نيگا... . خان دایی رو... . يه پهلوون قدیمی كه توی بازارچه رو سرش قسم میخورن... همونی كه بچهها ردیفی لب جوب ميشينن و از پهلوونیاش میگن... اِه خان دایی تو آدمو مايوس میكنی!
[قيصر - نوشته مسعود كيميایی]
آقای حاتمیکیا بچههای این دوره زمانه از حاج کاظم و اصغر برای هم داستانها تعریف میکنند. از شجاعتها و پهلووینهایشان. از شما که خالق آنها هستید. آقای حاتمیکیا ما هنوز روی اسم حاج کاظم و عباس قسم میخوریم. امیدواریم شما ما را مایوس نکنید. "مهناز افشار و محمدرضا گلزار بازیگران جدیدترین فیلم ابراهیم حاتمیکیا."

حاج کاظم هنوز برای کمک به عباس تنها است، اصغر کجایی؟
آقای حاتمیکیا به ما رحم کن. به تمامی آن لحظاتی که برای حاج کاظم، عباس و اصغر گریه کردیم رحم کن. برادر ابراهیم مگر زنده نگه داشتن یاد شهدا همپای شهادت نیست؟ آخر مهناز افشار کجای فرهنگ شهادت قرار میگیرد؟ بازیگر آتش بس را چه به حاتمیکیا؟ برادر ابراهیم یادت هست گفتی: دعاكنيد در كرخه بمانم و در راين غرق نشوم. حالا مهناز افشار کرخه هست یا راین؟
برادر ابراهیم اگر به خودت رحم نمیکنی به ما و اعتمادی که به تو کردیم رحم کن. چگونه یک شبه از پرویز پرستویی، رضا کیانیان و حمید فرخنژاد به محمدرضا گلزار و مهناز افشار رسیدید؟ البته این زمزمههای یک شب ۱۰ ساله است! آقای حاتمیکیا من جواب آن پسری را که در اعماق پل رومی در خانهاش سنگر درست کرده و از آن بوی پیراهن یوسف به مشام میرسد را چه بدهم؟

لباس حاجکاظم و فاطمه بر تن گلزار و مهناز افشار کمی گشاد است
حاج کاظم را باید قهرمان نمونهوار دوران پس از جنگ قلمداد کرد که هنوز پایبند آرمانهای رسوب کرده درون خود است. قهرمانی که مناسبات جامعه پس از جنگ را برنمیتابد و وقتی همراهی پیدا نمیکند به تنهایی سر به اعتراض و شورش بر میدارد.
آقای حاتمیکیا تازهگیها به فیلمهای روی پرده نگاهی انداختیهاید؟ توفیق اجباری، کلاغ پر، جایگاه محمدرضا گلزار و مهناز افشار را در سینمای ایران میدانید؟ بگذارید سرراست و مستقیم به شما بگوییم اینها بازیگران درپیت سینمای ایران هستند. بازیگران پاپکورن خور و فست فود. حضور مانکنها در جغرافیای حاج کاظم، عباس و اصغر محکوم است.
مهناز افشار فقط به درد کسانی میخورد که با آهنگ کامران و هومن میرقصند و چلچراغ میخوانند. یک مشت دختر و پسر الکی خوش. سینمای شما خیلی بزرگتر از قد و قواره اینها است. برادر ابراهیم لباس حاجکاظم و فاطمه بر تن گلزار و مهناز افشار کمی گشاد است.

مهناز افشار فقط به درد کسانی میخورد که با آهنگ کامران و هومن میرقصند
حاج کاظم وارد بازی ناخواستهای میشود که به موازنهای نابرابر میماند و حتی وقتی عباس و اصغر به او میپیوندند همچنان اقلیت کوچک آنها که به زور اسلحه به پاخاسته در مقابل جمعیتی که گروگان آنها شدهاند، غریب مینماید.
آقای حاتمیکیا یادتان هست در مستندی که درباره پشت صحنه آژانس شیشهای ساخته شد عنوان کردید که حاج کاظم بیش از هر چیز برآمده از موقعیت خود شما در آن زمان است. پسزدگی از سوی مردم و اجتماعی که زمانی برای حفظ آنها از همه چیز خود گذشتید و شکافی که حاصل این حضور نداشتن است.

اصغر زودباش سنگر خالیه
نکند حالا حضور مهناز افشار و محمدرضا گلزار نشانه موقعییت شما در جامعهای هست که جوانهایش فکر میکنند همت فقط اسم یک اتوبان است!؟ هیچ کجا امن نیست و قهرمانی که حتی در خانه نه با کلام بلکه با نگاه سرزنش میشود.
مگر جز به زور اسلحه میتواند گوش شنوایی برای شنیدن رازهایش پیدا کند؟ اینجاست که فاطمه چفیهای که آبروی یک نسل است را برای حاجکاظم میفرستد و تنها بازمانده نسل ابراهیم همت و باکری را به درستی رویکردی که در پیش گرفته مطمئن میکند.
آژانس شیشهای در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر در سال 76 موفق شد سیمرغ بلورین بهترین فیلم، فیلمنامه و کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول و دوم مرد برای پرویز پرستویی و رضا کیانیان، بهترین بازیگر نقش دوم زن و مرد برای بیتا بادران و حبیب رضایی، بهترین موسیقی متن و بهترین تدوین را به دست آورد.

برادر ابراهیم بلیطای ما رو دادی رفت؟
برادر ابراهیم تو را به جان حاج کاظم و اصغر بیخیال مهناز افشار شو. آقای حاتمیکیا آژانس شیشهای آبروی یک نسل است. نسلی فراموش شده. دیگر خیلیها فراموش کردند که اگر حاج کاظم، عباس و اصغر نرفته بودند جبهه الان دخترهای ایرانی باید جلوی صدام توی سعدآباد عربی میرقصیدند.
یادتان هست عباس به حاج کاظم چی گفت: حاجی ما با خدا مامعله کردیم نه با اینا.


کوکب سیاه یک فیلم نوآر است. از زنهایاغواگر تا مردانی خشن، فضاهایی سیاه، عبوس، خشونت عریان، سیگار، کلاه شاهپو، پلیسهای فاسد و زمینهای خیس بارانخورده که جزو جدایی ناپذیر فیلمهای نوآر Noir هستند.
چهرهی زیبای هالیوود را میتوانید در صحنههای سلاخی کردن بتی شورت مشاهده کنید. در چهره اشکآلودش در صحنهای از فیلم پورونویی که دارد بازی میکند.
بچه نابغهی هالیوود به همراه رفیق گاوچرانش یک شاهکــار جدیـــد و ساختارشکــنانه خلق کردهاند تحت یک نام واحد به نام «Grindhouse» که به گفتهی خود برادر تارانتینو برای طبیعیتر شدنش گرد و خاک و کثافت به فضا اضافه کردهاند. اپیزود کوئنتین اسمش هست Death Proof و برای رابرت رودریگوئز Planet Terror.

در هنگام خوردن پیتزا، آقا داوود اگر احساس کند پسری دارد برای دوست دخترش خالی میبندد و لاف میزند، زنگ زورخانهای خود را به صدا در میآورد و میگوید: خالی نبند! و این یعنی که در این لوکیشن بونوئلی نمیتوانید «مخ کسی را بزنید.»



وقتی ۴ میلیون یورو تو حساب بانکیات پول باشد، دخترهای جردن و الهیه که سهل هستند، آن وقت مونیکا بلوچی هم خرته، عشق میشود چیزی که روی آش میریزند.
اگر در جریان باشید، حکم ساخته مسعود کیمیایی تنها فیلمی است که در این چند سال اخیر نسخهی پردهای یا به اصطلاح کپی سرقت شدهی آن به هیچ عنوان در بازار زیرزمینی دیده نشد. اگر کسی حکم را دیده باشد یا روی پردهی سینما در زمان اکران (آذر ۸۴) دیده یا در خانهای اساطیری در اعماق خیابان فرشته. غیر از این دو حالت اصلن امکان ندارد کسی حکم را دیده باشد. 