تبليغاتX
گردباد

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

این روزها حلقه‌های وبلاگی متعددی در وبلاگستان فارسی وجود دارد. بعد از تعطیلی سایت زنستان، مجله زنان و به محاق رفتن جنبش زنان میلیونر، وبلاگستان فارسی بستر مناسبی برای دخترهای فمینیست است تا از طریق آن بتوانند اهداف جنبشی که به آن تعلق دارند را پیش ببرند. حلقه وبلاگی دخترهای فمینیست یکی از قدرتمندترین حلقه‌های وبلاگستان است که توانسته بیشتر از یک رسانه حرفه‌ای در تحولات اجتماعی چند سال اخیر نقش آفرین باشد.

سایت تغییر برای برابری که به فمینست‌های تندرو تعلق دارد در روز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۵ در مقاله‌ای با عنوان جنبش زنان در بوته نقد می‌نویسد: در شرایطی که رسانه‌های همگانی (دیداری و شنیداری) در انحصار الیگارشی خاصی قرار دارد و سایه‌ی سنگین نظارت بر پیکره‌ی مطبوعات خیمه کرده است شاید تنها وسیله‌ی ارتباطی را که می‌توان عنوان رسانه به آن اطلاق کرد همین اینترنت باشد.

رهبران جنبش زنان میلیونر به خوبی به قدرت جهان مجازی پی‌برده‌اند آنقدر که می‌نویسند: اما هر حال حضور پر رنگ این رسانه در تغییر شکل فعالیت های سیاسی و اجتماعی نقش عمده‌ای داشته است. گسترش پدیده‌ی وبلاگنویسی و تشکیل حلقه‌های وبلاگی که به قرارهای وبلاگی نیزمی‌انجامد از اولین جرقه‌های همگرا کردن فعالین جنبش زنان محسوب می‌شد.

ویژگی تساوی گرایانه‌ی اینترنت که در آن فقط اندیشه‌ی افراد فارغ از جایگاه‌های حقوقی‌شان مطرح می‌شد امکان نزدیکی روابط و گسترش دامنه ی این جنبش را موجب گشت. این اعتراضات به شکل گردهمایی مسالمت آمیز وتجمع‌های خیابانی به سطح جامعه هم کشیده می‌شد همگی از ویژگی منحصر به فرد جامعه‌ی مجازی است.

با توجه به وجود حلقه‌ وبلاگی دافهای فمینیست که زیر شاخه جنبش زنان میلیونر هستند می‌توان با هدف تبیین شاخصهایی برای آشنایی با روش مبارزه جنبش زنان فمینیست (تشکیلات مخفی مافیایی و فعالیت‌های چریکی) به بخش قابل توجهی از اهدافشان در وبلاگستان دست یافت.

کافی است که توجه سران مافیای فمینیست به سمت موضوع یا حادثه خاصی جلب شود تا به سرعت شاهد انعکاس گسترده آن در وبلاگهای فارسی و در نهایت رسانه‌ها باشیم. دخترهای فمینیست قبل از وبلاگنویس بودن روزنامه‌نگار هستند و همین شاخصه است که می‌تواند موجهای وبلاگی که توسط حلقه‌شان بپا شده است را به خارج از جهان مجازی سرازیر کند.

این روزها وبلاگستان فارسی شاهد یک موج وبلاگی است که توسط حلقه‌ وبلاگی دخترهای فمینیست براه افتاده است. دافهای فمینیست‌ در راستای مبارزه با قوانین مرد سالارانه و اثبات حضور زنانه در روابطِ جنسی دونفره و تنویر افکار عمومی شروع به نوشتن پست‌های وبلاگی آتشینی کرده‌اند. از آموزش زدن موهای زائد پایین‌تنه‌ تا ترویج پرونوگرافی و تجربه‌های شخصی در اتاق خواب، تخت خواب، لباس خواب و زیر‌ ِ زیر لباس خواب.

 

لینک:

:: من با پورنوگرافی مخالف نیستم الیزه

:: پروژه‌ای زنانه آماده‌شدن برای سک.س هم آغوشی‌های یک‌زن

:: وقتی از سک.س می‌شنویم چه کسی دارد حرف می‌زند الیزه

:: فیلم پورنو ببینید ولی خیلی فکر نکنید دورترها

:: موهای زائد بدن خیلی وقت‌ها فکرم را مشغول کرده است یک زن از اروتیسم

:: در ستایش پشمالو نبودن خورشید خانوم

:: پشمالو نبودن برای آزادی مساله این است دونده

:: تهوع لوا

:: واعظان دکتر رضا

:: همزیستی پورنوگرافی با فمینیسم  یه بشقاب اسپاگتی

:: دفاع از حقوق جنسی لیلا موری

:: به همه فاحشه‌های شهر من هدیه

:: عشق، سکس و دیگر هیچ چهل تیکه

:: روزی که پرده دریده شد شاپرکا

:: همین طوری بلوطک

:: حرف‌های مگوی من یکی بود

:: کس پنهان همه دخترها نازلی از اونتاریو

:: مطالب آموزشی جنسی انار 

:: جمله شاهکار ستیوپیدیتی

:: پست های بی‌ناموس را صدبار به خوانید حالشو ببرید آذر نفیسی

:: از تن نوشتن خانوم شین

:: روزی که فهمیدم دختر خورشید

:: جنسی‌نویسی چه سودهایی دارد روی شیروانی داغ

:: رزم مشترک فمینیست‌ها آخربازی

:: روشهای از بین بردن موهای زائد بدن خانومها  پسرا و دخترا 

::از موهای زائد گفتن حق فمینیست‌ها است بهاره آروین

 

لینک: (در نقد حرکت اخیر فمینیست‌ها)

:: حلقه وبلاگی فمینیست‌های بی‌دین و ایمون زهرا

:: به جای پرونو نویسی از کمکهای Ned و hivos به جنبش فمینیست‌ها بگویید زهرا

:: حواسمان را به وبلاگستان فارسی جمع کنیم هودر

:: جارو کردن آشغالها به زير فرش نگفتنی‌ها

:: بین 6 میلیارد آدم چرا زهرا اچ باید جایزه حقوق بشر بگیره؟ زهرا

:: مشکل اصلی من و شما فقدان حوزه خصوصی است، چرا آن را از بین می‌برید؟ سمیه توحیدلو

:: جایی برای فمینیست‌های حشری نیست ملکیادس

:: فمینست‌ها چی را فراموش کردند؟ سروش روحبخش

:: ردلایتز استریت، حرم‌سرای ناصری و حلقه وبلاگی فمینیست‌ها محمدعلی طائبی

:: تحریک جنسی اسم رمز ادبیات فمینیست‌ها پو

| لينک ثابت |  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 15:51    | 

دوباره بازیچه شدم
توی تئاتر زندگی
تو این نمایشنامه دل
شکسته شد به سادگی
نقشه نبودن واسه توست
نقشه شکستن واسه من
صندلی خالی از تو شد
ای بی‌صدا حرفی بزن
ای بی‌صدا حرفی بزن
پیاده تا نبودنت رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی
بغض یه بازیگر شدم
خورشید ما کاغذی بود
فقط دکور بود همین
گلوله‌های برفیمون
آب نشدن روی زمین
پرده به آخرش رسید
تکرارِ تلخ خواهشم
رو صحنه بی‌ تو
حالا من غمگین‌ترین نمایشم
پیاده تا نبودنت رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی
بغض یه بازیگر شدم [+] [+]
| لينک ثابت |  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 1:29   

که را یارای آن است که
دست در جیب بارانی پارسالش فرو برد
بعد از آن‌که بلیط کهنه و از یاد رفته‌ی سینما را
در آن یافت
بی‌آنکه دستش در جیب بارانی
آن دست دلنواز را بیابد
که در آن لحظه‌ی شیرین گریزپا
با او به بازی بود.

غاده السمان

| لينک ثابت |  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:47   

مدیر باشگاه پرسپولیس حبیب کاشانی طی یک نامه رسمی از هواداران پرسپولیس ضمن عذرخواهی از نتایج ضعیف هفته‌های اخیر و تقدیر و تشکر از ابراز محبتها و حتی گلایه‌ها و شکوه‌ها، یکبار دیگر دستان گرم و صمیمی هواداران ارتش سرخ را برای حضور در معبد آزادی در روز جمعه می‌فشارد. پیروزی در مقابل ملوان سرآغاز خروش سرخ است. خروشی که شاه بیت آن در روز شنبه ۲۸/۲/۸۷ سروده خواهد شد.

چهارشنبه ۵ دی ۱۳۸۶ وقتی سوت یدالله جهانبازی در پایان دیدار سایپا و سپاهان به صدا درآمد، این پرسپولیسی‌ها بودند که از فرط خوشحالی «قهرمانی‌پـرسپولیس» به آسمان رفتند. تيم فوتبال پرسپوليس در پایان نیم فصل اول با ‪ ۳۶‬امتياز از ‪ ۱۶‬بازی در صدر مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران قرار گرفت.

ولی نامردها سر پرسپولیس را بریدند. با شروع نیم فصل دوم فدراسیون فوتبال ۶ امتیاز از پرسپولیس کم کرد تا سپاهان بدون هیچ زحمتی بتواند قهرمانی را بدست بیاورد، در حال حاضر هم سه هفته است که پرسپولیس مثل استقلال نتیجه می‌گیرد، باخت مساوی باخت، تا سپاهان در صدر جدول باقی بماند. ولی زهی خیال باطل، آخر شاهنامه جلد مقوایی است.

بعد از سه هفته جمعه ۳۰/۱/۸۷ روز برخواستن است. هواداران ارتش سرخ برای فرا رسیدن روز شنبه ۲۸/۲/۸۷ ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه لحظه شماری می‌کنند. زمانی که استادیوم آزادی یکی دیگر از روزهای گرم و تاریخی‌اش را خواهد دید. آن روز فارنهایت آزادی روی نقطه ذوب است.

پنجشنبه ۵/۲/۸۷
مس پرسپوليس (ساعت ۱۶ ورزشگاه باهنر كرمان)

يكشنبه ۸/۲/۸۷
شیرین فراز سپاهان (ساعت ۱۵ و ۴۵ دقيقه، ورزشگاه آزادى كرمانشاه)

چهارشنبه ۱۱/۲/۸۷
سپاهان سايپا (ساعت ،۱۶ ورزشگاه فولادشهر اصفهان)
پرسپوليس شيرين فراز (ساعت ۱۸ و ۱۵ دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران)

شنبه ۱۴/۲/۸۷
برق شيراز سپاهان (ساعت ۱۶ و ۴۵ دقيقه، ورزشگاه حافظيه شيراز)
سايپا پرسپوليس (ساعت ۱۸ و۱۵دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران )

يكشنبه ۲۲/۲/۸۷
سپاهان صباباترى (ساعت ۱۶ و ۱۵ دقيقه، ورزشگاه فولادشهر اصفهان)
پرسپوليس برق شيراز (ساعت ۱۶ و ۱۵ دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران)

چهارشنبه ۲۵/۲/۸۷
سپاهان صنعت نفت (ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه، ورزشگاه فولاد شهر اصفهان)
صباباترى پرسپوليس(ساعت ۱۶ و۳۰ ،ورزشگاه آزادى تهران )

شنبه ۲۸/۲/۸۷
پرسپوليس سپاهان (ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه، ورزشگاه آزادى تهران)

| لينک ثابت |  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:49   

پایین‌تر از خیابان انقلاب وقتی به خیابان جمهوری وارد می‌شوری نرسیده به سه راه شاه بین ابوریحان و فلسطین (باور کنید کد سیاسی ندادم آدرسش همین است.) طبقه دوم سینما نیاگارا کافه‌ای هست به نام آنتراکت

کافه آنتراکت به مدیریت لیلا حاتمی به همراه همسرش علی مصفا

کافه آنتراکت با مدیریت لیلا حاتمی بهمراه همسرش علی مصفا یکی از متفاوت‌ترین کافه‌هایی است که تا به حال رفته‌اید. پله‌ها که به طبقه دوم می‌پیچد با چیدمان غریبی از مبل‌های خانگی و میز و صندلی‌های لهستانی مواجه می‌شوید که به وسیله چند آباژور و دیوارکوب کم‌سو نورپردازی شده‌اند و با صمیمیتی مرموز خوشامدتان را می‌گویند. 

دیوارها با تابلوهای نقاشی و عکس با ابعاد متنوع تزیین شده‌اند. پنجره‌ای به پشت‌بام خاکستری ساختمان کناری و بوی نای پشت‌بام‌های قدیم گشوده و دورتر لایت‌باکس‌هایی از عکس‌ فیلم‌های سلطان صاحبقران، کمال‌الملک و سوته‌دلان در دل چوبی بار کافه حال و هوای سینمای چند دهه قبل را به یادت می‌آورند. آن روزها که علی حاتمی با سلولویید جادو می‌کرد.

از صبحانه‌ی ۸۰۰۰ تومانی آنتراکت تا اسپرسویی که امکان ندارد لنگه‌اش را جایی دیگر دیده باشید. تنوع غذایی سیاست مدیران کافه انتراکت است تا جایی که می‌شود همه چیز ساده و متنوع باشد. قهوه‌ها به چند نوع اسپرسو، فرانسه و ترک محدود می‌شود که در این کافه می‌توانید قبض و بسط تئوریک قهوه ترک را مشاهده کنید. . چون این قهوه هم عربی است و هم ارمنی و یونانی و ترک.

قهوه‌ها در کافه انتراکت اسم‌های جالبی دارند. مثل قهوه قجری و ماه منیر. چای‌ها متنوعند. همان چای سیاه که همه می‌خورند به اضافه چای‌هایی که حالا در کشور ما مرسوم نیستند و یک زمانی بوده‌اند مثل بابونه، ورون، به‌لیمو و چای هندی.

ساختمان بتن آرمه سینما جمهوری (نیاگارا سابق) را مهندسی هندی در حوالی سال‌های ۴۰ بنا کرد که بعدها مالکانش، زنده‌یاد علی حاتمی و شادروان فردین، آن را در رده سینماهای ممتاز قرار دادند. پیش از این سینما تنها یک سالن پخش فیلم داشت که شامل سالن طبقه همکف و بالکن طبقه دوم می‌شد و در حال حاضر با تفکیک این دو طبقه، بالکن سینما به سالنی مستقل تبدیل گشته و کافه آنتراکت در راهروی سالن طبقه دوم واقع شده است.

اینجا همه چیز رنگ و بوی سینما دارد. بوی خوش قهوه تازه ساییده در هواست. در سه‌کنج دیوار، پنجره کوچکی تعبیه شده که از پشت آن می‌توانی پرده سالن سینما را دزدکی دید بزنی. کتابخانه‌ای از کتاب‌ها و مجلات سینمایی آنطرف‌تر در دسترس است. این فضای صمیمی با اسباب و اثاثیه متنوع در محیط یک سینما از مشاهده لیلا حاتمی از کافه‌ای در شهری قدیمی روم در ایتالیا برداشت شده است.

به کافه آنتراکت که می‌روی احساس می‌کنی وارد منزل دوستی شدی. در واقع این ایده که میز و صندلی‌ها یک‌شکل نباشد را لیلا برای اولین‌بار در کافه‌ای در روم پیش پای خدایگان المپ دیده است. آنتراکت یک کافی شاپ نیست. یک کافه است. یک روز فرق این دو را خواهم نوشت.

برای دیدار دوستانتان جاهایی را در نظر بگیرید تا همیشه در قاب ذهنتان ماندگار شود. کافه آنتراکت جایی است که می‌تواند لحظات دوستی‌تان را با طعم قهوه و سینما به خاطر بسپارید و سالها بعد با یادآوریشان دلتان را تنگ کنید آنقدر که دلتان یهو بگیرد و بخواهید سیگاری دود کنید و در آن گم شوید. مثل خود سینما. آدمی صندلی سالن مرگ خودش است.

| لينک ثابت |  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 1:47   

رهبر انقلابآيت‌الله خامنه‌ای در دوران 19 ساله رهبری، علاوه بر سفرهای مكرر به خراسان برای زيارت امام رضا(ع) به استانهایی از جمله يزد، سمنان، خوزستان، اصفهان، كرمان، همدان، ايلام، مازندران، آذربايجان شرقی، سيستان‌ و بلوچستان، قم، قزوین، چهارمحال و بختياری و... سفر كرده‌اند. ولی تا به امروز به استان فارس نرفته‌اند.

اواخر بهمن ماه سال گذشته امام جمعه شيراز و استاندار فارس در نامه‌ای مشترک، خواستار سفر رهبر به استان فارس شده بودند. با وجود انفجار بمب در آستانه‌ سفر آیت‌الله خامنه‌ای به شیراز شنيده‌ها حاکی از آن است كه رهبر معظم انقلاب، دهم ارديبهشت‌ماه میهمان مردم استان فارس خواهند بود.

۶ تیر ۱۳۶۰ با انفجار بمبی کار گذاشته شده در ضبط صوت بزرگی که روی تریبون سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران قرار داده شده بود، پروژه حذف رهبران اصلی جریان پیرو خط امام توسط شب‌پرستان خورشیدستیز کلید خورد.

خوشبختانه امام جمعه محبوب تهران و نماینده امام در شورایعالی دفاع از این سوءقصد که می‌توانست به فاجعه‌ای بزرگ منجر شود، بر اثر کامل عمل نکردن بمب، جان سالم به در بردند ولی جراحات شدیدی بر ایشان وارد گشت.

آیت‌الله خامنه‌ای در این حادثه تروریستی از نقطه بالای کتف راست و بالای ران سمت راست مجروح شد و استخوان ترقوه ایشان شکست و چند رگ و عصب دست راستشان نیز قطع شد. این واقعه اولین حادثه تروریستی بوسیله انفجار بمب بود که پس از انقلاب صورت گرفت. از آن روز انفجارهای زیادی صورت گرفته است که می‌توان به اینها اشاره کرد.

۷ تیر 1360 انفجار بمب در دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی و که منجر به شهادت آیت الله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یاران انقلاب شد. ۸ شهریور 1360 محمدعلی رجایی رئیس جمهوری وقت ایران به همراه محمدجواد باهنر نخست وزیر طی انفجاری در دفتر نخست وزیری جان بر سر پیمان گذاشتند.

۳۰ خرداد 1373 در صحن حرم مطهر امام رضا بمبی منفجر شد که بر اثر آن 26 تن به شهادت رسیدند. 12 خرداد 1377 طی انفجاری در دادگاه انقلاب تهران 3 نفر لباس شهادت پوشیدند. ۲۵ شهریور 1378 انفجار بمبی در شهر مقدس مشهد 2 نفر به فیض شهادت نائل شدند.

۲۲ خرداد 1384 طی چند رشته انفجار بمب در اهواز و تهران 9 تن از هموطنانمان به درجه شهادت رسیدند. ۲۳ مهر 1384 در انفجار بمب دوقلوی جاسازی شده ای روبروی مرکز تجاری سلمان فارسی قیصریه صدف، 6 تن لباس شهادت برتن کردند.

۴ دی 1384 طی چند رشته انفجار در مرکز استانداری اهواز و بانک سامان در خیابان کیانپارس این شهر 8 تن جرعه شهادت نوشیدند. ۲۵ دی 1385 طی یک حمله انفجاری به اتوبوس حامل کارکنان سپاه پاسداران در زاهدان، 11 نفر از برادران شهید و افزون بر 30 تن زخمی شدند.

حالا بعد از گذشت سالها از ۶ تیر ۱۳۶۰ و آن بمبی که در ضبط صوت در محل سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران کار گذاشته شده بود، انفجار بمب در آستانه‌ی سفر رهبر انقلاب به شیراز بسیار سوال برانگیز است.

| لينک ثابت |  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:13   

استقلال به سپاهان می‌بازد، پرسپولیس به ذوب آهن. استقلال و پرسپولیس در مقابل هم به مساوی از قبل تعیین شده دست می‌یابند. استقلال به پگاه می‌بازد، پرسپولیس به استقلال اهواز. ای‌ول. سه هفته است که پرسپولیس و استقلال دارند دقیقن مثل هم نتیجه می‌گیرند. عجب بلبشویی شده. انتخاب‌های تستی. ازدواج‌های قسطی. حالم بهم خورد از این نتیجه از قصدنی. قصد + بستنی. منچستر و بارسلونا-ام آرزوست.

چکار کنیم نشستیم پای ال‌سی‌دی ۴۲ اینچ و سینمای خانگی باخت خانگی استقلال را حض کردیم. میلاد و نادر می‌گفتند اصلن امکان ندارد این نتیجه. چهار بر یک باختن استقلال توی آزادی به پگاه. منم به شوخی گفتم احتمالن جلوه‌های ویژه است. به تنهایی میان دوتا استقلالی داشتم بشگن می‌زدم و حال می‌کردم و خبر هم نداشتم چند ساعت بعد قرار است چه اتفاقی بیفتد.

پرسپولیس هم چهار به یک به استقلال اهواز باخت تا حرکت از نو شود. حالا میلاد و نادر داشتند بشگن می‌زدند. گفتم بچه‌ها بیایم زنگ بزنیم سه تا داف اسمی بیان. ... .

بی‌خیال داف‌های اسمی شدیم. چند لحظه بعد مسخ پدرخوانده فرانسیس کاپولا بودیم. می‌خواهم پدرخوانده را زیرنویس فارسی کنم. تا حالا به این فکر کردین که پدرخوانده را فقط دوبله فارسی دیدم. دوست دارم صدای جادویی آل‌پاچینو را بشنوم نه صدای خسرو خسروشاهی را که هم به جای ویجی حرف می‌زند و هم آلن دلون. می‌خوام صدای مارلون براندو را بشنوم نه چنگیز جلیلوند را.

بچه‌ها معتقد هستند من باید به عنوان استراتژیست مسائل اسراییل خودم را به مرکز مطالعات استراتژیک جیم الف معرفی کنم. ولی من دوست دارم بازی بارسلونا و منچستر را ببینم توی نیمه نهایی. زنده باد سرالکس. البته اگر اناری‌ها هم ببرند خیالی نیست. به نابودی امپریالیسم کاتالان هم از خودمان هستند.

حواستان هست که چند روز دیگر اسراییل دارد ۶۰مین سالگرد تولدش را جشن می‌گیرد. آره هموطن تو که روزنامه هم‌میهن می‌خوندی چطور حواست نیست. حواس پنچگانه نه، حس ششمت هم نیست. یعنی نفهمیدی چرا این چند روز چند تا پست پشت سر هم با مضمون اسراییل رفتیم.

پس خبر نداری اکونومیست چاپ پاریس یک ویژه‌نامه رفته و گفته اسراییل رو به زوال است. در سرمقاله‌ی این شماره اکونومیست، گیدون لیشفلد که خودش هم یک یهودی و ساکن اسراییل است پس از برشمردن فهرستی جامع از مشکلات اقتصادی، امنیتی، جمعیتی و سیاسی اسراییل به صراحت نوشته که «برای اولین بار از سال ۱۹۴۸ [سال تاسیس کشور اسراییل] موجودیت اسراییل، حداقل به شکل کشوری صهیونیستی، در خطر است.»

برای تو که هنوز بعد از شصت سال می‌خواهی حساب یهود و صهیونیسم را از هم جدا کنی. ولی یادت باشد صهیونیسم زاییده‌ی یهود است. مگر می‌توانی بگویی من از یهود متنفرم ولی از یهودی نه.  آنها که توهم توطئه (فوبیا) را مطرح می‌کنند خودشان را به غفلت زده‌اند و مشخصن صهیونیست هستند.

برای شناختن صهیونیسم آشنایی با تاریخ اروپا و اندیشه‌های یهودیت خاخامی - فریسی – صهیونیستی پیشنهاد می‌شود. البته برای شما که کتابخانه‌ی پر از کتاب‌های نخوانده دارید و در بازی وبلاگی کتاب‌های نخوانده شرکت می‌کنید اصلن توصیه نمی‌شود.

| لينک ثابت |  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 2:44    | 

"برای اینكه مسیح دوباره بیاید باید منطقه خاورمیانه به قوم برگزیده (یهود) داده شود و یک جنگ عظیم به راه بیافتد."

در تدارک جنگ بزرگ نوشته گريس هالسل

 

مارگارت تاچر نخست‌وزیر اسبق انگلیس هجده سال قبل در سال 1990 اعلام كرد پس از پايان جنگ سرد بین شرق و غرب اكنون این جنگ بین بنیادگرایان اسلامی و مسیحیان صلیبی است که منطقه مدیترانه اروپا را شعله‌وار خواهد کرد.

و نیز در تابستان ۱۳۸۰ چهار سال قبل از چاپ كاریكاتورهای موهن، نخست وزیر دانمارک پیرامون فعالیت مسلمانان به صراحت گفته بود: آزادی در كشور ما نيز حد و مرزی دارد و ما نمی‌توانیم اجازه دهیم كه نظام ما به دست دیگران دچار دگرگونی شود. وی با اشاره به نماز خواندن كارگران مسلمان در مكان‌های عمومی و حضور زنان محجبه در خيابان‌ها گفته بود این حركات حیات اجتماعی ما را دگرگون می‌كند.

هجمه‌ای که این روزها بر علیه اسلام به راه افتاده دسیسه‌ای فراتر از توهین است. آنها می‌خواهند ریشه اسلام را برکنند. از ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۸ طی ۲۰ سال لابی یهود و صهیونیسم بزرگترین جسارت‌ها را به اسلام کرده است. ممكن است تصور کنید كه اين اقدامات ضد اسلامی برای جلوگیری از رشد اسلام در اروپا صورت می‌گيرد.

اما می‌بینیم عملن اين توهين‌ها موجب رشد اسلام در غرب گردیده است. گواه این سخن هم پیشی گرفتن جمعیت مسلمانان از کاتولیک‌ها است که در تاریخ سابقه نداشته است. اسلام از روم كاتولیک، بزرگترین مذهب دنیا پيش افتاده و صدای پای مسلمانان خواب صلیبیون المپ را آشفته می‌کند.

یهود و صهیونیسم با پشتوانه مالی قدرتمندی که دارد می‌تواند هجمه ضد اسلام را در سراسر جهان رهبری کند. حالا این پشتوانه مالی آنها از کجا تامین می‌شود؟ در پست قبلی به صراحت تمام در اینباره پرداخته شد. و در اینجا هم به چند نمونه از پیمان اخوت برندهای معروف جهانی با اسراییل (یهود و صهیونیسم) اشاراه می‌شود.

شرکت: نستل Nestle. محصولات و شرکتهای وابسته: انواع شوکولات، قهوه و نسکافه، محصولات لبنیاتی و ...، KitKat شوکولات، Maggi مواد غذایی، L’Oreal لوازم بهداشتی - آرایشی.

این شرکت سوییسی ۱/۵۰ درصد از سهام شرکت مواد غذایی اسرائیلی به نام Osem Investments را دارا می باشد. Nestle در دسامبر سال ۲۰۰۰، اعلام کرد که میلیونها دلار صرف راه اندازی مرکز تحقیق و توسعه (R&D) در اسرائیل خواهد کرد.

در سال ۱٩٩٨، آقای Peter Brabeck-Letmathen در پی متقاعد کردن Nestle، جایزه ویژه (Jubilee) را از شخص نخست وزیر اسرائیل ( نتانیاهو) دریافت کرد. این بزرگترین جایزه ایست که تا کنون رژیم اسرائیل اعطا کرده است و تنها به اشخاص و یا سازمان هایی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تاثیر را در قدرتمند کردن اقتصاد اسرائیل داشته باشند.

http://www.arabia.com/qatar/business/article/english/0,5508,36207,00.html

http://www.aqsa.org.uk/flyers/boycott.html

http://www.nestle.com/all_about/at_a_glance/aag-main_brands.html


شرکت: تیمبرلند Timberland. محصولات: انواع کفش: ورزشی، راحتی، پوتین، صندل و ... . لباس: کاپشن چرم، بادگیرهای ضد آب، کاپشن های سبک کمربند، کلاه، کوله پشتی، چمدان، جوراب، عینک آفتابی، کیف پول و ساعت. تیمبرلند یک شرکت تولید کفش، البسه ١/١ میلیارد دلاری می باشد. Jeffry Swartz رئیس و مدیر اجرایی این شرکت، یک صهیونیست فعال است.

در یکی از جلسات «همبستگی اسرائیل» که اخیرا برپا شده بود، او پیشنهاداتی ارائه داد تا تبلیغات و ادعاهای اسرائیل در اجتماع آمریکا باورپذیرتر باشد. در مصاحبه‌ای به عنوان مدیر اجرائی شرکت، اظهاراتی مبنی بر فرستادن ۱۰۰ آدم کش به عنوان سفیر اسرائیل به آمریکا، داشت، تا این افراد یهودیان مقیم آمریکا را مجاب به کمک به اسرائیل کنند. اگرچه تیمبرلند یک شرکت تجاری عمومی می باشد ولی Swartz و خانواده اش تقریبا ۴٧ درصد سهام و ٨١ درصد از قدرت رای شرکت را دارا است.

http://www.jpost.com/Editions/2002/04/26/News/News.47808.html

http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_investors_main.jsp

http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_store_locator.jsp


شرکت : کوکاکولا coca-cola. شرکتهای وابسته: فانتا، اسپرایت، کانادا درای، ... . از سال ١٩٦٦ کوکالا تبدیل به یکی از ثابت قدمترین پشتیبانان اسرائیل شد. در سال ١٩٩٧ هیئت دولتی اقتصادی اسرائیل در مهمانی شامی به افتخار کوکاکولا بخاطر ٣٠ سال پشتیبانی بی وقفه خود از اسرائیل و عدم توجه به تحریم کشورهای عرب، قدردانی کرد. (در مقابل پپسی به تحریم اسرائیل که تا سال ١٩٩١ از سوی کشورهای عربی اعمال شده بود مقید ماند و از سال ١٩٩۲ تجارت خود را با اسرائیل از سر گرفت.)

در سال ۲٠٠١ اداره مرکزی کوکاکولا میزبان و حامی اصلی اتاق بازرگانی آمریکایی – اسرائیلی شد. آشکار شده که کوکاکولا برنامه ای آموزشی برای کارگرانش بر پایه برخورد صهیونیسم- عرب ترتیب داده. محتویات این دوره توسط دولت اسرائیل و یک آژانس یهودی تهیه و تنظیم شده است. در فوریه ۲٠٠۲، کوکاکولا در کاری گروهی با سازمان «دوستان اسرائیل» و National Hillel پشتیبانی از مقاله Linda Gradstein خبرنگار بدنام صهیونیسم را در دانشگاه Minnesota به عهده گرفت.

در جولای ۲٠٠۲، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه کوکاکولا جهت صرفه جویی میلیون دلاری بخاطر معافیت مالیاتی، اقدام به ساخت کارخانه‌ای جدید در زمین‌های اشغال شده فلسطین (قیریات قط) کرد. در اکتبر ۲۰۰۵، کوکاکولا میزان سرمایه گذاری خود را در اسرائیل افزاریش داد و ۵١ درصد از سهام کارخانه شراب سازی Tavor را خرید. آیا هنوز هم کوکا می‌نوشید؟

http://www.bham.net/shofar/1997/0697/nbriefs.html

http://www.snopes2.com/cokelore/israel.htm

http://electronicintifada.net/actionitems/020219gradstein.html

http://www.israel-mfa.gov.il/mfa/go.asp?MFAH00ul0

http://www.rdu-yok-meg.org.il/HereAndNow/Newsletter/newsletter.htm

http://www.meitar.org.il/news/news.htm

http://www.haaretz.com/hasen/spages/635442.html

شرکت : صنایع دلتا گلیل Delta Galil Industries. شرکتهای وابسته: Boss ، Calvin Klein ، GAP «دلتا گلیل» بزرگترین تولید کننده و فروشنده در صنعت نساجی اسرائیل است و یکی از بزرگترین آرمهای تجاری تولید لباس در دنیا را دارا است.  Dov Lautman موسس، رئیس و بزرگترین سهام دار این شرکت از وابستگان نزدیک رئیس جمهور اسرائیل، ایهود باراک است.

سازمان دیدبان حقوق بشر، دلتا گلیل را به استثمار کارگران عرب متهم ساخت. از آنجایی که هزینه تولید محصول به حداقل ممکن برسد، بسیاری از محصولات این شرکت در کشورهای ترکیه، اردن و مصر تولید می شود. بدین صورت که مواد اولیه به اردن می رود، در آنجا دوخته می شود و دوباره به اسرائیل بر می گردد، و از آنجا با برچسب «Made in Israel» به سراسر جهان فرستاده می شود.

http://www.deltagalil.com/Shreholders.htm

http://shamash.org/listarchives/amcha/log9907

http://www.odaction.org/challenge/60/textil.html

http://www.s11.org/iss_sweatshops.html

http://www.sweatshopwatch.org

http://www.jpost.com/com/Archive/01.Mar.1999/Business/Article-0.html

http://www.moit.gov.il/root/Hidden/ipc/{F6922

شرکت: والت دیزنی Walt Disney. محصولات و شرکت های وابسته: دیزنی لند (شهرک بازی) Disneyland ، یورو دیزنی EuroDisney ، تولیدات دیزنی.شرکت « والت دیزنی» در نمایشگاه هزاره واقع در Epcot Center در ایالت فلوریدا، بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل معرفی کرد.

از آنجایی که بیت المقدس به طور نا مشروع غصب شده، بنابر مصوبه سازمان ملل (٢٤٢،٢٣٧ و ۴۰۵)، هرگز این شهر نمی تواند به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخته شود. از ٨ میلیون دلار هزینه این نمایشگاه، اسرائیل مبلغ ٨/١میلیون دلار سرمایه گذاری کرد و با دیزنی در گسترش این نمایشگاه شریک شد. این بخشی از مبارزه فیزیکی اسرائیل برای یهودیزه کردن بیت المقدس و مبارزه روانی برای پذیرفته شدن این ادعا در دیدگاه جهانی است.

یکی از شیوخ عرب در عملی مبتکرانه طرحی را برای تحریم دیزنی ارائه کرد که متاسفانه در آخرین لحظات توسط یکی از شاهزادگان سعودی منتفی شد. ولید بن طلال که یکی از بزرگترین سهامداران «یورودیزنی» است عنوان کرد: «درصورتی که دیزنی را تحریم کنیم برد با اسرائیل خواهد بود. زیرا در منفی شدن وجهه‌ی ما در آمریکا تاثیر خواهد داشت.» این درحالی است که به طور میانگین سالانه ٢٠٠ هزار عرب از «دیزنی» بازدید می کنند و میزان مبادلات این شرکت با خاور میانه بیشتر از ١٠٠میلیون دلار در سال است.

http://www.aqsa.org.uk/activities/campaign2.html

http://www.jewishsf.com/bk990924/idisney.shtml

http://www.metimes.com/issue99-38/reg/disney__will.htm

http://www.washington-report.org/backissues/1299/9912013.html

http://www.israeltoday.co.il/article/Default.asp?CatID=2&ArticleID=15

شرکت : اینتل Intel. محصولات: پردازنده های سلرون، پنتیوم، ایتانیوم و ... Processors - Celeron, Pentium, Itanium, etc Motherboards, Chipsets, Adapters, Controllers, محصولات شبکه، بی سیم و ابزار ساخت نرم افزار.

بی تردید اینتل یکی از بزرگترین حامیان اسرائیل است. یکی از اولین مراکز توسعه این شرکت خارج از آمریکا در منطقه حیفا در سال ۱٩٧٤ بازگشایی شد. از آن موقع سرمایه گذاری در این رژیم ادامه داشته است. در سال ۲۰۰۰، آنها بیش از ٤۰۰۰ اسرائیلی را استخدام کردند و تنها از صادرات کارخانه واقع در Lachish-Qiryat Gat اسرائیل (بازگشایی فوریه ٩٩) تا سقف ۳میلیون دلار در روز و به طور تقریبی یک میلیار دلار در سال درآمد دارد.

الاودا (ائتلاف راست فلسطین) عنوان می کند Qiryat Gat زمینی که کارخانه اینتل بر آن نهاده شده است در واقع منطقه روستایی بوده به نام «عراق المنشیا» که توسط اسرائیل غصب شده است. «عراق المنشیا» روستایی بوده با ۲۰۰۰ سکنه که در ۳۰۰ خانه زندگی می‌کردند با ۲ مسجد و یک مدرسه. ساکنان اصلی این روستا با تهدید و ارعاب رانده شده و تمام زمین روستا ویران می شود تا Qiryat Gat برای سکونت شهروندان جدید اسرائیلی آماده شود.

امروز جمعیت باقیمانده از «عراق المنشیا» هنوز اجازه برگشتن به سرزمین خود را ندارند. اقدامات قانونی بر ضد اینتل مبنی بر ساختن کارخانه در سرزمین غارت شده صورت گرفته است. کارخانه اینتل بر روی زمین‌های اشغالی فلوجه.

http://www.intel.com/intel/community/israel/aboutsite.htm

http://www.israelemb.org/economic/uscompanies.htm

http://www.intel.com/intel/community/israel/education.htm

http://al-awda.org/intel_divest.htm

http://al-awda.org/intel_update.htm

http://al-awda.org/intel_example.htm

شرکت: نوکیا Nokia. محصولات: وسایل الکترونیکی، گوشی همراه، ثابت، تلویزیون و ... . شرکت «نوکیا» اقدام به سرمایه گذاری سنگینی در اسرائیل نموده است. Lars Wolf مدیر کل نوکیا در مصاحبه‌ای با روزنامه اورشلیم پست Jerusalem Post (٤ مارس ٢٠٠١) اظهار داشت:

از آنجایی که در پروژه ی داخلی ما به نام «پروژه اسرائیل»، شبکه اسرائیل یکی از اهداف ماست و همچنین سازمان اقتصادی و مرکز تحقیقات نوکیا نیز حساب ویژه ای برروی اسرائیل باز کرده، ما اسرائیل را به عنوان چشم انداز و دورنمای تمام اهداف نوکیا می دانیم.

«شرکا اقتصادی نوکیا (شاخه ای از سازمان اقتصادی نوکیا)» در ماه دسامبر ٢٠٠٠ سرمایه ای ۵۰۰ میلیون دلاری را به شرکتهای اسرائیلی اختصاص داد. مرکز تحقیقات نوکیا به دنبال بازار اسرائیل به هر وسیله ممکن می باشد. همجنین شركت سامسونگ و متورولا كه صد در صد سهام ان متعلق به خانواده اسحق بروخیم است كه خود وی اكنون در شهر صدیروت اسرائیل زندگی می‌كند.

http://www.jpost.com/Editions/2001/03/02/Business/Business.22287.html

از ماجرای سلمان رشدی تا کاریکاتورهای دانمارکی، فیلم هلندی، تئاتر آلمانی و... اگر پشت صحنه‌ی تمامی این توهین‌ها و جسارت‌ها به اسلام را ردیابی کنید به صهیونیسم و لابی یهود خواهید رسید. چطور همه‌ی این جسارت‌ها به صورت دانه‌های زنجیر دارد پشت سرهم اتفاق می‌افتد؟ چه دست پنهانی دارد این هجمه ضداسلام را می‌گرداند؟

سکولاریست‌ها، صهیونیست‌ها و فمینیست‌ها نمی‌تواند توهین به اسلام را در پشت نقاب آزادی بیان پنهان کنند. در کدام بند اعلامیه حقوق بشر می‌توانید حتی یک جمله پیدا کنید که اجازه دهد به ادیان و پیروانشان توهین شود. احترام به آزادی بیان، نخستین قدمی است که غالبن در جهت دموکراسی برداشته می‌شود. ولی انگار بچه مسلمان‌ها از غربی‌ها بهتر معنای دموکراسی را می‌دانند.

یک كلیسای بلژیکی مجسمه‌ای از پيامبر اكرم (ص) را در حالی كه قرآن در دست دارد اما زير پای مردم در حال له شدن است رونمایی كرد. تئاتر اهانت آميز "محمد و تعصب" نوشته فولیتر فیلسوف فرانسوی روی صحنه آمد كه دارای توهین‌های متعددی به پيامبر اكرم (ص) است. پاپ بندیکت شانزدهم، اسلام و پيامبر اكرم (ص) را به خشونت در مقابل تعقل متهم كرد.

روزنامه دانماركي "جیلارد پوستر" 12 كاریكاتور موهن را علیه پيامبر اكرم (ص) چاپ نمود و او را تروریست معرفی كرد. - برخی از روزنامه‌های نروژی - فرانسوی – آلمانی – اسپانیایی و سوئیسی هم كاریكاتورها را چاپ كردند.

اين توهین‌ها به همین جا ختم نمی‌شود، حتی نماز جماعت مسلمین را نیز به استهزا گرفته‌اند. بطری‌های نوشابه کوکاکولا را طوری تصویر كرده‌اند كه گویی صفوف نماز است. - همچنین دکتر سروش در هجمه ضد اسلامی خود می‌گوید: وحی «الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه می‌کنند. در روزگار مدرن، ما وحی را با استفاده از استعاره‌ی شعر می‌فهمیم. چنان‌که یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است: وحی بالاترین درجه‌ی شعر است.

توطئه‌های دشمنان در غالب پروژه اسلام هراسی و در نهایت اسلام ستیزی کاملا مشهود شده است. این توطئه‌ها در غالب ساخت فیلم فتنه، کاریکاتورهای موهن، اجرای نمایش آیات شیطانی، برگزاری گالری عکس و آخرین آن تا زمان نگارش این پست، ساخت انیمیشن توهین به رسول الله (ص) مشهود است. به همه‌ی اینها توهین دکتر سروش به خدا، قرآن و پیامبر اسلام را باید اضافه کرد. اين همزمانیها به نظر شما تصادفی است؟

بپاخیزید برادران و خواهران انقلابی بپاخیزید. حکم همان است که بیست سال پیش در روز ۲۵ / ۱۱ / ۶۷ در تاریخ نوشته شد. این روزها سکوت هر مسلمان خیانت است به اسلام. خیانت است به تمامی آنهایی که در تمام تاریخ در دفاع از اسلام کشته شدند. 

| لينک ثابت |  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 3:40   

"به كمک زنان يهودى، مردان غيريهودى را در عشرتكده‌ها و محلهاى عياشى به فساد اخلاقى مى‏كشانيم و آنها را از جاده عفت و پاكدامنى منحرف مى‏سازيم. من اين جامعه را كه به دست زنها به فساد كشانده مى‏شود، جامعه زنان نام مى‏نهم زيرا در فساد و تجمل‏ پرستى بی‌همتا هستند."

 

بخشی از پروتکل اول صهیون نوشته عجاج نهیوض

 

فکر می‌کنید چرا صهیونیسم و اسراییل بعد از گذشت نیم قرن هنوز به حیات نامبارک خویش ادامه می‌دهد؟ آیا بخاطر داشتن سومین ارتش منظم دنیاست؟ یا بخاطر داشتن صدها کلاهک هسته‌ای؟ برای پی‌بردن به جواب این سوال کمی به دور و بر خود نگاه کنیم و سر و وضع خویش را نظاره‌گر باشیم.

قریب به 60 سال از تأسیس رژیم غاصب صهیونیستی می‌گذرد؛ دهها و صدها کنفرانس و اجلاس و نشست و همایش در جهان اسلام! برگزار شده و هزارها قطعنامه و اعلامیه و بیانیه و طومار صادر گشته و خدا می‌داند چند بار رژیم اسرائیل محکوم شده است؛ اما...

اما هنوز نام این رژیم بر نقشه‌ها خودنمایی می‌کند و بر سر زبانها می‌چرخد و در کشورهای دنیا سفارتخانه و در سازمانهای جهانی حق رأی دارد و دائما در سازمان ملل قطعنامه صادر می‌کند و علیه این کشور و آن کشور موضع می‌گیرد و... و هر روز حلقه محاصره را بر ملت مظلوم فلسطین تنگتر و روز به روز نسل‌کشی مردمان ستمدیده این سرزمین را بیشتر و خانه‌هایشان را خراب و فرزندانشان را آواره می‌کند و... می‌دانید چرا؟

گوشی‌های "نوکیا" Nokia و "موتورولا" Motorola جیبهای ما را اشغال کرده است؛ موسیقی از ام‌پی‌تری پلیرهای "آی‌پاد" IPod به گوش ما می‌رسد؛ سی‌پی‌یوهای "اینتل" Intel تجارت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست ما را می‌گرداند و اطلاعات آنها را پردازش می‌کند؛ پرینترهای "اچ‌ پی" HP مطالب ما را به چاپ‌ می‌رساند؛ اوقات سرگرمی‌مان با فیلمهای هیجانی "هالیوود" Hollywood که در کمپانی بزرگ "فاکس قرن بیستم" Fox 20 Century تولید شده، پر می‌شود.

برای کودکانمان کارتون‌های معروف "والت دیزنی" Disney را با تلویزیونهای "پایونیر" Pioneer نمایش می‌دهیم؛ در هنگام سفر این دوربین‌های "کوداک" Kodak هستند که لحظات زیبای ما را ماندگار می‌کنند؛ این مجریان اخبار شبکه "سی‌ان‌ان" CNN و خبرنگاران مجله هفتگی "تایم" TIME هستند که اخبار دنیا را به گوش ما می‌رسانند.

بچه‌هایمان با شیرخشک‌های خوشمزه‌ی "سرلاک" Cerelac بزرگ می‌شوند و شکلات‌های "مگی" Maggi و "کیت‌کت" KitKat و "اسمارتیز" Smarties می‌خورند؛ بعد از وعده‌های غذایی‌مان هیچ‌چیز به اندازه نوشابه‌های "کوکاکولا" Coca Cola و "پپسی" PEPSI و "فانتا" Fanta و "میریندا" Mirinda نمی‌چسبد و آنچه که خستگی را بعد از یکروز کاری از تن آدم به‌در می‌کند یک "نسکافه"ی Nescafe مخلوط با "کافی‌میت" Coffee Mate است.

البته ناگفته نمی‌ماند که صورتهایمان را با "ژیلت" Gillette اصلاح می‌کنیم، مسواک‌هایمان "اورال بی" Oral-B است، سیگار "مارلبرو" Marlboro بر گوشه لبمان نشسته و خودکار "بیک" BIC و روان‌نویس "پارکر" Parker در جیبمان یافت می‌شود.

و البته بگذریم از تیشرت‌های رنگ و وارنگ "باس" BOSS که گاهگاهی به تن می‌کنیم و بارانی‌های خوش‌دوخت "نایک" Nike که بدن ما را از برف و باران حفظ می‌‌کند و کفشهای خوش‌پای "تیمبرلند" Timberland که در گرما و سرما همراه ماست و لباسهای ورزشی "چامپیون" Champion که ما را در افتخارات ملی و محلی همراهی می‌کند و... .

دیگر نگوییم چرا شعار مرگ بر اسرائیل اثر ندارد! دیگر نگوییم چرا این همه اعلامیه و قطعنامه و تظاهرات به ثمر نمی‌نشیند؛ تا وقتی که مسئولین ما قراردادهای نفتی را با شرکت چند ملیتی "شل" Shell امضا می‌کنند و فروشگاه‌های زنجیره‌ای پوشاک "بنتون" Benton مد را به ما عرضه می‌دارند و محصولات غذایی "نستله" Nestle در یخچال‌های ما جاخوش کرده‌اند اوضاع همین است که هست.... شاید بگویید چرا؟

به گواهی اسناد و مدارک، هر ریالی که بابت خرید و مصرف این محصولات می‌پردازیم گلوله‌ای می‌شود در قلب کودک فلسطینی، و بمبی بر سر خانه‌اش، و عاملی برای ویرانی سرزمین و آوارگی هموطنان او؛ و بگذریم از اینکه ریال‌های ما، بودجه سالانه دولت اسرائیل را افزایش و موجبات رفاه زندگی شهروندان آن را فراهم و روزگار را به کام مردم آن می‌گرداند.

لازم به ذكر است تمامی شركتها و كارخانه هائی كه نامشان امد متعلق به یهودیان ساكن اسرائیل است این تازه اول قضایاست و اگر نگاهی به تورات و تلمود و قباله(کتابهای مقدس یهودیان) و پروتکلهای 24 گانه صهیونیسم بیندازید خواهید فهمید که قضایا پیچیده‌تر از این حرفهاست و اسرائیل این پدیده شوم قرن بیستم نه تنها داعیه‌دار حکومت بر سرزمین فلسطین و بعد از آن کل منطقه خاورمیانه است، بلکه مدعی حکومت بر تمامی جهان می‌باشد. گلدامایر نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی می‌گفت "هر جا که یک یهودی هست آنجا مرزهای اسرائیل بزرگ است".

در کتاب قبّاله می‌خوانیم "1- کشتن غیر یهودی و غصب کردن و دزدیدن مال او بر یهودی، در صورتیکه مقدور باشد، جائز، بلکه واجب است. 2- برای آنکه سلطنت و آقایی تنها برای یهودیان باقی بماند، لازم است هر فرد یهودی، تمام نیرو و امکاناتش را صرف بدست آوردن مال و ثروت، و منع دیگر ملتها از اندوختن زر و سیم و سیادت و آقایی نماید. 3- از آنجا که افراد یهودی در عزت الهی با هم شریک و مساوی هستند، پس دنیا و مظاهر آن مال آنهاست و حق بهره‌برداری از آنها را دارند و دزدیدن مال یهودی برای همکیشان او جائز نیست.

ولی دزدیدن مال غیر یهودی مانعی ندارد بلکه اصلا نام دزدی نباید روی آن گذارد؛ این عمل در حقیقت استرداد مالی است که در دست دیگران است و دین آنرا برای یهودی مباح ساخته است؛ اموال غیر یهودی مانند اموال بی‌صاحب یا ریگهای کنار دریا است که هر کس زودتر دست روی آنها بگذارد، مالک آنها خواهد شد.

بنی اسرائیل در مثل مانند زنی است که در خانه نشسته و شوهرش از راه کار و کوشش، مال و ثروت فراهم می‌کند و او بدون آنکه در رنج کارگری با او شریک باشد، با مرد سهیم است و حق بهره‌برداری از دست‌رنج او را دارد. 4- برای یهود سوگند دروغ خوردن مخصوصا هنگام معامله با دیگر ملتها جایز است، زیرا اصل سوگند برای از بین بردن نزاع قرار داده شده ولی درباره غیر یهودی که عبارت باشند از حیوانات ناطق این سوگند اعتبار ندارد!"

بگذارید دیگر اشاره‌ای به پروتکلهای صهیونیسم که مجموعه قوانین مصوب نزد علمای قوم یهود است نکنم، که هوش را از سرتان خواهد برد؛ بگذارید نگویم که رژیم خبیث صهیونیستی معتقد است غیر یهودی، اعم از مسلمان و مسیحی و زرتشتی، همگی حیوانات ناطقی هستند که خداوند برای بهره‌کشی قوم یهود از آنان، خلق کرده است و انسان برتر فقط و فقط یهودی‌ها هستند.

بگذارید نگویم که غاصبان فلسطین جان و مال و ناموس غیر یهودی را بر خود مباح می‌دانند؛ و... (توصیه می‌کنم حتمن پروتکلهای 24 گانه یهود را مطالعه بفرمایید.) نتیجه آنکه هر ریالی را که بابت خرید و مصرف کالاهای صهیونیستی پرداخت می‌کنیم، در واقع با دست خود گوری برای خویش کنده‌ایم.

 

لینک:

:: کاریکاتور دانمارکی، فیلم هلندی، تئاتر آلمانی گردباد

:: جهان امروز فقط یک مصطفا مازح با شرف کم دارد حمیدرضا علاقه‌بند

| لينک ثابت |  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 0:46    | 

برای اولین بار در تاریخ شمار مسلمانان از شمار کاتولیک‌های جهان پیشی گرفته است و این شاخه از دین مسیحیت دیگر بزرگترین جمعیت پیروان یک دین واحد در جهان به شمار نمی‌آید. بدین ترتیب اسلام دارد از قلب‌ها وارد می‌شود و این همان چیزی است که پاپ بندیکت شانزدهم، لابی یهود و صهیونیسم را به شدت نگران کرده است.

خیرت ویلدرز سیاستمدار راستگرای هلندی در گفتگویش با يان ترينور صریحن اعلام می‌کند: "از اسلام بدش می‌آيد." و ادامه می‌دهد: "اسلام متعلق به یک فرهنگ عقب افتاده است." به خوبی می‌توان در پشت کلمات ویلدرز اسلام ستیزی صهیونیسم را دید. وی اسلام را با كمونیسم و نازیسم مقایسه می‌كند و می‌گويد اسلام دینی است كه آزادی غرب را به چالش می‌گیرد و باید شكست داده شود. آنجایی که او قرآن کتاب مقدس مسلمانان را با نبرد من نوشته آدولف هیتلر مقایسه می‌کند اوج ضدیت او با شرع اسلام را می‌توان دید.

هنوز چند روزی از پخش فیلم ضد اسلامی فتنه ساخته خیرت ویلدرز نگذشته که خبر دومین فیلم توهین‌آمیز هلندی با محوریت اسلام در جهان منتشر شد. آيهان هونجا سياستمدار ديگر هلندی کارگردانی این انیمشین توهين آميز نسبت به پيامبر اسلام را بر عهده دارد.

اين فيلم كارتونی توهین آميز كه از سوی یکی از سياستمداران حزب كارگر اين كشور نوشته شده است، روز بيستم آپریل در هلند پخش خواهد شد. كانال تلويزيون هلند قصد دارد اين فیلم ضداسلامی را با همكاری كمپانی زنان این كشور پخش كند. این اقدامات كه با عنوان استفاده از آزادی بیان در جامعه هلند صورت می‌گيرد حکایت از پروژه ضداسلام دولت هلند است.

هلند کشوری که به عنوان پایتخت اروپایی اسراییل شناخته می‌شود به صورت کاملن برنامه‌ریزی شده و تئوریک دارد بر علیه اسلام اقدام می‌کند. اسلام ستیزی هلندی‌ها فقط معطوف به فیلم ۱۵ دقیقه‌ای خیرت ویلدرز سیاستمدار راستگرای هلندی نیست.

روزآنلاین، رادیو زمانه، هیفوس، ساپورت معنوی و مالی جنبش زنان ایران، فرح کریمی، سبزها، فمینیست‌ها و... . همه یادآور هلند هستند. هجمه هلندی ضد اسلام کاری است حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در راس آن اسلام. مشکل آنها اصلن حقوق بشر نیست. هلندی‌ها با اسلام مخالف هستند.

دولت هلند برای معرفی  كشورش به عنوان بی‌بندوبارترين كشور اروپا فیلمی را در اختيار مهاجران قرار می‌دهد. هلندی‌ها فیلمی ساخته‌اند كه در آن هشدار داده‌اند، در هلند عریان بودن و همجنس‌بازی، به روال عادی در جریان است. مهاجران باید در این فیلم شاهد زن عریانی باشند كه در حال گرفتن حمام آفتاب است و مهاجران باید سعی كنند كه این صحنه‌ها را تحمل كنند.

در این فیلم، به موضوع سواحل مخصوص حمام آفتاب هلند پرداخته شده است و علاوه بر آن، موضوع همجنس‌بازان و حقوق یكسان آنان برای ازدواج اشاره شده است. برای مطمئن كردن بیننده‌ها از این موضوع، نمونه‌هایی از برخورد همجنس‌بازان در این فیلم به نمایش گذاشته شده است. این فیلم با حمایت دولت هلند و در جهت كمک به مهاجران، مخصوصن كسانی كه از كشورهای اسلامی به هلند می‌آيند تهیه شده تا برای شركت در امتحان جدید ورود به هلند، آمادگی پیدا كنند.

منتقدان سیاست‌های سختگیرانه دولت در مهاجرت خارجیان به هلند، هدف از تهیه این فیلم و آزمون به عمل آوردن از آن را تلاشی توسط دولت می‌دانند كه به منظور نا امید كردن متقاضیان كشورهای اسلامی تهیه شده است كه به واسطه محتویات و موارد مطرح‌شده در این فیلم، آزرده‌خاطر خواهند شد.

نکته‌ی جالب اینجاست شهروندانی كه از كشورهای اروپایی و آمریكا قصد مهاجرت به هلند را دارند، از این امتحان معاف هستند و در حال حاضر، هلند نسبت به كشورهای دیگر اروپایی، از شدیدترین تدابیر مهاجرتی برخوردار است.

دولت هلند برای جلوگیری از ورود زنان مسلمان جوان به این كشور، شرط سنی و درآمدهای بالا را قرار داده است. مقامات هلندی تاكید كرده‌اند كه این فیلم، افرادی را كه می‌خواهند به یكی از بی‌بندوبارترین جوامع دنيا وارد شوند، از هر لحاظ آماده سازند. سخنگوی سازمان مهاجرت هلند گفته در مورد مباحث مربوط به برهنگی و همجنس‌بازی این فیلم، از ایرانیان مهاجر آزمون به عمل خواهد آمد.

الان در جهان خشم مسلمانان بیداد می‌کند. برادران و خواهران انقلابی در ایران نیز باید کاری کرد و به دشمنان نشان داد که ملت مسلمان ما از اهانت‌های آنها بیزار است. مسلمانان! شیعیان! وقتی این شیاطنک‌های ملعون پیامبر اسلام را تروریست معرفی می‌کنند دیگر چه نشسته‌اید؟ قرن بیست و یکم فقط یک مصطفا مازح باشرف کم دارد و روح الله‌ای که جرات را به فرزندانش بیاموزد. کجاست روح خدایی که احیای ما کند؟

اینها به خیال خودشان خنجر زهرآلوشان را در قلب اسلام خواسته‌اند فرو بنشانند. بنابراین در اینجا واقعن سکوت هر مسلمان خیانت است به اسلام. هلندی‌ها به خوبی می‌دانند طبق قوانین جاری آزادی بیان اجازه ندارند اقوام ادیان و پیروان آنها را مورد توهین قرار دهند. ولی چون می‌بینند ما کاری نمی‌کنیم قانون خود را نیز فراموش می‌کنند. پس سکوت را کنار بگذاریم و در اینجا همه باید از تمامیت اسلام دفاع کنیم به حول و قوه الهی تا آخرین قطره خونمان برای شکست صلیبیون خواهیم جنگید.

بر تمامی آزادگان و مسلمانان غیور واجب است که در برابر هجمه‌ی هلندی ضد اسلام که ریشه‌ای صهیونیستی دارد به مقابله برخیزند که خیر دنیا و عاقبت در آن است. و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین.

| لينک ثابت |  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 2:54   

اجرای صحنه‌ای که در آن گل‌ها می‌میرند. و گورهایشان را با پیکر خودشان احاطه می‌کنند. لباس و گریم بی‌نقض است. تهران، خیابان تخت طاوس، ساعت ۱۰ شب به بعد پر از جگر، مرهم دل سوخته. قیمت‌ها هم متفاوت است از ۶۰ تا ۱۵۰ هزار تومان. زن‌هایی با آرایش‌های غلیظ. زمانی بود اگر کسی دنبال در و داف می‌گشت حد فاصل پل پارک وی تا رستوران رواق را برای اینکار انتخاب می‌کرد ولی الان دیگر تخت طاوس جولانگاه چراغ‌های استپ ماشین‌ها و دافها ‌است.

چند شب پیش یکی از هات‌ترین داف‌های تهران که بی‌ام‌دبلیو سری پنج دارد و خانه‌ای در زعفرانیه بهم گفت: "هر كسی برای یه كاری ساخته شده. یکی نقاشی می‌کنه. یکی انقلابیه. یکی نجاره. خوب منم كارم اينه. كارمم دوست دارم. بهش عادت كردم. خوب پولم در می‌یارم. مگه چه اشكالی داره؟"

بهش گفتم: من صلاحیت این ندارم بگویم که چه اشکالی دارد. فقط می‌دانم یک انقلابی برای یک مشت دلار نمی‌جنگد. بلکه به خاطر چیزی که به آن اعتقاد دارد حتی از جانش هم می‌گذرد. آیا تو به کارت اعتقاد داری؟ آیا حاضری به خاطرش از جانت بگذری؟ صدای Anathema فضای ذهنم را پر کرد. دلم می‌خواهد موزه جنگ مسکو را ببینم. عین ح تعریف می‌کند که خیلی رویایی است. انگار وسط جنگ جهانی دوم هستی.

ارتش سرخ در لنین‌گراد دارد در مقابل سربازهای رایش سوم مقاومت می‌کند. تهران در شب خیلی طاعونی است. این جمله "پر از جگر، مرهم دل سوخته." یکی از دیالوگ‌های فیلم دیوانه از قفس پرید احمدرضا معتمدی است. آنجایی که یلدا: عطش تو با من سیراب نمی‌شه. فراست: این رسم کجاست که آب را از جگر سوخته دریغ کنند؟ یلدا: چیزی که تو دنبالشی فراست، باید بری اطراف جردن و میدون ونک. اونجا تا دلت بخواد جگر ریخته، مرهم جگر سوخته!  به نظر شما ریشه کلمه روسپی از روس می‌آید یا‌ روسیه؟ چه اتفاقی افتاد که بعد از مجنون و لیلی دیگر توی تاریخ بچه معروفی توی عشق نداریم؟

یک ماشین حساب ممکن است آنچنان منظم ساخته شود که عملیات جمع و تفریق و ضرب و تقسیم را دقیقن انجام دهد، یعنی نظم ساختمانی ماشین می‌تواند چنین خاصیتی را به وجود آورد، اما هرگز یک ماشین حساب قادر به ابداع و ابتکار یک قاعده ریاضی نیست. همچنین یک ماشین ترجمه می‌تواند دقیقن سخنان یا نوشته‌ی یک نفر را ترجمه کند ولی هرگز نظم دقیق آن ماشین قادر به تصیحح اشتباه گوینده نخواهد بود.

زنده باد عالیجناب تیم برتون عزیزم که حالم را حسابی جا می‌آورد و حس مبارزه را در رگهایم می‌دواند. از تیم برتون کبیر یاد گرفتم چگونه به آرزوهایم احترام بگذارم. همین آرزوهای انسان بود که او را از غار به ماه برد. از خاک به افلاک. از بدویت به نانو تکنولوژی و سلول‌های بنیادی. تیم برتون بد جور حس پیش از هفت ساله شدن را در آدم زنده نگه می‌دارد. کسانی که کودک‌ درونشان بزرگ شده نمی‌توانند عالیجناب را درک کنند.

چه حكمی صادر می‌کنید براي بچه‌ی شیطونی که خیلی آلار می‌سازد؟ دانای كل در اینجا به قتل رسیده است. به جای استخدام كاراگاه خصوصی مرا به بخش روانی منتقل كنید. روی لب‌تاپ یکی از بکس‌ها دیدم وقتی وینپ روشن است فقط روی صفحه ویندوز است و دیگر جایی آن پایین کنار صفحه‌های وب را اشغال نمی‌کند.  حالا من هرچقدر توی آپشن وینپ دنبال گزینه‌ای می‌گردم که آن را تیک بزنم تا این اتفاق هم برای من بی‌افتد نمی‌افتد.

| لينک ثابت |  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 14:22    | 

قرار است از ایده‌آلهای همسر آینده‌مان بگوییم. درشب بازی پرسپولیس و استقلال از آرزوی پیدا کردن همسر ایده‌آل. اما من همیشه با ایده‌آلیسم مخالف بوده‌ام. ایده‌آلیسم یک واژه امپریالیستی است که برای استعمار ملت تحت ستم درست شده برای همین با آن به شدت مخالف هستم. اصلن نمی‌توانم آدمهای ایده‌آلیست را درک کنم.

برای من ایده‌آلیستها آدمهای رمانتیکی هستند و همین رمانس است که به فاشیست ختم می‌شود. شخصی که در نوجوانی برای خودش اتوپیای خیالی می‌سازد در جوانی و بعد از آن اگر به آنها دست پیدا نکند سرخورده شده و روی به فاشیست می‌آورد.

به نظرم بزرگترین درد بشر ایده‌آل بودنش است. می‌بینید قرار بود از ایده‌آلهای همسر آینده بگویم ولی من با اصل این کلمه میانه‌ای ندارم. سالیان بسیاری است که بشر به دنبال تحقق ایده‌آلهایش در جامعه و پیرامون خویش است اما تاکنون به آن دست نیافته بلکه حتی با تولید ابزارها و فرآورده‌های تکنولوژیکی مسیری به عکس را پیموده است.

زمانی که عیسی مسیح رسالت خویش را اعلام نمود، قوم اسراییل دیر زمانی بود که بنا بر بشارت پیامبران پیشین در انتظار منجی‌ای بودند که تحقق بخش ملکوت خدا باشد. یعنی کسی که تمامی مشکلات جامعه آن زمان قوم یهود را بر طرف نموده و نظامی سیاسی و متفاوت را که مظهر تمامی ایده آلهای آنان است و در واقع  همان ملکوت الهی است را بر پا کند. ایده‌آل. واژه‌هایی هستند که هیچ وقت نمی‌تواند روح یک انقلابی را اسیر خود کند. 

یک انقلابی همیشه به ریولوشن فکر می‌کند تا ایده‌آلیسم. انسان در نبرد جاوید عظمت یافته است و تنها در صلح جاوید از میان می‌رود. هیچ وقت نمی‌توانم لیبرالیستها (ایده‌آلیسم‌ها) را درک کنم. آنها که می‌گویند: به خاطر عقیده‌ات زنده بمان و زندگی کن. ولی من اعتقاد و ایمان کامل دارم ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است و در راه آزادی جز زنجیرهایمان چیزی برای از دست دادن نداریم. 

دنیای عظیم درون تک تک انسانها از آن حیث که به قول فیلسوفان اگزیستانسیالیست، انسان موجودی است تنها و یک حیات کاملن ویژه و خاص در درون خود دارد. چندان به چشم نمی‌آید و لذا مورد بی‌توجهی است. تک تک انسانها اهداف و آرمانهایی شخصی و درونی دارند که ارتباطی با اجتماع ندارند و اشتراکی هم در بین انسانها در نوع این اهداف و ایده‌آلها وجود ندارد و فقط می‌توان آنها را در ذیل عناوینی کلی آورد ولی در جزئیات تفاوتهای بسیاری دارند.

| لينک ثابت |  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:41    | 

با خبر شدیم فمینیستهای یورویی کشور دانمارک توانستند به یکی از اهداف بزرگ دافهای جهان خوار دست پیدا کنند.

ضمن عرض تبریک به فمینیستهای میلیونر تهران آرزومندیم این هدف بزرگ سند چشم انداز بیست ساله کمپین یک میلیون امضا در جهت همصدایی با خواهران کپنهاکی زودتر محقق شود.

 

لینک مرتبط:

:: پیروزی جنبش آزادی زنان دانمارکی برای نپوشیدن سوتین در استخرها دیلی میل

| لينک ثابت |  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 6:41    | 

عکس از: حمیدرضا علاقه‌بند

تهران، دروزاه شمیران، خیابان روشندلان، عکس از حمیدرضا علاقه‌بند

 

زیرنویس:

:: نکته‌ای غیر از اسم کوچه هم در این عکس نهفته است. به شماره منطقه و ناحیه دقت کنید. یادآور روز جمهوری اسلامی است. دوازدهمین روز از اولین ماه سال.

| لينک ثابت |  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 13:26    | 

شنیدم آیس‌پکت را کسی خورد برادر غیرتت کو؟
و گوشت ناگتت را ناکسی برد برادر غیرتت کو؟
دلم از قتل عام هر تازه گل افسرد  برادر غیرتت کو؟
الا یا مرتضی پس املت و آبگوشتت کو؟ برادر غیرتت کو؟

خوشا آن روز که فنی جای ما بود برادر همتت کو؟
محل آذر و تیر و خون و چای ما بود برادر همتت کو؟
دانشگاه تهران، کعبه‌ی دلهای ما بود  برادر همتت کو؟
خدایا! رفت نعمتت، نعمتت کو؟ برادر همتت کو؟

کنون یاران ما را به هات‌چاکلت و دیزین می‌برندی برادر هیبتت کو؟
به هتل نارجستان و رختخواب می‌کشندی برادر هیبتت کو؟
نشتستی روی صندلی لهستانی هی می‌خندی برادر هیبتت کو؟ 
رفت عشقت با بنز و بی‌ام‌دبلیو برادر هیبتت کو؟

| لينک ثابت |  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2:35   

مهران مدیری در نقش سرهنگ غفاری

فرمانده‌ای که خودش جرم می‌سازد و حکم می‌دهد. متهم بی‌سوادی که پس از ساعتها شکنجه‌ی شدید صدها صفحه اعتراف می‌نویسد، نوجوان دست‌فروشی که در راستای برقراری امنیت به 11 سال زندان محکوم می‌شود.

پیرزنی که تنها به جرم بیرون آمدن بعد از ساعت ۹ شب دستگیر می‌شود و بازدا‌شتگاه‌هایی که از جمعییت دارد می‌ترکد. اینها شما را یاد چه کسی می‌اندازد؟ سرداران رادان یا مهران مدیری؟

مهران مدیری در «مرد هزار چهره» سنگ تمام گذاشت، صحنه‌هایی بکر و هوشمندانه‌ای از حقایق اجتماعی ایران. سرهنگ غفاری بدل انکارناپذیر سردار رادان است که در حوزه استحفاظی‌اش قانون را آن جور که می‌خواهد می‌چرخاند و از خشونت هم هراسی ندارد، حتا تشویق هم در انجام آن می‌کند. برقراری امنیت، قیصریه‌ای است که آن را مجوز هر اقدام قانونی و غیرقانونی می‌کند و اگر نقد و نظری مخالف سد راهش شود، هفت‌تیرکشان به تهدید و ارعاب می‌پردازد.

سرهنگ غفاری در سکانسی دستور حمله به «خانه‌ی تیمی اراذل و اوباش» را می‌دهد و نقشه‌ی عملیات او چنان خشونت‌آمیز است که در توجیهه آن می‌گوید: «در عملیات‌‌های به این اهمیت، تلفات تا چند نفر اهمیتی ندارد.»

فرد معتادی به سرهنگ غفاری تذکر می‌دهد: «معتاد بیمار است، نه مجرم، شما باید کار فرهنگی کنید.» و رییس پلیس به او پاسخ می‌دهد: «کار فرهنگی هم نشانت می‌دهم. ببریدش اتاق بازجویی. آن قدر کتک می‌خوری تا اعتیاد از سرت بپرد.»

طرح امنیت اجتماعی

مهران مدیری کولاک کرد. هنوز صدای ضرب و شتمی که از اتاق بازجویی به بیرون می‌آمد را فراموش نکردم که سرهنگ غفاری به متهمش می‌گوید: «دهنتو ببند. ساکت. گفتم صداتو ببر.» چقدر این سر و صداها و دیالوگ‌ها آشنا است. انگار همین چند وقت پیش آنها را شنیدم. آنچه که در کلانتری سرهنگ غفاری می‌گذرد، ماکت کوچکی از ساختار کلی نیروی انتظامی است.

 

لینک:

:: درخت خشونت میوه‌ای جز خشونت به بار نمی‌آورد گردباد

| لينک ثابت |  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 1:9    | 

آب دستتان است روی هوا ول کنید بروید دایره زنگی را ببینید. اولین ساخته پریسا بخت‌آور از آن فیلم‌هایی است که اصلن انتظارش را ندارید. یعنی توقع ندارید سینمای ایران بتواند شما را غافلگیر کند. اصغر فرهادی در دایره زنگی علاوه بر نگارش فیلمنامه‌، به ‌عنوان مشاور كارگردان با همسرش پریسا بخت‌آور همكاری کرده است.

دایره زنگی فیلم اجتماعی سینمای ایران
پریسا بخت‌آور در حال حاضر بهترین کاگردان زن سینمای ایران است

پوستر عامه پسند دایره زنگی که روی سردر سینماها خودنمایی می‌کند نباید شما را گول بزند. آخر فکر می‌کنید با یک فیلم درجه جیم طرف هستید ولی نه اشتباه نکنید دایره زنگی چند سروگردن از سینمای ایران بالاتر است. ریتم تند فیلم که توسط کات‌ و برش‌های سریع هایده صفی‌یاری در مقام تدوین‌گر حضور داشته باعث می‌شود دلتان برای سکانس‌هایی که همین چند لحظه قبل از جلوی چشمتان عبور کرده تنگ شود.

از همان تیتراژ اول فیلم متوجه خواهید شد چه می‌گویم. کاش شما هم الان دایره زنگی را دیده بودید. چون اگر کلیدهای فیلم لو برود حس بار اول دیدن دایره زنگی از بین خواهد رفت. آخر لاکردار بدجوری به تماشاگرش رودست می‌زند.

مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امين حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نيا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، سروش گودرزی، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امير نوری، محسن قاضی‌مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز بازيگران اصلی این فیلم هستند.

دایره زنگی درباره دختری است که صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمی‌دارد و همراه محمد به گردش در شهر می‌‌رود، اما طولی نمی‌‌کشد که تصادف می‌‌کنند. آن‌ها فقط تا بعدازظهر فرصت دارند هزینه‌های تعمیر و صافکاری را تامین کنند، پس به خانه‌ای در شمال شهر می‌‌روند تا با انجام کاری پول مورد نیاز را به دست بیاورند.

ولی نه چطور است داستان فیلم را اینجوری تعریف کنم، دايره زنگی داستان يک روز از زندگی شيرين و محمد یا رامین است که تا پايان روز فرصت دارند هزينه تعمير خودرویی را که با آن تصادف کرده‌اند، تامین کنند. شاید هم بهتر است بگویم خانواده‌هایی كه با حضور دختری جوان، باران كوثری، در خانه‌شان دچار چالش می‌شوند. ولی باز هم نه بهتر است خودتان بروید فیلم را ببینید.

اگر غافلگیری را از سینما بگیرید هنر هفتم نابود است. برای همین سینما به عنوان پناهگاهی برای کسانی است که می‌خواهند از زندگی روتین بدون هیجان فاصله بگیرند. سینما به همراه فوتبال آخرین امید نسل ما است. نسلی روبه انقراض از کرگدن‌ها و هیولاها. کسانی که نمی‌توانید لنگه‌شان را همه جا پیدا کنید. آنهایی که نمی‌خواهند شبیهه بقیه باشند. برای همین هر کسی توان درکشان را ندارند.

دایره زنگی طناز است اما طنزی ویران‌كننده دارد. دیگر همه چيز در حد لبخند و قهقه باقی نمی‌ماند. قصه‌ای سراسر خنده که یک جاهایی از ترس به خودتان خواهید لرزید. آنجایی که رامین نه محمد از بالای آن خانه شیرین را می‌بیند که با آن پسره مو بلنده سوار ماشین شد و رفت. بعد بدو بدو می‌آید پایین و آن نمایی که پریسا بخت‌آور به ما و او نشان می‌دهد خیلی خیلی ویران‌کننده است.

هر چقدر اول فیلم خندیده‌اید آن آخرها بدجوری از دماغتان در می‌آورد. آنقدر که شیرین هم حاضر نمی‌شود محمد را فراموش کند. حتی وقتی توی ماشین آن پسر مو بلنده نشسته دارد دیالوگ می‌گوید یک جایی حواسش پرت می‌شود. نفسش بالا نمی‌آید. نمی‌تواند صافی و پاکی محمد را فراموش کند. همانجایی که می‌گوید رامین یعنی مثل کف دست. ولی چه فایده شیرین یک جایی در حقش نامردی کرد که هیچ جوره نمی‌تواند روحش را از شر آن خلاص کند.

پریسا بخت‌آور آنقدر جسور است که در لابلای خنده و رنگ‌های شاد، تناقض‌ها و بحران‌های اجتماعی جامعه‌ی کنونی را نشانمان ‌دهد. جامعه‌ای مستاصل و به بن بست خورده که به جای درمان دست به دامن رفتارهای خشن شده است. دايره زنگی فيلمی است گرم و هشداردهنده. حتی پیش بینی فروپاشی جمهوری اسلامی را هم می‌کند. سرهنگ را که یادتان هست. آنجایی که گفت اینها هم می‌روند را چطور؟

| لينک ثابت |  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 2:47    | 

جدیدترین بازی وبلاگستان «آروزهای محال» است. قانون بازی به این صورت است که باید هفت آروزی محالتان را بیان کنید و در پایان از هفت نفر برای ادامه بازی دعوت کنید. من توسط کتایون پندار عزیز به بازی وارد شدم.

۱) سفارت انگلیس در تهران تسخیر کنم و آن را پارک دکتر مصدق بنامم و خیابان روبرویش (فردوسی) را هم بگذارم ۲۹ اسفند.

۲)  در نیویورک دسته‌جات سینه‌زنی و عزاداری برپا کنم. واقعن رویایی است. در نیویورک صدای طبل، سنج، دهل بیاید و جوانهایی که به صورت منظم در حال زنجیر زدن هستند.

۳) روز قهرمانی پرسپولیس در تهران به همه نون خامه‌ای بدهم.

۴) در ایران ساعت را به جای یک ساعت، دو ساعت به جلو بکشم.

۵) دلم می‌خواهد روزی را ببینم که در سراسر جهان کودکی گرسنه نخوابد. 

۶) ایالت متحده امریکا را استان سی و یکم ایران بنامم.

۷) با دیوید فینچر در کافه ریک درباره دانته و افسانه‌های کانتربوری حرف بزنیم.

از نازلی دختر آیدین، شبنم طلوعی، علی لطفی، عباس حبیبی، سینا تابش، سمیه شرافتی و شاهد حلاج برای ورود به بازی آرزوهای محال دعوت می‌کنم.

| لينک ثابت |  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 13:41    | 

واقعن اون شب حض کردم وقتی سرالکس با آن کفش معروف از فاصله ۲۰ متری صاف گذاشت بالای چشم بکهام. شبیهه تسخیر سفارت امریکا توی تهران بود لامصب. به نظرم این کار باید چند سال زودتر انجام می‌شد.

روزی که کانتونا از فوتبال خداحافظی کرد، فوتبال برای مدتی از حرکت ایستاد. مثل هوک چپ ممد کلی بود توی صورت جو فریزر. تا چند سال نمی‌دانم تا چند وقت منچستر و اولترافورد برایم بی‌معنی بود. حتی روزی که دیوید بکهام شماره هفت منچستر بر تن کرد. هیچ چیزی برای من عوض نشد. بلکه بدتر شد.

آمدم فوتبال ببینم. لذت ببرم. ولی لباس شماره هفت من تن یک مو طلایی بود. بکهام باید توی منچستر‌سیتی بازی می‌کرد. ولی توی یونایتد نه. کانتونا دیگر نبود. حالم بهم خورد. دیوید بکهام برای من هیچ بود. مثل سری فیلم‌های امریکن پای.

من دلم یک بسته سیگار مارلبرو قرمز پایه بلند فیلیپ موریس می‌خواد و چند تا ژامبون بیکن ویگن. بعد بشینیم از لنین و استالین و خروچشف صحبت کنیم و دختری که پرادو هشتاد میلیونی سوار می‌شود فریاد بزند: الان دیگه باید خلق بخروشه! من متعجب سوال می‌کنم: خلق چرا باید بخروشه؟ بخاطره ماشین هشتاد میلیونی شما یا جنایت‌های رفیق لنین و استالین توی گولاگ؟

دختری که پرادو هشتاد میلیونی سوار می‌شود بلند می‌شود و دست‌هایش را مشت کرده در هوا تکان می‌دهد: حمیدرضا علاقه‌بند تو خود امپریالیسم هستی. افغانی‌ها در اعتراض به دولت هلند در راستای چاپ کاریکاتورهای دانمارکی پرچم مجارستان را آتش زدند. پرچم هلند از بالا به ترتیب سرخ و سفید و آبی است. اما پرچمی که جمعیت خشمگین افغانی آتش می‌زنند از بالا به ترتیب سرخ و سفید و سبز است که می‌شود پرچم مجارستان. البته اگر همین پرچم مجارستان را برعکس کنید می‌شود پرچم ایران.

ضمنن شعار مرگ بر آمریکا نیز در این مراسم با حرارت داده و شنیده شد. معلوم نیست این وسط مجارستان بیچاره چه گناهی کرده‌ است. در شیطان بزرگ بودن امریکا که شکی نیست. فقط نمی‌دانم ما چرا هرچی مرگ بر امریکا می‌گوییم امریکا نمی‌میرد.

حالا کسی جک دانیلز مرا ندیده؟ می‌خواهم آن را با بیکن فرودهم. علی دایی هم که گند زد به تیم ملی رفت. امیدوارم شش هفتا بازی پشت سر هم ببازند برود پی‌کارش. خوشم می‌یاد امپراتور از بالای کوه المپ دارد او را نگاه می‌کند. افشین قطبی قول داده بود با ۷۵ امتیاز قهرمان لیگ شویم ولی وقتی فیفا ۶ امتیاز از پرسپولیس کم کرد، امپراتور گفت: شک نکنید با ۶۹ امتیاز قهرمان هستیم.

روزی که پرسپولیس قهرمان شود به افتخار افشین قطبی و همه‌ی سرخ‌ها یک شیشه مارتینی خالی می‌کنم توی باغچه. روس ها وقتی بخواهند بروند اسراییل دیگر نمی‌خواهند ویزا بگیرند ولی ما برای ورود به افغانستان باید توی پاسمان ویزای دولت کابل باشد. حالا خوبه نادرشاه افشار زد بابای محمود افغان درآورد.

من دلم کمی نیچه می‌خواد با سارتر اضافه. خواب دیدم در جهنم هستیم. جمع همه هم جمع است. خیام وسط جمع نشسته داشت با صادق هدایت درگوشی حرف می‌‌زد و ریسه می‌رفتند. بقیه بروبکس هم دور و برشان. فروغ فرخزاد، غزاله علیزاده، مرلین مونرو. سارتر و کامو و کافکا و دریدا. منسون و رامشتاین آن کنار داشتند با دیوید بویی ساند ترک لاست های وی را اجرا می‌کرند. من و دیوید لینچ کنار هم نشسته بودیم.

صادق هدایت داشت بهشتی‌ها را مسخره می‌کرد و می‌گفت: جایی که نه فروغ داشته باشد و نه مرلین مونرو به لعنت شیطان هم نمی‌ارزد. خیام جام شراب بالا برد و گفت به سلامتی همه جهنمی‌ها. 

| لينک ثابت |  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 8:41    | 

جایی برای پیرمردها نیست No Country For Old Man یکی از آن فیلمهایی است که تا به حال شبیهه‌شان را جایی ندیده‌اید. آنقدر که هنوز هیچ چیز نشده در نوع خود کلاسیک به حساب می‌آید. جدیدترین فیلم برادران کوئن وسترنی هست که وسترن نیست، فیلم جنایی است که جنایی نیست، تریلری که تریلر نیست و کمدی که کمدی نیست و این همان چیزی است که ما از یک سینمای ناب انتظار داریم.

جایی برای پیرمردها نیست No Country For Old Man

همه‌ی داستانها در طول تاریخ حداقل برای یکبار هم تعریف شده ولی داستانگوی خوب کسی است که بتواند داستان قدیمی را یکبار دیگر بدون اینکه بتوانی حدس بزنی چه اتفاقی آن آخرها می‌افتد برایت تعریف کند. اصل سینما بر غافلگیری استوار است. وقتی یک فیلم بد به حساب می‌آید که بشود خیلی راحت صحنه‌ی بعدی‌اش را حدس زد.

جایی برای پیرمردها نیست را اصلن نمی‌توانید حدس بزنید که قرار است چه اتفاقی در آن بیفتد. برادران کوئن قصه‌گوهای خوبی هستند. اعضای آکادمی باز ما را غافلگیر کردند و اینبار چه غافلگیری شیرینی. در شب هشتادمین سال اسکار در بورلی هیلز، میان آن همه چیز که از آن بوی هالیوود بلند می‌شد چه صحنه‌ای زیباتر و ماندگارتر از زمانی که مارتی اسکورسیزی، اسکار را به اخوان کوئن داد؟

اصلن توقع نداشتم جدیدترن فیلم برادران کوئن چهار بار بر روی صحنه اسکار حاضر شود و آن مجسمه چهارکیلویی را در دست بگیرد. از بس بروبکس آکادمی به سوگولی‌هایشان جایزه داده‌اند. آن سال که شیکاگو برنده شد را یادتان هست؟ پولانسکی با پیاسنیت را چطور؟ 

ولی انگار اینبار فرق می‌کرد. جایی برای پیرمردها نیست در هشت رشته نامزد دريافت جايزه بود، موفق شد با دريافت ۴ جايزه در رشته‌های بهترين فيلم، بهترين کارگردانی، بهترين فيلمنامه اقتباسی و بهترين بازيگر نقش دوم (برای خاوير باردم) فيلم‌های مهمی چون خونی به پا می شود اثر درخشان پل تامس آندرسن و تاوان ساخته جو رايت را شکست دهد.

خاویر باردم با آن موی بلند سیاهی که روی شانه‌هایش ریخته و با آن چهره‌ی خشن و بی‌رحم، به این زودی‌ها از خاطره‌ها پاک نمی‌شود. باردم موفق شده است یکی از خبیث‌ترین و در عین حال باورپذیرترین آدم بدهای سینمایی را تجسم بخشد. بازی شیر یا خط باردم برای زنده ماندن یا کشتن آدمها قلب و روحتان را آزار می‌دهد. یکبار آن پیرمرد فروشنده شیر را انتخاب می‌کند و جانش را نجات می‌دهد ولی به نظر شما آن دختر در پایان فیلم شانش بهش رو می‌کند یا نه؟

آخرین فیلم اخوان کوئن برداشتی از کتاب کورمک مک کارتی است. لوکشین‌های فیلم  به نوعی انتزاع منحصر به فرد در مبانی ضد ژانر دست یافته‌اند و این کار همیشگی آنهاست. مناظر جاده‌ای، دشت‌های وسیع، هتل‌ها، متل‌ها و مکان‌های دور افتاده با چاشنی نوع تکلم کاراکترها و مرز امریکا و مکزیک. در این فیلم جزییات از اهمییت بالایی برخوردارند چون می‌توانید با دیدنشان لذت ببرید. راستی کورمک مک کارتی نویسنده‌ای که بسیاری از سینماگران آثارش را غیر قابل اقتباس نامیده‌اند و اینجا هنر برادران کوئن بیشتر رخ می‌نامید.

انتظار یک فیلم عادی از برادران کوئن انتظار بیجایی است. کوئن‌ها جستجوگر حیطه‌ها و مرزهای تازه در ژانرهای سینمایی‌اند. آنها استاد وارونه کردن ژانر و به حیرت انداختن تماشاگران هستند. هر صحنه از فیلم تازه کوئن‌ها با چنان ظرافت و دقتی ساخته شده که تماشاگر دوست دارد این صحنه‌ها ادامه پیدا کند و با این حال هر صحنه چنان قدرت کشش حسی را برای رفتن به صحنه بعد ایجاد می کند که نمی‌توان از دایره‌ی نفوذ آن در امان ماند. وسط آن دشت و کویر فیلم چند بار به نیویورک سر می‌زند. با مزه اینجا است شما نیویورک را از یک زوایه‌ای که تا به حا آن را ندیده‌ایم به ما نشان می‌دهد. گفتم که اخوان کوئن حسابی غافلگیرمان می‌کنند.

فیلم جای برای پیرمردها نیست در مجموع سه کاراکتر اصلی دارد. آنتون شیگور (خاویر باردم) قاتل بی‌رحمی که حتی در موقعی که تحت بازداشت پلیس است و به دستانش دستبند زده‌اند نیز خطرناک است. شیگور در دشت‌های تگزاس پرسه می‌زند و هر کسی را که سر راهش ببیند از بین می‌برد. مگر اینکه طرف آنقدر خوش شانس باشد که در بازی شیر یا خط برنده شود. لولین ماس (جاش برولین) یک جوشکار سابق است که همراه همسرش (کلی مک دانلد)در یک خانه کاروانی زندگی می‌کند.

این مرد بیچاره یک روز هنگام شکار تصادفن با صحنه عجیبی روبرو می شود. جنازه‌های سوراخ سوراخ شده و بسته‌های هروئین گویای آن است که این افراد موقع انجام معامله مواد مخدر با هم اختلاف پیدا کرده و یکدیگر را کشته‌اند. ماس حدس می‌زند که پولها نیز باید جایی در همین نزدیکی‌ها باشد. حدس او درست است. او موفق می‌شود دو میلیون دلار پول را که داخل کیفی قرار دارد پیدا کند. ماس پول ها را بر می‌دارد و فرار می‌کند. شخصیت سوم قص، کلانتر تام بل (تامی لی جونز) نام دارد.

شیگور در تلاش است تا ماس را پیدا کرده و پول‌ها را از او بگیرد. کلانتر جدای از اینکه کشت و کشتار قاچاقچیان در حوزه‌ی تحت مسئولیت او رخ داده در صدد است که با یافتن و دستگیری شیگور جلوی جنایت های بعدی او را بگیرد. کسان دیگری نیز در قصه حضور دارند. کارسون ولز (وودی هارلسون) که یک جایزه بگیر مغرور است، تاجری (استیون روت) که کارسون را استخدام کرده و مجموعه‌ای از کارمندان هتل‌ها و فروشگاههایی که بدبختانه سر راه شیگور ظاهر و کشته می‌شوند.

جایی برای پیرمردها نیست مانند فارگو فیلم نوآر برادران کوئن عناصری از ژانر هیجان انگیز و جنایی را دارد. این فیلم مشاهده‌گر دقیق احساسات انسانی در مواجهه‌ی فرد با موجود دیوصفت، بی‌رحم و فوق‌العاده خشن است. احساساتی که در مواجهه با بی‌عدالتی و زورگویی‌ها خودنمایی می‌کند. به همه اینها فیلبمرداری چشم‌نواز راجر دیکنز، تدوین قابل تحسین برادران کوئن و موسیقی زیبای کارتر برول را اضافه کنید. نتیجه‌ی کار تکان دهنده، منحصر به فرد و زیباست.

| لينک ثابت |  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 1:20    | 

تا حالا از خودتان سوال کردید امنیتی‌ترین نقطه استادیوم آزادی کجاست؟ استادیوم آزادی قطعه‌ای از خاک بهشت بر روی زمین است. این معبد مرموز روزهای بی‌شماری ما را به خود دیده است و حالا یکبار دیگر یکی از تاریخی‌ترین بازی‌های تاریخ، دربی شهر تهران، بین پرسپولیس و استقلال به تاریخ ۱۵ فروردین ۸۷ در پمپی برگزار خواهد شد.

دربی امسال بازی برگشتِ بازی رفت پارسال است در شرایطی برگزار می‌شود که درگیری خونین تیفوسی‌های قرمز و آبی حساسیت این مسابقه را صدچندان کرده است. حالا امیدواریم بروبکس شورای تامین تصمیم نگیرند بازی را برگزار نشود. چون یکبار در سال ۱۳۷۳ بچه‌های اطلاعات تصمیم گرفتند این بازی را به مدت ۳ سال برگزار نکنند. فکر می‌کنید در ۵ دی ۱۳۷۳ که دو تیم بعد از سه سال به مصاف هم رفتند چه اتفاقی افتاد؟

بازی با نتیجه دو بر دو داشت مساوی خاتمه می‌یافت که پرسپولیسی‌ها خشمگین که از قضاوت احمد ابهران ناراضی بودند به وسط زمین حمله‌ور شدند. هنوز یادم نرفته چگونه تیفوسی‌های سرخ می‌خواستند ابهران را با چاقو بزنند و عقاب آسیا مانع آنها شد.

مجتبی محرمی، فرشاد پیوس و رضا شاهرودی از تیم سرخ‌ها توسط ابهران از زمین بازی اخراج شدند. و قبل از این هم داور مسابقه گل صدرصد درست فرشاد پیوس مهاجم پرسپولیس را آفساید اعلام کرد و در ادامه دو