده‌ی یهود است. مگر می‌توانی بگویی من از یهود متنفرم ولی از یهودی نه.  آنها که توهم توطئه (فوبیا) را مطرح می‌کنند خودشان را به غفلت زده‌اند و مشخصن صهیونیست هستند.

برای شناختن صهیونیسم آشنایی با تاریخ اروپا و اندیشه‌های یهودیت خاخامی - فریسی – صهیونیستی پیشنهاد می‌شود. البته برای شما که کتابخانه‌ی پر از کتاب‌های نخوانده دارید و در بازی وبلاگی کتاب‌های نخوانده شرکت می‌کنید اصلن توصیه نمی‌شود.

| لينک ثابت |  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 2:44    | 

تا حالا از خودتان سوال کردید امنیتی‌ترین نقطه استادیوم آزادی کجاست؟ استادیوم آزادی قطعه‌ای از خاک بهشت بر روی زمین است. این معبد مرموز روزهای بی‌شماری ما را به خود دیده است و حالا یکبار دیگر یکی از تاریخی‌ترین بازی‌های تاریخ، دربی شهر تهران، بین پرسپولیس و استقلال به تاریخ ۱۵ فروردین ۸۷ در پمپی برگزار خواهد شد.

دربی امسال بازی برگشتِ بازی رفت پارسال است در شرایطی برگزار می‌شود که درگیری خونین تیفوسی‌های قرمز و آبی حساسیت این مسابقه را صدچندان کرده است. حالا امیدواریم بروبکس شورای تامین تصمیم نگیرند بازی را برگزار نشود. چون یکبار در سال ۱۳۷۳ بچه‌های اطلاعات تصمیم گرفتند این بازی را به مدت ۳ سال برگزار نکنند. فکر می‌کنید در ۵ دی ۱۳۷۳ که دو تیم بعد از سه سال به مصاف هم رفتند چه اتفاقی افتاد؟

بازی با نتیجه دو بر دو داشت مساوی خاتمه می‌یافت که پرسپولیسی‌ها خشمگین که از قضاوت احمد ابهران ناراضی بودند به وسط زمین حمله‌ور شدند. هنوز یادم نرفته چگونه تیفوسی‌های سرخ می‌خواستند ابهران را با چاقو بزنند و عقاب آسیا مانع آنها شد.

مجتبی محرمی، فرشاد پیوس و رضا شاهرودی از تیم سرخ‌ها توسط ابهران از زمین بازی اخراج شدند. و قبل از این هم داور مسابقه گل صدرصد درست فرشاد پیوس مهاجم پرسپولیس را آفساید اعلام کرد و در ادامه دوگل مشکوک را برای استقلال صحیح گرفت تا نتیجه دو بر دو شود.

هواداران پرسپولیس که این ناداوری را دیدند و فهمیدند قرار است در پیش چشمان آنها به نامردی گل‌های مشکوک را درست بگیرند و گل درست را خطا، با آگاهی کامل (نکته ماجرا اینجاست) از اینکه این مسابقه هفته‌ی بعد بازی برگشتش برگزار خواهد شد، بی‌خیال بازی برگشت شدند و چند ثانیه بعد هزاران پرسپولیسی در وسط زمین آزادی با پیراهن‌هایی به سرخی خونشان حریف طلب می‌کردند.

یکی از افتخاراتم این است که در آن بازی هم روی سکو حضور داشتم و هم وسط زمین. ۳۰ تا ۳۶. قلعه‌ی عقاب‌ها. لیان شامپو. قلعه الموت. هنوز هم بعد از گذشت سالها از ۵ دی ۱۳۷۳ بچه‌های اطلاعات امنیتی‌ترین منطقه استادیوم آزادی را جایگاه‌های ۳۰ تا ۳۶ می‌دانند. منطقه‌ای که از ازل تا ابد در اختیار تیفوسی‌های ارتش سرخ است.

 

زیر نویس:

:: اریک کانتونا در همان سال در جریان بازی لیورپول و منچستر در استادیوم آنفیلد با ضربه‌ای کانگ فویی دماغ یکی از هواداران تیم فوتبال لیورپول را شکست. اتحادیه فوتبال انگلستان بازیکن فرانسوی تیم منچستر را به همین دلیل به مدت شش ماه از همراهی تیم محبوبش محروم کرد.  

:: مجتبی محرمی بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس در جریان مسابقه فوتبال با استقلال با صورت گذاشت تو صورت صادق ورمزیار و یک سیلی هم به صورت امیر قلعه‌نوعی زد و یک بیلاخ هم به تماشاگران استقلال نشان داد. احمد ابهران به همین دلیل او را از بازی اخراج کرد. حالا فکر می‌کنید فدراسیون فوتبال ایران با اینکه یک قطره خون از دماغ هیچ کس نیامد مجتبی محرمی را چقدر جریمه‌ کرد؟ ۵ سال محرومیت از بازی فوتبال، از زمین چمن تا خاکی و کوچه.

:: بعد از گذشت چهارده سال هنوز در استادیوم آزادی شعاری طنین‌انداز می‌شود: "محرمی کجایی؟ این داور ب... ."

:: احمدرضا عابدزاده، مرتضی کرمانی‌مقام، محسن عاشوری، محمد پنجعلی، مجتبی محرمی، بهزاد داداش‌زاده، رضا عابدیان، محمد کلهر، فرشاد پیوس، ناصر محمدخانی و حمید درخشان. ۱۱ شیر سرخ آن روز بودند.

:: این بازی تا قبل از ورود هوادران پرسپولیس به زمین دو بر دو بود که فدراسیون فوتبال رای به نتیجه سه بر صفر به نفع استقلال داد.

| لينک ثابت |  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 2:47    | 

کودکان تقویم‌های نیامده سالها بعد جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان را نه با قهرمانی زشت ایتالیا به خاطر می‌آورند و نه با میزبانی کثیف ژرمن‌ها که حتی جرات نکردن دن دیه‌گو را در جریان بازی آرژانتین و آلمان به استادیوم راه بدهند. آنها جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان را با گل استثنایی ماکسی که در دقیقه ۹۸ بازی تور دروازه سانچز مکزیکی را لرزاند به خاطر می‌آورند و با شادی مارادونا بعد از آن گل که پیراهن شماره ده آرژانتین را در هوا تکان می‌داد.

چه کسی می‌تواند آن گل جادویی را فراموش کند؟ شنبه 3 تیر ۱۳۸۵. فوتبال یعنی گل دوم آرژانتین دقیقه 98 بازی. آنروز ارنج آبی و سفیدهای امریکای جنوبی اینگونه بود: آبوندانزيری، کولوچينی، آيالا، اسکالونی، هاينز، سورين، رودريگز، ماسچرانو، کامبياسو (از دقيقه 76 آيمار)، ريکلمه، ماکسی، کرسپو و ساويولا. ۱۱ سرخ‌پوست انتقام‌جو.

مارکز در دقيقه پنجم تيم مکزيک را جلو انداخت. پنچ دقیقه بعد، در دقیقه ۱۰ کرسپو گل برابر را وارد دروازه مکزيک کرد. بازی با نتيجه يک به يک رو به پايان بود، که در آخرين لحظات وقت اضافی (دقيقه 98) بازی، فرشته‌ای موفق شد برای بار دوم دروازه مکزيک را باز کند و مسابقه را با پيروزی آرژانتين به پايان رساند. فوتبال یعنی همان ضربه عجیب و غریب پای چپ رودریگز.

| لينک ثابت |  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 3:17    | 

کریستین رونالدو در هفته بیست و دوم لیگ برتر در روز شنبه 12 دسامبر به همراه منچستر یونایتد در اولدترافورد نیوکاسل را شش تایی کردند. رونالدوی سرخ در دقايق ۵۰، ۷۰ و ۸۰ برای من‌یو گل زد که اولین هت‌تریک او برای شیاطین باشد.  

این شش تایی یاد و خاطره‌ی ۱۶ شهریور ۱۳۵۲ و همچنین ۱۲ جون ۲۰۰۶ را بد جوری زنده کرد. آن روز که تیم ملی آرژانتین در جریان جام جهانی تیم ملی صربستان را درب و داغان کرد. بشمار: کامبياسو، کرسپو، تِوز و مسی. آن روز خوزه پکرمن رهبر شورشی‌های آبی و سفید امریکای جنوبی بود.

من‌یو در 9 بازی از 10 مسابقه اخیر خود در جام باشگاه‌های برتر انگلستان پیروز شده است، اما مهمتر از این پیروزی، ناکامی آرسنال در حفظ صدر جدول بود. بر اساس آخرین اطلاعات دریافتی از جزیره حال طرفداران آرسنال، چلسی و لیورپول زیاد مساعد نیست. گفته می‌شود رومان آبروموویچ سرمایه‌دار بزرگ روس به همراه هوادارن تیمش در استمفورد بریج شهر لندن در حال عزاداری است.

همچنین بعضی از طرفداران منصوب به باشگاه آرسنال، هایبوری نشینان، خودشان را در رودخانه تیمز غرق کرده‌اند. از بندر لیورپول هم خبرهای خوش‌آیندی نمی‌رسد. هولیگان‌های لیورپول در حال حرکت به سمت کشور فرانسه هستند تا انتقامشان را به اریک کانتونا بکوبند. لیورپولی‌ها در حال حرکت صداهای عجیب و غریب از خودشان در می‌آورند. طرفداران تیم لیورپول بعد از گذشت ۱۴ سال هنوز نتوانسته‌اند خودشان را از شر آن ضربه تاریخی و کانگ‌فوتوآیی اریک کانتونا بر دماغ یکی از هواداران لیورپول در آنفیلد خلاص کنند.

| لينک ثابت |  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:1    | 

محمد قوچانی در سال ۱۳۸۱ در ویژه‌نامه‌ی همشهری جهان مقاله‌ای دارد به نام «فوتبال به مثابه ایدئولوژی» او می‌نویسد: «آرژانتینی‌ها پیروزی تیم خویش بر تیم ملی انگلستان را به اندازه فتح دوباره جزایر فالکلند مهم می‌دانند و هر گاه که در جام جهانی مقابل انگلیس حاضر می‌شوند خلسه‌ای عظیم از این رویارویی بدان‌ها دست می‌دهد.»

ولی محمد قوچانی نمی‌خواهد به خاطر بیاورد که استرالیایی‌ها در استادیوم ملبورن در جریان بازی استرالیا و ایران پرچم ایران را پاره کردند و در هنگام پخش سرود ملی ایران شروع کردند به ادرار کردن. تازه آن روزها سیدمحمد خاتمی رییس جمهور ایران بود. (چون اگر آقای احمدی‌نژاد بودند لیبرالیست‌ها می‌گفتند به خاطر ایشان است.) همان روزها که مطبوعات امریکا و اروپا تیتر می‌زدند: هزار و یک شب در زیر حریر هنوز زنده است.

اگر این کار استرالیایی‌های متمدن نشانه‌ای از ایدئولوژی نیست، پس چیست؟ آن روزها آقای خاتمی به کشورهای مختلف دعوت می‌شدند و همه جا پر از گل و بلبل، صلح و آرامش بود و هنوز ۱۱ سپتامبر از راه نرسیده بود تا نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون ثابت شود.

۸ آذر ۱۳۷۶ را به خاطر می‌آورید؟ همان روز که انگلیسی‌های استرالیانشین تمام قوایشان را جمع کرده بوند تا تیم ایران را شکست دهند. ساندر پل داور فینال ۹۴ امریکا در آن بازی ۸ دقیقه وقت تلف شده گرفت. که تا به حال در فوتبال نظیر نداشته این مدت وقت اضافه گرفتن. آنها می‌خواستند سَر ایران را ببرند. ولی این فقط واقعییت بود و حقیقت در جیا دیگری در حال نوشته شدن بود. روی کاغذ ما باید به استرالیا می‌باختیم. کامپیوترها گواهی به پیروزی استرالیا داده بودند. هشت دقیقه وقت اضافه گرفته شد که ما ببازیم. ولی خداداد از مارک بوسنیچ گذشت و ایران وارد تاریخ شد.

انگلیسی‌ها که پرچم ایران را در استادیوم پاره کرده بودند جرات نداشتند بعد از بازی اسکوربرد را نگاه کنند. چون داشت نشان می‌داد این پرچم ایران است که روی دست‌ بچه‌های تیم‌ملی در ملبورن استرالیا به اهتزاز در آمده. این همان حقیقتی بود که بر واقعییت پیروز شد. واقعییت این بود که استرالیا برنده بازی باشد ولی حقیقت نشان داد که ایران پیروز است.

از این روزها در تاریخ زیاد است. از این روزها که حقیقت بر واقعییت پیروز می‌شود. آبی و سفید‌های آمریکای‌جنوبی. سرخپوستان اتقام‌جو. همان‌ها که بیست و چهار سال پیش برای آخرین بار جام جهانی فوتبال را به خانه بردند. ۱۹۸۶ مکزیک. یک جام رویایی. آرژانتیتن با شکست انگلیس وارد فینال می‌شود و انتقام فالکلند را از آنگلوساکسونها می‌گیرد. هنوز پیتر شیلتون از آن روز به عنوان یکی از تلخ‌ترین روزهای عمرش یاد می‌کند. علی دایی آقای گل جهان است و پله‌ سلطان فوتبال دنیا، ولی زیباترین گل تاریخ فوتبال را مارادونا در آن بازی به ثمر رسانده است و پیتر شیلتون دروازبان دروازه‌ای بوده است که زیباترین گل تاریخ وارد آن شده است.

بازی آرژانتين فراتر از فهم برنامه‌های نرم افزاری کامپيوتر است. يک چيزی در حد و حدود شور و حس انسانی. درک نشدنی و غافلگير کننده. شور و احساس . چيزی والاتر و فراتر از نظم ماشينی و تاکتيک و دو تا دو تا چهار تا. فوتبال هم دقيقن همين است. نود دقيقه ضربان قلب. مخلوطی از نظم و شور.  

دقت کرده‌اید آرژانتین در هر گروهی که حضور داشته باشد آنجا گروه مرگ است. آرژانتینی‌ها بهتر از هر کسی معنای مرگ را می‌دانند. گریه‌های دیه‌گو در فینال ۹۰ فراموش نشدنی است. هشت سال پیش وقتی آلمان‌ها به برزیل در فینال ۰۲ باختند چه کسی گریه‌ بازیکنان آلمان را به خاطر می‌آورد؟ اصلن گریه کردند؟ ولی گریه‌های باتیستوتا در ۹۸ فرانسه وقتی به هلند باختند هم فراموش نشدنی است. باتی‌گل را یادتان هست که زانوهایش را گرفته بود که نیفتد؟ جام ۰۶ را یادتان هست نفس مسی در نمی‌آمد؟ اشک‌های گونزالس را چطور؟

می‌دانید چرا آرژانتین از ۱۹۸۶ مکزیک به این طرف نتوانسته آن جام وسوسه‌انگیز را بالای سر ببرد؟ دیه‌گو افسانه‌ای. آرماندو رویایی. چند ثانیه قبل از به دست گرفتن سیزدهمین جام در ۸۶ مکزیک وقتی که خواست جام را از رییس برزیلی فیفا بگیرد با هاوه‌لانژ دست نداد. و این یعنی شورش. یعنی طغیان. یعنی آنارشیسم خالص.

چه کسی جرات همچین کاری را دارد؟ این کار فقط از یکی شورشی بر می‌آید. مارادونا یک خودویرانگر واقعی است. وقتی با هاوه لانژ دست نداد خوب می‌دانست چه ری‌اکشن‌هایی در انتظارش است. ولی پای کارش ایستاد و دست نداد. نتیجه‌ی این کار در مکزیک برایش گران تمام شد. برایمان گران تمام شد. تبانی فیفا و مافیا، فینال ۹۰ ایتالیا اولین ری‌اکشن آن دست ندادن با رییس برزیلی فیفا بود.

البته نقطه اوج ۹۴ امریکا بود. اتهام مصرف کوکایین و حذف از جام جهانی. اینها همه بوی مرگ می‌دهد. بوی خودویرانگری. اگزیستانسیالیسم. دست‌ندادن مارادونا با رییس برزیلی فیفا در جام ۸۶ مکزیک اسم رمز تمام سالهایی است که فیفا با هزار جور ترفند و کلک نمی‌گذارد آرژانتین برای بار سوم به آن جام طلایی وسوسه‌انگیز دست پیدا کند.

بیست سال بعد زین‌الدین زیدان کاپیتان تیم ملی فرانسه در فینال جام جهانی ۲۰۰۶ در مقابل ایتالیا‌های خائن کاری از جنس همین یاغی و طاغی‌گری دن دیه‌گو کرد. ماردونا و زیدان نشان دادند آن جام طلایی هیچ است. یک لحظه را به دوعالم باختند و آنهم چه باخت زیبا و دلربایی.

 

لینک:

:: خدایگان خودویرانگری چایکوفسکی لعنتی. این آهنگساز بزرگ روس که دیگر خدای خودویرانگری است. با آگاهی کامل از جام شرابی که یک بیمار مسلول (مبتلا به سل) لب زده شراب می‌نوشد. اوج لذت. انتهای خودویرانگری. سقف نابودی. دیالوگ‌های شب یلدا چقدر مرموز است، بگذار این درد زخمت بزنه... بگذار روحت رو زخمی کنه... بگذار اون قدر این چاقو ببره که کند شه.

| لينک ثابت |  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 2:3    | 

قهرمانی پرسپولیس مبارک بادوقتی سوت یدالله جهانبازی در پایان دیدار سایپا و سپاهان به صدا درآمد، این پرسپولیسی‌ها بودند که از فرط خوشحالی «قهرمانی‌پـرسپولیس» به آسمان رفتند. تيم فوتبال پرسپوليس در پایان نیم فصل اول با ‪ ۳۶‬امتياز از ‪ ۱۶‬بازی در صدر مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران قرار گرفت.

پرسپولیس قهرمان نیم فصل شد، آنهم بدون آنکه آخرین بازی خود در نیم فصل را انجام داده باشد. این قدرت تیمی است که این روزها سخت مورد نقد قرار گرفته است و حالا باید آنرا یکبار دیگر ستود. می‌دانیم که تازه این شروع راه است.

تا قهرماتی لیگ برتر راهی پر فراز و نشیب پیش رو قرار دارد و این موفقیت باعث نخواهد شد، سختی‌ها را نبینیم و پس از آن باید جام قهرمانی آسیا را از آن خود کنیم.

قهرمانی نیم‌فصل سرخ‌ترین تیم فوتبال جهان به میلیون‌ها هوادار مشتاقش در سراسر جهان مبارک باد. قهرمانی در مقابل اسطوره فوتبال پسران آبی، ناصر حجازی، که بعد از ۱۰ سال به استقلال بازگشته بود تا خاطره‌‌ی سالهای دور را تکرار کند مزه می‌هد وحشتناک.

استقلالی‌ها حتی فیروز کریمی را هم آوردند ولی باز قهرمان نیم فصل نشدند. اس‌ام‌اس‌هایی که امروز از شهرهای مختلف جهان دریافت کردم یکی از شادترین اس‌ام‌اس‌های پنج سال اخیر بود. سرشار از حس خوب شادی و انرژی گل‌های اقاقیا.

بازی سپاهان و سایپا را نگاه نکردم. فقط می‌دانستم کی شروع می‌شود. دقیقن یک ساعت و نیم بعد. صدای اس‌ام‌اس‌ها پایانی نداشت. اولین اس‌ام‌اس را یکی از دخترهای تیفوسی پرسپولیس برایم فرستاد که امشب آسمان جهان سرخ سرخ است. و سیل مِسیج‌ها شروع شد.

همین الان یکی از استقلالی‌های دوآتشه، قهرمانی پرسپولیس را بهم تبریک گفت. دمش گرم. دم آن پسری هم که نصفه‌های دیشب راجع به بازی پرسپولیس در جام حذفی حالمان را پرسید و گفت: ناراحت نباش، گرم.

قهرمانی در نیم فصل شروع فصل جدیدی در تاریخ پرسپولیس است. از آخرین قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر فوتبال ایران پنچ تا ۳۶۵ تا می‌گذرد. از آن روز که استقلال را با منصور پورجیدری درب و داغان کردیم. آن روز علی آقا سلطان قرمزها بود و امروز که افشین اول امپراتور سرزمین سرخ پرسپولیس است. وسعت این سرزمین به اندازه‌ی قلب تمامی هوداران تیم فوتبال پرسپولیس است.

زنده باد پرسپولیس قهرمان
ناصر حجازی و فیروز کریمی هم نتوانستند استقلال را قهرمان کنند!

امروز خوشحالی هواداران، خوشحالی واقعی پرسپولیس است. این حاصل تلاش بازیکنان متعصب و غیرتمند، مربیان دانا و کاردان و مدیران لایقی است که فقط در سایه حمایت هواداران موفق به انجام این مهم شدند. هوادارانی که به نفس گرم خود، روح سرخ را در کالبد این باشگاه می‌دمند.

آخرین بازی نیم فصل اکنون برای ما تشریفات نیست، مقدمه‌ای است برای اینکه بر فاصله خود بیفزاییم. نیم فصل دوم از همین امروز برای ما آغاز خواهد شد، پس اصفهان را آب و جارو کنید که قهرمان بلامنازع نیم فصل لیگ حرفه‌ای می‌آید. هر چند این قهرمانی تازه از نتایج سحر است و حکایت همچنان باقی است. به آسیا بگویید آماده باشد که داریم می‌آییم.

اگر آن پسر ۱۶ ساله که روز یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۶ به دليل ازدحام جمعيت پس از پايان مسابقه فوتبال پرسپولیس ــ استقلال از پل عابر پياده خارج از محوطه استاديوم به پايين پرت نمی‌شد و جان خود را از دست نداده بود، امشب او به همراه همه‌ی ما قهرمانی پرسپولیس را جشن می‌گرفت. آخر در هنگام مرگ پیراهن سرخ باشگاه پرسپولیس بر تنش بود. اگر زنده بود خوشحال بود. روحش شاد.

 

لینک:

:: تا قهرمانی پرسپولیس در آسیا آرامش نخواهیم داشت اطلاعیه باشگاه پرسپولیس

:: عشق است پرسپولیس زلزله رامین

:: عروسی بر عرشه ناوگان ام‍‍پراتور حامد

:: اصفهان را آب و جارو کنید قهرمان می‌آید پرسپولیس کلاپ

:: مرگ آن پسر ۱۶ ساله ظلم نیست؟  حمیدرضا

:: تیتر همه‌ی روزنامه‌های فردا قرمز است کارا

| لينک ثابت |  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 23:25    | 

محسن خلیلی بعد از زدن گل به استقلال، سلام نظامی به ارتش سرخناصر حجازی سالها پیش یعنی 20 تیر 137۶وقتی سرمربی استقلال بود بعد از باخت مقابل پرسپولیس دچار سکته‌ی قلبی شد و کارش به بیمارستان کشید.

از آن روز ناصر حجازی معروف شد به ناصر سکته‌ای. آن سال، صبح روز بعد از بازی تیتر تمامی روزنامه‌های ورزشی و سیاسی سکته کردن ناصر حجازی در کنار پیروزی تاریخی پرسپولیس بر استقلال بد جوری خودنمایی می‌کرد.

ناصر خان اسطوره تاریخ فوتبال استقلال آنقدر شکست در برابر سرخ‌ترین تیم جهان برایش گران تمام شد که نصف شب قلبش برای لحظه‌ای ‌ایستاد.

امروز ۲۲ مهر ۱۳۸۶ به تاریخ پیوست. ناصر حجازی بعد از ۱۰ سال آمده بود انتقام آن شکست جانانه را بگیرد. ولی انگار نشد. یعنی محسن خلیلی اجازه این کار را نداد. این سرباز بعد از زدن گل به استقلال رفت به ارتش‌سرخ، تماشاگران پرسپولیس، سلام نظامی داد. ناصر حجازی قبل از دربی ۶۳ گفته بود: مثل آب خوردن پرسپولیس می‌بریم. ولی ناصر خان انگار آب به کامتان زهر شد.

 

یک میوه به رنگ آبی نشان دهید جایزه بگیرید

سرخ‌ترین طرفداران جهان، هواداران تیم فوتبال پرسپولیسگل قرمز
قلب قرمز
خون قرمز
سیب قرمز
عشق قرمز
توت فرنگی قرمز
انار قرمز
هندوانه قرمز
گیلاس قرمز

 

 

تقدیم به سرخ‌هایی که امروز دلشان را تا آزادی پرواز دادند و ضربان قلبشان با حمله‌های پرسپولیس شدت می‌گرفت.

 

رده یازدهم جدول خوش بگذرد:

استقلالی‌های عزیز دو رقمی شدنتون مبارک. اگر برای دیدن بالای جدول تلسکوپ میخواهین بدیم خدمتتون! (=

| لينک ثابت |  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0:31    | 

جغرافیایی وحشی استادیوم آزادی به دلم می‌نشیندمن از استادیوم آزادی خوشم می‌آید. از محیط و آدمهایی که آنجا می‌آیند.

جغرافیای وحشی آزادی به دلم می‌نشیند. بچه‌هایی که پاکار استادیوم آزادی‌‌اند همه بی‌غل و غش هستند.

به قول ابرهیم افشار «آی عاشقای پاپتی.» این پاپتی بودن، این حس عریانی که در آزادی موج می‌زند، این موج مکزیکی بد جوری به دلم می‌نشیند.

توی هیچ محیط دانشگاهی، دانشجویی و روشنفکری نمی‌توانم آن جغرافیای وحشی و عریان را پیدا کنم. توی محیط‌های روشنفکری همه می‌خواهند خودشان را بگیرند.

طرف وبلاگ‌نویس است فکر می‌کند از ک+ون آسمان افتاده، همچین دماغش را سر بالا نگه می‌دارد که یکی نشناسدش خیال می‌کند طرف حسین درخشان است. اگر کسی سواد چیزی که از آن حرف می‌زند را داشته باشد من یکی نوکرش هستم. ولی مشکل این جمع‌های روشنفکری داخل ایران این است، طرف دارد یک واحد دانشگاهی را می‌گذارند آن وقت توهم برش داشته که پخی است.

تمام و کمال از چم و خم آن موضوع سر در بیار بعد بیا حرف بزن. آخر یک سوال فنی ازت بپرسند که مثل خر توی گِل می‌مانی بنده‌ی خدا. تو که به نقد دکتر طباطبایی بر مشروطه‌ی ایرانی دکتر ماشاالله آجودانی ایراد می‌گیری، آیا تا به حال یک جلد از کتاب‌های دکتر طباطبایی را خوانده‌ای؟ اصلن خود کتاب مشروطه‌ی ایرانی را خوانده‌ای؟

تو که در مورد توسعه سیاسی نظریه صادر می‌کنی آیا تا به حال اسم فقط اسم کتاب موانع توسعه سیاسی در ایران دکتر بشریه به گوشِ‌ت خورده؟ همیشه وقتی آیه‌های زمینی فروغ را می‌خوانم فکر می‌کنم فروغ هم دقیقن توی همین مود بوده:

مرداب‌های الکل
با آن بخارهای گس مسموم
انبوه بی‌تحرک روشنفکران را
به ژرفای خویش کشیدند
و موشهای موذی
اوراق زرنگار کتب را
در گنجه‌های کهنه جویدند.

 

مرتبط:

:: این نوشته علی لطفی را بخوانید تا ببینید او در بوفه‌ی یکی از دانشگاه‌های فنی، که محل تجمع افراد به اصطلاح روشنفکر است، چه چیزهایی را دیده که آخرش می‌گوید: "نظیر صحنه‌ی امروز را در استادیوم آزادی هم ندیده بودم."

 

پانوشت:

:: پست "سس مکزیکی" را ۱۳ بهمن سال ۱۳۸۴ تو گردباد نمی‌دانم دوره چندم منتشر کردم. آنقدر کلماتش زنده است که انگار همین الان نوشته شده است. همیشه جواب می‌دهد. خیلی دوستش دارم. به همین دلیل امشب، بدون هیچ‌گونه برنامه‌ای از قبل، تصمیم گرفتم بعد از مدت‌ها دوباره آپش کنم. حالا که پاپلیش شده می‌بینم امروز ۱۳ مهر ۱۳۸۶ است.

| لينک ثابت |  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 1:20   

پرسپولیس قهرمان تاریخ ایران است۲۰ مهرماه ۱۳۸۶ در ورزشگاه پیر و خسته شهر تهران خواهیم بود و به همراه سرخ‌های سراسر جهان به تماشای بازی پرسپولیس و استقلال خواهیم نشست. استقلال با اسطوره‌ی تاریخ خود ناصر حجازی در ورزشگاه آزادی در مقابل افشین قطبی و پرسپولیس قرار خواهد گرفت که به شهادت تاریخ متعلق به غیر قابل پیش بینی‌ترین مردمان جهان است.

ایران و ایرانی‌ها. آنها که روزی سر به آسمان می‌سایند و روزی دیگر می‌پرانند کبوتر از عمق چاه. و چه خوب که ما ایرانی هستیم. با همه بدها و خوبی‌هایش. با همه جهان سومی بودنش. و با همه تاریخش.

ناصر حجازی سرمربی تیم فوتبال استقلال از رده پانزدهم برای ما که در رده اول فوتبال ایران قرار داریم کری خوانده که پرسپولیس در داربی تهران شکست خواهد داد. ما این حرف در روز داربی در مقابل بیش از صدهزار تماشاگر استادیوم آزادی و میلیون‌های هوادار مشتاق سراسر عالم که قلبشان با پرسپولیس است جواب خواهیم داد.

ناصر خان با چشم‌‌های خود خورد شدن استقلال خواهد دید. روز برکناری بت آبی‌ها نزدیک است. آن روز ما به آسمان می رویم تا همه بو‌های متعفن این روزگار سالخورده را فراموش کنیم. حتی به اندازه ۹۰ دقیقه . چرا که هوای این حوالی بدجوری زندانی است!

 

لینک:

دربی ۶۳ یک روز بعد از عیدفطر برگزار می‌شود فارس

| لينک ثابت |  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 1:21    | 

لیدرهای سرخ‌ روی‌ سکوها برای این بازی برنامه‌ی خاصی دارندجمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ در استادیوم آزادی قیامتی برپاست.

پرسپولیس و سپاهان در نیمه‌نهایی جام حذفی فوتبال ایران به هم رسیدند تا قرمزها صعود با طعم انتقام را بچشند.  

این بازی از چنان حساسیت بالایی برخوردار است که سلطان فوتبال ایران علی‌ پروین و عقاب آسیا احمدرضا عابدزاده از هواداران سرخ‌ها که به استادیوم می‌آیند درخواست کرده‌اند حتمن پیراهن سرخ‌رنگ تیم فوتبال پرسپولیس را بپوشند. به این معنی که ۱۰۰ هزار پرسپولیسی دوآتشه باید روز جمعه آتش جهنم سرخ را برای تیم فوتبال سپاهان اصفهان بر پا کنند. در عرض یکسال گذشته استقلالی‌ها کری می‌خواندند که هر جای جدول باشیم از پرسپولیس بالاتر هستیم.

ولی حالا در پایان لیگ‌برتر این پرسپولیس است که دقیقن روی استقلال ایستاده. پرسپولیس سوم شد و استقلال چهارم. تیمی که دو هفته مانده به پایان رقابت‌ها قهرمان بلامنازع امسال بود ولی باز مثل همیشه در آخر کم آورد و ضایعه شد.

مردی که می‌خواست ادای ژنرال را در آورد تسلیت تسلیت / اس‌اس بی‌شخصیت

سولاخ‌های پایتخت نتوانستند به دلیل دیر رساندن اسامی بازیکنانشان به آسیا بروند. حالا باید در خانه بشینند و رفتن سرخ‌های ایران را به آسیا تماشا کنند. امسال سال بدی برای پسران سولاخ آبی بود.

اول اینکه از آسیا کنار گذاشته شدند. دوم نتوانستند در ایران قهرمان شوند. سوم باید در خانه بشینند و قهرمان شدن رقیب دیرین خود پرسپولیس را در جام حذفی فوتبال ایران را ببینند و چهارم باید زانوی غم بغل بگیرند و بازی‌ها پرسپولیس را در آسیا تماشا کنند.

هر جای جدول باشیم بالاتر از استقلال هستیم و آنها مثل همیشه زیر ما هستند.

 

پانوشت:

:: یکصد هزار پیراهن سرخ. جمعه ۱۱ خرداد، آزادی را به خاطر بسپار.

:: بچه‌های جایگاه ۳۰ تا ۳۶ می گویند: "سپاهان باید از روی جنازه‌ی ۱۰۰ هزار پرسپولیسی رد شود تا بتواند برنده‌ی نبرد جمعه باشد."

| لينک ثابت |  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 12:21    | 

داشاخ

وقتی سینا تابش برای رضای دل یک فمینیست‌ کاپیتال مطلب می‌نویسد. سینا تابش در نقش یک تازه به دوران رسیده متعفن برای اینکه اجازه لاس زدن شبانه را پیدا کند مجبور می‌شود که چهره‌ی خرده‌بورژوای خودش را نشانم دهد. سر الکس که خوب به مورینو و تازه به دوران رسیده‌هایی مثل سینا تابش انگشت نشان داده است. دوست داشته باشی حاضرم اسم آن دختری که به خاطرش این مطلب نوشتی اینجا بنویسم!

نگاهش کنید چگونه غمگین است

زنده باد سر الکس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوست دارم از سر الکس بنویسم. از تیم‌های قرمز پاپیولار. از منچستر بزرگ که قهرمان شد. جلوی چشمان خوزه مورینو که یک خورده بورژوای متعفن است. یک لندنی سوسول که هیچ چیز از فوتبال نمی‌داند. نگاهش کنید چگونه غمگین شده. بدبخت را نگاه کنید. چگونه در مقابل سر الکس زانو زده و چگونه کم آورده.  تازه این از نتایج سَر شب است. و هنوز نصفه‌ی شب و قهرمانی در جام حذفی باقی مانده تا با شکست رو در رو ضیافت شیاطین سرخ کامل شود.  

سر الکس اسطوره ما است. کسی که فینال ۱۹۹۹ چمپیون لیگ تا ابد به نام او جاودان شد. کودکان تقویم‌های نیامده حسرت روزی را خواهند خورد که نبودند تا فینال منچستر و بایرن‌مونیخ را به صورت زنده نگاه کنند. ولی این ما هستیم که با سر الکس همراه بودیم.

در تمام آن دقایقی که تیم قصیر خیال می‌کرد قهرمان است ولی تقدیر چیز دیگری را نوشته بود. این اسطوره‌ی ما بود که آخر سر از بازی به عنوان قهرمان سرش را بالا گرفت و مثل یک گلادیاتور از زمین خارج شد. گردباد منچستر از دقیقه‌ی ۹۳ شروع شد. در یک دقیقه دو گل به بایرن زد. و این گونه الکس فرگوسن و منچستر یونایتد وارد تاریخ شدند.

سر الکس ممنون هستیم از تو به خاطر اینکه باعث شدی ما جلوی خرده‌بورژواها سرمان را بالا بگیریم. به تو و منچستر افتخار کنیم. ممنون ای مرد که خیلی چیزها به ما یاد دادی. نبرد از لحظه‌ای آغاز می‌‌شود که حریف فکر کند بازی را برده است.

| لينک ثابت |  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:55    |