تبليغاتX
گردباد

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

پدرخوانده اثر جاودانه فرانسیس فوردکاپولابعد از تولد رفتیم یک رستوران که ما به آن می‌گوییم: "زیرزمین." دقیقن زیرِ زمین است.

چند تا اسم مختلف هم دارد. ولی ما آن را زیرزمین صدا می‌کنیم. یک جمع ۶ نفره که بعضی از شب‌ها به ۱۰ نفر و ۱۳ نفر هم می‌رسد.

اولین مشخصه این جمع این است که همه وبلاگنویس هستند. مشخصه دوم همه اینترنت‌باز خفن. خدایگان اینترنت.

تمامی اعضا از VIPهای وب و بچه ‌معروف‌های وبلاگستان‌ هستند. مشخصه سوم همه خوره سینما. البته این جمع در تمامی علایق دیگر هم خوره هستند. فرقی نمی‌کند سینما باشد یا وب یا وبلاگ.

همه خوره‌اند. خدا. مشخصه پنجم همه گوش موسیقی دارند. از کمل تا جان لنون، از بودا-بار تا اونسنز. مشخصه ششم روزنامه‌نگار. مشخصه هفتم همه عشق فوتبال دارند. مشخصه هشتم همه بچه‌های خوب و مشخصه نهم همه اهل تئاتر هستند.

مارلون براندو در نفش ویتور کورلئونهاین جمع اصل جنس است. بچه‌هایی از جنس خودِ خودمان. از وب، وبلاگ، سینما تا موسیقی، ژورنالیسم، تئاتر و فوتبال. امشب توی زیرزمین صحبت آل‌پاچینو، براندو بزرگ، دنیرو  و پدرخوانده گل انداخته بود. تیم‌ورک این سه نفر در شاهکار فرانسیس فوردکاپولا بهمراه نینو روتا باعث شده که پدرخوانده به جاودانه‌ترین اثر کلاسیک تاریخ سینما تبدیل شود. پدرخوانده جمع غول‌های تاریخ سینما است.

یک سکانس این فیلم فقط می‌تواند ساعتها یک جمع خوره‌ی سینما را به خودش مشغول نگه دارد. چه سِحری دارد، چه رازی دارد که این گونه سالهاست بیشتر از اند دفعه آن را دیده‌ایم ولی باز هم عطش دیدنش را داریم. چرا ما را سیراب نمی‌کند؟ پدرخوانده به خاطره‌ی جمعی نسل ما تبدیل شده است. وقتی براندو از میان ما رفت احساس کردیم تعادل زندگی‌مان بهم خورده.

هنوز هم جایش خالی است و تا ابد سینما هم خالی خواهد بود. شاید جهان یک شکسپیر دیگر را به خود ببیند ولی یک براندو دیگر محال است. وقتی براندو مُرد فکر کردیم اوج درام را به ما نشان داد. ولی مارلو باز به ما رو دست زد. وصیت‌نامه‌اش چیز دیگری گفت. براندو بزرگ درخواست کرده بود که جنازه‌اش را بسوزانند و خاکسترش را به روی جزیره‌اش و اقیانوس آرام بپاشند. فهمیدیم غول تاریخ سینما از ما خواسته با سلولوئیدهایی که از او به جا مانده است یادش را زنده نگه داریم.

مارلو تو همیشه تا ابد در بین ما خواهی ماند. امشب توی زیرزمین حرف تو بود. حرف پدرخوانده، آل، رابر، انیو و فرانسی. پسر شما چی خلق کردید؟ بالاتر از شاهکار. پدرخوانده یک ارکستر است. همه چیز سر جای خودش قرار دارد. پدرخوانده آخر سینما است.

| لينک ثابت |  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 1:5    | 

و اینک ما ایرانیان در پایان اصلاحات خویش و درآغاز اصلاحات جهان جدید در تعلیق نشسته‌ایم. نا امید از خویش و امیدوار به غیر شده‌ایم. اما نه آن نا امیدی و نه این امید هیچ یک محل اطمینان نیست. گرچه گفته‌اند جهان، پیر است و بی‌بنیاد. اما جهان نو، نیز چنین است. پس از این فرهادکش نیز فریاد.

 

پانوشت:

این نوشته‌ی محمد قوچانی است از کتاب نازی‌آبادی‌ها. حس مرموزی دارد.

| لينک ثابت |  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 18:44   

خودکشی بی‌ارزش‌تر از زندگی است.

 

حمیدرضا علاقه‌بند
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ - ۲۵ دقیقه بامداد

 

پانوشت:

امروز غروب از یک دختر خوشم اومد. دوست داشتم بروم و در کنارش بشینم. دوست نداشتم خلوتش را بهم بزنم. تنها بود. گذاشتم تنها بماند. و تنها رفت. لعنت به هر چی صندلی لهستانی است. امروز غروب روز معرکه‌ای بود. روزهای خوب من همین طوری است.

یک نگاه دور و یک صندلی لهستانی می‌تواند روز خوب مرا، غروب خوب مرا بسازد. حمیدرضا امروز دلش پرکشید. شاد بود و خندان. حالا هم شاد هستم. با خبر دور ریختن قرص‌ها توسط یک دوست. فردا هم تولد یک رفیق دعوتیم. پس این فردا هم تولد یک رفیق دیگر دعوتیم. ما تا ۴ تیر هر روز تولد دعوتیم.

Mea Culpa از Enigma در این نیم‌شب اساطیری روحم را با اجرام آسمانی پاکیزه می‌گرداند. باشد که آمرزیده شویم.

 

:: می‌گوید تعدادی قرص گرفته که همه را ریخته دور. یعنی خودکشی نمی‌کند. خبر خوبی است.

:: تقدیم به دود غلیظ سیگارهایمان [متن کامل]

:: با راز جهان در آرامشم [متن کامل]

:: اوج سیاهی به سفیدی و بعد خاکستری [متن کامل]

| لينک ثابت |  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 2:25    | 

دوم خرداد از این رو شکست خورد که دروغگوها و ترسوها در راس آن قرار داشتند. خاتمی، ابطحی و خرازی نمونه‌ای از کسانی هستند که دوم خرداد را هدایت کردند. آنها که فیلم ایتالیا را "دروغ تصویری" می‌نامند همانهایی هستند که در بزنگاهای تاریخی پشت ملت و نمایندگان ملت را خالی کردند.

سربازی رفتن شهامت می خواهد. نه خاتمی شهامت دارد و نه نوچه‌هایش. مگر نمی‌بینید که ابطحی و خرازی می‌گویند: فیلم ایتالیا مونتاژ بوده. دیگر آنقدر فیلم دیده‌ایم و آنقدر دوریبن دست گرفته‌ایم که فرق فیلم اصل با مونتاژ را بدانیم.

اصلاحات شهامت می خواهد. وقتی بزرگ اصلاحات ماجرای دست دادن خود با چند زن ایتالیایی را از ترس روزنامه کیهان تکذیب می‌کند، شما از نوچه‌ها و بچه‌داف‌های طرفدار او چه انتظاری دارید؟ وقتی رئیس جمهوری به پشتوانه ۲۰ میلیون نفر جرات گفتن حقایق و نام بردن از کسانی که برای 20 میلیون رای و اصلاحات مانع تراشیدند را ندارد شما انتظار دارید که چه کار کند؟ از او می خواهید برای شما آزادی بیاورد! متاسفانه خاتمی برای غربی‌ها ادای روشنفکرها را در می‌آورد و وقتی به ایران می‌آید جانماز آب می‌کشد!

به راستی خاتمی اسطوره‌ی متولدین دهه‌ ۱۳۶۰ است. خیلی بامزه است. طرفدارهای خاتمی چند مشخصه جالب دارند: از طرفداران تیم‌ فوتبال استقلال، رئال مادرید و چلسی هستند. پسرهای طرفدار خاتمی سربازی نرفته‌اند. دخترهای طرفدار خاتمی اهل اورال و بلوجاب هستند چون Open The Door نیستند ولی همه خرده‌بورژوا. 

باختن هم شهامت می‌خواهد. باختن چهار بر یک مقابل ۱۴۰ هزار نفر در جهنم سرخ کجا؟ باختن در مقابل تیم گمنام مرصاد شیراز در خارج از خانه کجا؟ استقلالی‌ها هر وقت توانستند تیم ۹ نفره پرسپولیس را در آزادی شکست دهند بیایند زر زر کنند.

سولاخ‌های آبی خوب به خاطر دارند آن بازی که پرسپولیس دو بازیکن خود (نادر محمدخانی و اسماعیل هلالی) را اخراج شده دید و ۹ نفره در مقابل استقلال دوام آورد. پسران آبی آن روز منصور پورحیدری را به عنوان مربی روی نیمکت داشتند و جواد زرینچه کاپیتان‌شان توی زمین بود. تاریخی بودن آن بازی در جمله‌ی جاودانه‌ی کاپیتان آبی‌ها مشخص است. جواد زرینچه بعد از پایان بازی فقط یک جمله گفت: حیف! حیف که نتوانستید تیم ۹ نفره پرسپولیس را شکست دهید. آن روز سلطان روی نیمکت سرخ نشسته بود.

 

لینک:

:: اصلاحات شهامت می‌خواهد [متن کامل]

:: پوپولیسم دوم خردادی [متن کامل]

:: این همان زنده باد مخالف من است؟ [متن کامل]

 

پیش‌بینی:

:: شوالیه سلمان رشدی جان سالم به در نخواهد برد. مرگش نزدیک است. مصطفی مازح کجاست تا ببیند؟ شیربچه‌های علی کار ناتمام او را به سرانجام خواهند رسانید.

| لينک ثابت |  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 2:35    | 

چه خوب شد كه به وصیتش عمل کردی. کسانی که خلیل‌الله را به آتش جهالت خویش افکندند. رأس ذبیح‌الله را برای فاحشه شهر به ارمغان بردند. برای مصلوب كردن روح‌الله میخ، چکش و چوب فراهم آوردند. دندانهای حبیب‌الله را در دهان فرو ریختند. محراب مسجد را به خون ولی‌الله رنگین ساختند. حریم ثارالله را منزل به منزل تا شام شوم کشاندند. شکوه بارگاه آل‌الله را به سنگ و كلوخ بقیع مبدل ساختند و رفعت مأذنه حرم الله سامرا را تاب نیاوردند. آنان اگر از مکان قبر زهرايت با خبر بودند، با تربت عصمت‌الله چه می‌كردند؟

امروز بعد از ۱۴۰۰ سال فهمیدیم که چرا خاک زهرا مخفی است... . چه خوب شد که به وصیتش عمل کردی!

| لينک ثابت |  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 11:59   

یا از نظر پنهان بقیع.
| لينک ثابت |  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 22:39   

بیا رفتنی‌شیم
حرف نگفتنی‌شیم
بیا از این دنیای رنگی
یهو خاکستری‌شیم

توی بازی کلاغ پر
ما شدیم گنجشک پر پر
توی گرگم به هوا
ما شدیم سکوت بره‌ها

بخون ای تن نداده به خواب و رختواب
بخون ای هم درد آواره
بخون این شب سیاه فقط ما رو کم داره

بزن تا سر ریز پیمانه
بزن تا گر گرفتن شعله
بزن تا رویش جوانه
بزن تا هر چه باداباد
بزن تا توفان و باد
بزن تا شب یاران
بزن تا شروع باران

بزن تا زخم، چرک و خون
بزن تا تیغ و رگ و چاقو
بزن تا مرگ زالو
بزن تا نگاه گوزن و آهو

بزن تا کنج میز بلوط
بزن تا کر بشن قوم لوت

 

۲۵ خرداد - ساعت ۹ شب - پیاده‌روی شبانه
بعد از کافه‌نشینی با رفقا در  Gandi Shopping Center

| لينک ثابت |  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 0:14   

سید دجال اصلاحات

فیلم توهین سیدمحمد خاتمی به خبرنگار رادیو فردا

[دانلود فیلم] محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران در کنفرانسی مطبوعاتی در خارج از کشور صحبت خبرنگار رادیو فردا را قطع می‌کند و به او می‌گوید: بیانیه سیاسیتان را همین جا قطع کنید تا من جواب شما را بدهم.

چون رادیو فردا معلوم است متعلق به کجاست! سپس به او می‌گوید آقا! اون بیانیه سیاسی را باید جای دیگری خواند.

خاتمی قهرمان دخترک‌ها و پسرک‌های (فنچولک‌های) متولد دهه شصت است. کسانی که جنگ را ندیدند. همان‌ها که نمی‌دانند "خط یک و خط سه" یعنی چی؟  نمی‌دانند دهه شصت یعنی چی؟ چرا پسرهای متولد دهه ۱۳۶۰طرفدار سیدمحمد خاتمی سربازی نرفته‌اند؟ معنای سوت خمپاره را نمی‌دانند. تا حالا با آرپی‌جی هفت شلیک نکرده‌اند. فرق ژ۳ با ام ژ۳ را نمی‌دانند. نمی‌دانند چه فرقی بین اسلحه نیمه‌خودکار با رگبار است. تا حالا نارنجک بدون سوزن دستشان نگرفته‌اند. پرتابش که بماند.

افتخار می‌کنم که اسفند سال ۱۳۷۶ با اینکه می‌توانستم سربازی‌ام را بخرم ولی مثل خیلی‌ها که نمی‌توانستند سربازی‌شان را بخرند رفتم و دوسال از عمرم را به کشورم خدمت کردم. (هیچ منتی نمی‌گذارم.) پادگان محمد رسول‌الله بیرجند ما را خوب به خاطر دارد. جمیع گردان عاشورا گروهان جهاد. به ما می‌گفتند: جهاد عاشورایی.

وقتی گروهان ما در پادگان محمد رسول‌الله مسافت خوابگاه تا میدان مشق با طبل بزرگ زیر پای چپ طی می‌کرد شعاری داشت که پادگان به آن بزرگی را می‌لرزاند:

گروهان جهادِ عاشورا
لشگریان ثارالله
جان برکفان مولا
فداییان زهرا

فرمانده پادگان یک روز توی میدان مشق در مقابل همه‌ی گردان‌ها و گروهان‌ها گفت: وقتی گروهان جهاد گردان عاشورا رژه می‌رود زمین زیر پایشان می‌لرزد. این ما بودیم که توی آن جهنم در هر بار رژه ۴ بار خیلی خوب می‌گرفتیم. و ۴ بار درود سردار می‌گفتیم.

در راهنمایی چیتچیان که بالاتر از چهاراه آبسردار تو کوچه قائن بود سر کلاس آموزش دفاعی طی یک سال یاد گرفتم اسلحه کلاشینکف با چشم بسته از راست به چپ باز کنم و از چپ به راست ببندم. همین باز و بسته کردن اسلحه کلاش با چشم بسته را زمانیکه برای اولین بار توی پادگان محمد رسول‌الله بیرجند انجام دادم فرمانده گردان عاشورا که داشت این صحنه را نظاره می‌کرد آمد جلو، وقتی جلوی پایش خبردار ایستادم دستی روی شانه‌ام زد گفت: سرباز از کجا این یاد گرفتی؟ نکنه چریکی؟

آن روزها که فنچولک‌های متولد دهه شصت طرفدار خاتمی هنوز تو عمرشان کافه نرفته بودند ما داشتیم پوتین‌هایمان را لواشک آلو می‌کردیم. اگر الان می‌رویم توی کافه می‌شینیم، به وقتش زیر سه تیغ آفتاب پوستمان را حسابی صیقل داده‌ایم.

 

لینک:

:: ابطحی ابطحی خجالت خجالت [متن کامل]

:: خاتمی و ابطحی اهل کوفه هستند [متن کامل]

:: خاتمی شارلاتان است [متن کامل]

:: پوپولیسم دوم خردادی [متن کامل] آقای خاتمی دست دادن با موشه کاتسا رییس جمهور اسراییل که بعد آن را منکر شدید و به خاطر می‌آورید؟ قهرمان پوشالی فنچ بچه‌های دوم خردادی علاقه زیادی دارد جلوی خارجی‌ها ادای روشنفکرها را در آورد، با خانم‌ها دست دهد، با رییس جمهور اسراییل خوش و بش کند و بعد وقتی وارد ایران شد ماجرا را تکذیب نماید.

| لينک ثابت |  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 14:55    | 

برای دیدن عکس‌ها و فیلم سفر ایتالیا کلیلک کنیدسیدمحمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران دست دادن با زن‌ها در سفر ایتالیا را تکذیب کرد. و تصویر دست دادن را ساختگی خواند. [متن کامل]

آقای خاتمی یک بار دیگر هم قبل از این خایه‌شان را در ایتالیا جا گذاشته بودند. سالها پیش  در سفر به رم با رییس جمهور اسراییل دست دادند. و بعد تکذیب نمودند.

:: برای دیدن عکس‌های دست دادن با زن‌ها توسط سیدمحمد خاتمی که آنها را انکار می‌کند کلیک کنید.

آقای خاتمی در مدت هشت سال ریاست جمهوری‌تان همین گونه رفتار کردید. یادتان هست؟ چگونه پشت بهزاد نبوی و بچه‌های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را در مجلس ششم خالی کردید؟ شما که جرات کاری را ندارید چرا انجامش می‌دهید؟ تا بعد بخواهید آن را تکذیب کنید.

:: دانلود فیلم رسوایی سید دجال اصلاحات.

آقای خاتمی دست دادن با موشه کاتسا رییس جمهور اسراییل که بعد آن را منکر شدید و به خاطر می‌آورید؟ قهرمان پوشالی فنچ بچه‌های دوم خردادی علاقه دارد جلوی خارجی‌ها ادای روشنفکرها را در آورد، با خانم‌ها دست دهد، با رییس جمهور اسراییل خوش و بش کند و بعد وقتی وارد ایران شد ماجرا را تکذیب کند.

 

ابطحی بیچاره این عکس هم نواره؟

آقای ابطحی نکند این تصویر هم ساختگی است؟ محمدعلی ابطحی می‌گوید که فیلم مونتاژ بوده و استدلال می‌کنند: "می‌دانم مونتاژ فیلم و تنظیم آن به خصوص در این چند ماهه تا انتخابات می تواند خیلی نان و آب دار است."

آقای ابطحی اگر فیلم ایتالیا ساختگی است، پس چرا یک فیلم پورنو مونتاژ نمی‌کنند تا نقش اولش را شما بازی کرده باشید؟ خیلی برد دارد ها.

آقای ابطحی چطور است دوستان مونتاژکار مشارکتی شما یک فیلم مونتاژ شده از آقای احمدی‌نژاد و تانیا دروکس درست کنند که رییس جمهور ایران دارد با رهبر حزب NEE بلژیک دست می‌دهد. می‌دانید چقدر برد دارد؟ دست بردارید آقای ابطحی گه را هر چقدر بیشتر هم بزنید بویش بلندتر می‌شود! نیک‌آهنگ کوثر حاضر است یک کارتون از ماجرای ایتالیا به تصویر بکشد؟ ابراهیم نبوی چطور؟ آیا جراتش را دارد یک مطلب ۲۰۰ کلمه‌ای بنویسد؟

 

لینک‌ها:

:: این همان زنده باد مخالف من است؟ [متن کامل]

:: خاتمی شارلاتان است [متن کامل]

:: خاتمی و ابطحی اهل کوفه هستند [متن کامل]

:: بعد از یک عمر گدایی شب جمعه را می‌شناسیم [متن کامل]

:: عکس بی‌نظیر از سیدمحمد خاتمی [متن کامل]

:: دروغ‌گویی سید دجال اصلاحات تمامی ندارد [متن کامل]

:: تسلیت به امام زمان [متن کامل]

:: خاتمی شرمت باد [متن کامل]

:: دروغ‌گوی نورانی اصلاحات [متن کامل]

:: ابطحی ابطحی خجالت خجالت [متن کامل]

در این زمینه اگر مطلبی نوشته‌اید پای این پست کامنت بگذارید تا لینک نوشته‌تان اضافه شود.

| لينک ثابت |  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 9:11    | 

نمايشگاه عکس‌های زهرا اميرابراهيمی از روز جمعه 25 خرداد ۱۳۸۶ در گالری آبتين افتتاح می‌شود. در اين نمايشگاه 17 عکس سياه و سفيد از کارهای امير ابراهيمی که در چند ماه اخير گرفته شده است، به نمايش درمی‌آيد. امير ابراهيمی در توضيح عکس‌هایش نوشته است: «اينجا در نگاهم سايه‌هايی، سايه به سايه برهم افتاده‌اند و بر من.

آنچه می‌بينم را غرق در ابهام کرده است. اينجا لکه‌های سياهی بر سفيدی، بر شفافيت شيشه‌وار اصل اصل دنيايم با همه آنچه که در آن است نقشی بسته‌اند و سايه‌هایی در پس ذهن ثبت کننده‌ام باقی مانده‌اند که انگار همه آن اصل اصل ساده و شفاف، سايه‌ای بيش نبوده است.

 

آدرس گالری آبتین:

:: خيابان وليعصر - پايين تر از چهاراه پارک وى - كوچه خاكزاد - شماره 1+12 و جهت كسب اطلاعات بيشتر با  تلفن : 26210395

:: نمایشگاه ساعت ۵ بعدازظهر روز جمعه ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ افتتاح می‌شود.

| لينک ثابت |  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 14:5   

این بار خبر کمک‌های میلیون دلاری به فعالین حقوق زنان و حقوق بشر نه از طریق کیهان و رجانیوز بلکه از طریق سایت دویچه‌وله - آلمان به جهان مخابره شده است. خیلی از کسانی که این روزها مورد حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت امریکا هستند و از صدقه سری بودجه 75 میلیون دلاری به نون و نوایی رسیده‌اند گلوی خودشان را پاره می کنند که هیچ کمک مالی از سازمان‌های بین‌المللی دریافت نکرده‌اند، ولی این سند جنایت امریکا در ایران حکایت پنهان دیگری را بازگو می‌کند.

دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در تاریخ 3 ژوئن 2007 در گزارشی که شامل فهرست هزینه‌ها و  پرداختهای مربوط به پروژه گسترش دمکراسی (براندازی نرم) در کشور ایران در سال 200۶ می‌شود را منتشر کرده است. طبق این اطلاعیه از بودجه 75 میلیون دلاری مصوب دولت امریکا برای گسترش دموکراسی (براندازی نرم) در ایران 36 میلیون دلار آن صرف هزینه‌ی پروژه‌هایی رادیو زمانه، رادیو فردا، رادیو آزادی و رادیو صدای امریکا بخش فارسی شده است.

همچنین مبالغی نیز صرف برنامه های چون «اقدام برای همکاری در خاورمیانه» و تلاش در پشتیبانی از فعالانی که در ایران آزادی های مدنی، حق بیشتر بیان و یا حقوق زنان را دنبال می‌کنند شده است.  

پنج میلیون دلار هم صرف فعالیتهای اینترنتی (سایبر امپریالیسم) در ایران گردیده که همین یک مورد کمک مالی دولت امریکا به سایت‌های وابسته که پروژه براندازی نرم را دنبال می‌کنند به واحد پول رسمی ایران می‌شود: چهار میلیارد و پانصد میلیون تومان.

کسانی که در ایران دستی در راه اندازی و اداره‌ی وب‌سایت‌های خبری دارند به خوبی می‌دانند که هزینه‌ی سر جمع تمامی سایت‌های مورد علاقه‌ی دولت امریکا در ایران چیزی حدود 200 میلیون تومان می‌شود. پس 4 میلیارد و سیصد میلیون تومان باقی مانده در جیب چه کسانی رفته است؟ چه برج‌های عاجی در شمال‌شهر تهران با این مبالغ خریداری شده است؟ چه کسانی در پنت‌هاس‌های معروف تهران زندگی می کنند؟

پسرها و دخترهای میلیون دلاری ساکن تهران که از سربازان سایبر امپریالیسم هستند در به روز کردن وبلاگ‌های شخصی‌شان چندان رقبتی به خرج نمی‌دهند ولی با جدیت تمام در پشت‌صحنه‌ی سایت‌های مورد علاقه‌ی دولت امریکا حضور دارند و با اسامی مستعار مختلفی مطلب می‌نویسند.

این به روز نکردن وبلاگ‌های عناصر مورد توجه واشنگتن و آمستردام (حتی بعضی‌ها برای دلار و یورو بیشتر وبلاگ‌هایشان را تعطیل کرده‌اند) نشانه‌ی چیست؟ اینکه روزی چند مطلب سیاه‌ برای سایت‌هایی که جزوه پروژه براندازی نرم هستند می‌نویسند نشانه‌ی چیست؟

 

لینک:

:: چهار تجمع در راستای براندازی نرم خیابانی زنان در تهران  نوشین احمدی‌خراسانی. به نظر شما سازماندهی و راه‌اندازی این چهار تجمع معروف در تهران (تجمع 22 خرداد 1384مقابل سر در دانشگاه تهران،  تجمع 8 مارس 1384 در پارک دانشجو، تجمع 22 خرداد ۱۳۸۵ در میدان هفت تیر و تجمع روز جهانی زن در میدان بهارستان در سال ۱۳۸۵) چقدر هزینه‌ برداشته است؟ مغزهای متفکر زنان سکولار ساکن تهران که این چهار تجمع را برنامه‌ریزی کرده و راه انداخته‌‌اند از جیب خودشان که پول خرج نمی کنند، پس هزینه‌ی این تجمعات از کجا تامین شده است؟

:: ۲۲ خرداد نقطه آغاز براندازی نرم خیابانی زنان ناهید کشاورز. کمپین یک میلیون امضا و جنبش زنان سکولار هدفی بیشتر از برابری حقوق زنان و مردان را دنبال می‌کند.

:: فقط کامنت‌هایی که ایمیل معتبر و آدرس وبلاگ داشته باشند را پاپلیش می‌کنم. البته اهالی شام از این قاعده مستثنی هستند.

| لينک ثابت |  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 14:54    | 

به زن-ی که به تو می‌گوید وفادار است شک کن
به دنیای پر از رنگ، نقش، خیال و اوهام شک کن
به جهانی که به لانه‌ی مارها مانند است شک کن
به sms ی که reply نمی‌شود شک کن
به دروغ‌های خوش رنگ و لعاب شک کن
به تلفنی که جواب داده نمی‌شود شک کن
به قراری که کنسل شده است شک کن
به لباس شبی که بوی دیویدوف و کنزو می‌دهد شک کن
به عادت ماهیانه‌‌ای که تاخیر افتاده است شک کن
به سوتینی که عوض شده است شک کن
به ذهنی که شکاک نیست شک کن
به رژ لبی که محو شده است شک کن

 

کوچه اسکو - هشت و نیم

| لينک ثابت |  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:33    | 

| لينک ثابت |  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 14:46   

پاریس هیلتون

جوان پرسپولیسی داماد باید گردد
هر دختری ناز کند اعدام باید گردد

شعار تیفوسی‌های سرخ که روز جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ در استادیوم آزادی طنین انداز شد.

 

رفع نیاز جنسی جوانان، امروز از اهم واجبات است. ایران به عنوان جوانترین کشور جهان از حرارت جنسی بسیار بالایی برخوردار است.

نیاز جنسی نیاز یک بدن سالم است. جوانهایی که در عطش آمیزش جنسی با جنس مخالف می‌سوزند ولی به علت قوانین کشور حق ندارند به غریزه‌ی اصلی‌شان پاسخ دهند. 

حالا در این روزهای گرم خرداد ۱۳۸۶ وزیر کشور دولت احمدی‌نژاد با جدیت درخواست کرده‌اند: "ازدواج موقت بايد با جسارت در كشور ترويج شود."

این سخن از عرضه‌ی جمهوری اسلامی ورژن ویستا حکایت می‌کند. به جای ازدواج موقت بنویسید: "رفع نیاز جنسی جوانان" بهتر می‌توانید معنای جمله‌ی وزیرکشور را درک کنید. گفته‌ی آقای پورمحمدی خیلی مترقی است.

میشل فوکو از مخالفان سرکوب جنسی است. او معتقد است سرکوب جنسی در غرب (دنیای کلنیال) را باید با ظهور و گسترش سرمایه‌سالاری (کاپیتالیسم) همزمان و همراه دانست. از ویوی امپریالیسم فعالیت‌های جنسی، کارگران را از امر تولید باز می‌دارد و تنها آن نوع فعالیت جنسی مجاز است که به تولد کارگران و مصرف‌کنندگان تازه منتهی شود.

سایت Ghabelto از ازدواج موقت حمایت می‌کند پانوشت:

:: با ذهنی که به ارگاسم نرسد هیچ کاری نمی‌شود کرد.

:: من نمی‌دانم که چرا می‌گویند، اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟ چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید، کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ، کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم. سهراب سپهری

:: پتیشن‌بازها، لوگوسازها بشتابید. باید با جدیت و با جسارت ازدواج موقت را ترویج کنیم.

:: فتوای یک مرجع تقلید (آیت‌الله‌ العضمی روحانی): اذن پدر در ازدواج موقت ضرورتی ندارد [متن کامل]

 

لینک:

:: گزارش آسوشیتدپرس از از ازدواج موقت در تهران [متن کامل]

| لينک ثابت |  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 11:35    | 

ناتوی فرهنگی در اينترنت،‌ قسمت اول: تولد راديو زمانه

این تیتر مطلبی از محمدمسیح یک جوان استشهادی است که در سایت رجانیوز منتشر شده و اولین مطلب از نبرد با سایبر امپریالسم است که محمدمسیح آن را سازماندهی می‌کند.

جنگ امروز جنگ سایبر امپریالیسم است. دشمن قسم‌خورده‌ که سه دهه نتوانست از طریق نبرد در میدان‌های فیزیکی (حمله‌ی نظامی به طبس، جنگ عراق، محاصره‌ی اقتصادی، سیاسی و...) ایران را از پای در آورد امروز رو به نت آورده است.

دشمن این روزها به سایت‌های خبری و وبلاگ‌ها به چشم یک میدان جنگ (براندازی نرم) تازه نگاه می‌کند. ولی فرزندان خمینی کبیر در جدیدترین سنگر مبارزه با امپریالیسم تا آخرین قطره‌ی خونشان از آرمان پیرشان دفاع خواهند کرد.

دیروز: سیرامائسترا و جزیره مجنون. امروز: وب و وبلاگ.

| لينک ثابت |  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 19:22    | 

 مانتو حدیث. خانم مانتو حدیث. مانتو حدیث. جووووون. D:
| لينک ثابت |  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 22:22    | 

لیدرهای سرخ‌ روی‌ سکوها برای این بازی برنامه‌ی خاصی دارندجمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ در استادیوم آزادی قیامتی برپاست.

پرسپولیس و سپاهان در نیمه‌نهایی جام حذفی فوتبال ایران به هم رسیدند تا قرمزها صعود با طعم انتقام را بچشند.  

این بازی از چنان حساسیت بالایی برخوردار است که سلطان فوتبال ایران علی‌ پروین و عقاب آسیا احمدرضا عابدزاده از هواداران سرخ‌ها که به استادیوم می‌آیند درخواست کرده‌اند حتمن پیراهن سرخ‌رنگ تیم فوتبال پرسپولیس را بپوشند. به این معنی که ۱۰۰ هزار پرسپولیسی دوآتشه باید روز جمعه آتش جهنم سرخ را برای تیم فوتبال سپاهان اصفهان بر پا کنند. در عرض یکسال گذشته استقلالی‌ها کری می‌خواندند که هر جای جدول باشیم از پرسپولیس بالاتر هستیم.

ولی حالا در پایان لیگ‌برتر این پرسپولیس است که دقیقن روی استقلال ایستاده. پرسپولیس سوم شد و استقلال چهارم. تیمی که دو هفته مانده به پایان رقابت‌ها قهرمان بلامنازع امسال بود ولی باز مثل همیشه در آخر کم آورد و ضایعه شد.

مردی که می‌خواست ادای ژنرال را در آورد تسلیت تسلیت / اس‌اس بی‌شخصیت

سولاخ‌های پایتخت نتوانستند به دلیل دیر رساندن اسامی بازیکنانشان به آسیا بروند. حالا باید در خانه بشینند و رفتن سرخ‌های ایران را به آسیا تماشا کنند. امسال سال بدی برای پسران سولاخ آبی بود.

اول اینکه از آسیا کنار گذاشته شدند. دوم نتوانستند در ایران قهرمان شوند. سوم باید در خانه بشینند و قهرمان شدن رقیب دیرین خود پرسپولیس را در جام حذفی فوتبال ایران را ببینند و چهارم باید زانوی غم بغل بگیرند و بازی‌ها پرسپولیس را در آسیا تماشا کنند.

هر جای جدول باشیم بالاتر از استقلال هستیم و آنها مثل همیشه زیر ما هستند.

 

پانوشت:

:: یکصد هزار پیراهن سرخ. جمعه ۱۱ خرداد، آزادی را به خاطر بسپار.

:: بچه‌های جایگاه ۳۰ تا ۳۶ می گویند: "سپاهان باید از روی جنازه‌ی ۱۰۰ هزار پرسپولیسی رد شود تا بتواند برنده‌ی نبرد جمعه باشد."

| لينک ثابت |  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 12:21    | 

نانسی عجرم خواننده‌ی جهان عرب بعد از خبر حمله‌ی قلبی جرج بوش در برابر دوربین‌های تلویزیونی حاضر شد و اعلام کرد حاضر است برای جوانان جهان عرب و کسانی که از مرگ رییس جمهور امریکا خوشحال هستند و در حمایت از سخنان وزیرکشور ایران اول صیغه و بعد رابطه‌ی جنسی با ۴۰۰ هزار نفر اول که در سایت گردباد ثبت نام کنند را انجام دهد. آگاهان معتقد هستند او در این حرکت تنها نخواهد ماند. و حیفا دیگر خواننده‌ی معروف جهان عرب او را یاری خواهد کرد.

 

پانوشت:

:: لطفن برای ثبت نام در طرح مورد حمایت نانسی عجرم کامنت بگذارید تا ثبت نام شوید.

:: لطفن از تماس تلفنی با نانسی عجرم، حیفا و مسئولین سایت گردباد خودداری کنید.

:: خانم نانسی عجرم خواستن پوز تانیا دروکس لیدر حزب NEE بلژیک را بزنند.

| لينک ثابت |  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:11    | 

Niki Karimi and Gael García Bernal

شهروند درجه ۱ و درجه ۲ یعنی چی؟ حجاب را باید یا همه رعایت کنند یا هیچ کس. از میدان هفت تیر تا میدان ونک زن‌ها به خاطر بدحجابی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. صورتهایشان خونین می‌شود. آقای احمدی‌مقدم آیا قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود؟ 

بیچاره ما که از خاک کمتریم

برابری یعنی چی؟ یعنی کشک. دوغ. ماست و خیار. قرار بود یک تار موی کوخ‌نشینان را به کاخ‌نشینان نفروشیم. چه فرقی بین آن زن که در میدان هفت تیر صورتش خونین و مالین شد با نیکی کریمی هست؟ صدای محسن نامجو می‌آید که می‌خواند: مرده‌ی يک شبه چو نمره‌ی بيست، ثلث اول که هيچ‌ش ارزش نيست، مرده‌ی قرن را چنين بنگر، همچو تجديد ناب شهريور.

 

پانوشت:

:: منظورم این نیست که بیاید صورت نیکی کریمی را هم خون-آلود کنید. می‌گویم بیاید همان جور که با او کاری ندارید با بقیه هم کاری نداشته باشید.

:: شرح عکس دوم: بیچاره ما که از خاک کمتریم.

| لينک ثابت |  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:2    | 

در این تنهایی سایه نامریی تا ابدیت جاریستروی زمین دراز کشیده‌ام. پاهایم در نهر آب است. به آسمان نگاه می‌کنم.

حس لذت بخشی دارد که آب از میان انگشتان پاهایت بلغزد و عبور ‌کند. روزهای بی‌خاطره هم بی‌تو به سر می‌شود. حالا که روزهای نامجویی و تارانتینویی است. نوشتن یک حس خیلی ناب است. مثل تنهایی. نوشتن سرشار از تنهایی است.

| لينک ثابت |  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 2:27   

 

پانوشت:

:: بچه تو شانس آوردی که متولد نشدی.

| لينک ثابت |  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 23:39    | 

استاد امروز ‌گفت: شماها اندیشه‌تان بوی انقلاب می‌دهد. گوشی‌ام زنگ می‌خورد.

می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: ميدان انقلاب.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خیابان ۱۶ آذر.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خیابان انقلاب.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: ميدان امام‌حسين.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان ۱۷ شهريور.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: ميدان شهدا.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان پيروزی.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان مجاهدين اسلام.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان ايران.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان جمهوری.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خیابان بابی‌سندز.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: سه راه جمهوری.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: ميدان جمهوری.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان نواب صفوی.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: ميدان آزادی.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان آزادی.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: اتوبان شيخ‌ فضل‌الله ‌نوری.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: اتوبان مدرس.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان وليعصر.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: ميدان قدس.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: اتوبان چمران.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: شهرک قدس.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: اتوبان همت.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان شهيد باهنر.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: اتوبان امام علی.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: ميدان سپاه.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان سرباز.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: سه‌راه زندان.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خیابان شریعتی.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خیابان شهید بهشتی.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خیابان شهید احمدقصیر.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: میدان آرژانتین.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان آفريقا.
می‌پرسد کجايی؟ می‌گويم: خيابان گاندی.

نامها همه انقلابی هستند. فقط جای فیدل کاسترو و ارنستو چه‌گوارا خالی است که نامشان را بر یکی از خیابان‌های اطراف سفارت امریکا بگذارند. در آرکی‌تایپ‌هایمان (کهن الگوها) هم انقلاب موج می‌زند: فردوسی، شاهنامه، رستم، گودرز، اسفندیار، کاوه، اردشیر بابکان، بابک خرمدین، سرخ‌جامگان، خداوندالموت، فداییان حسن صباح، یعقوب‌ لیث‌صفاری، ابومسلم خراسانی و... . هر کجا را نگاه کنی ردپای انقلاب را به خوبی می‌بینی.

 

پا‌نوشت:
:: رند شیراز هم از آن انقلابی‌های دو آتشه است. فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم، من و ساقی به هم سازیم بنیادش براندازیم.

:: "روح انقلابی خیام" هم به قول صادق هدایت "در تمامی دیوان خیام نمایان است."

:: مولوی هم که جای خودش را دارد. مولای‌مان علی است و مرشدمان مولای رومی.

:: دوستان روشنفکر راست اندیش ما هم بخاطر «هایکوآلتی» بودنشان است که نظری بر خلاف این دارند. ولی دوستان چپ بنا بر ماهییت چپ از پاریس، ویتنام تا تهران و نیویورک همه انقلابی هستند. آگاهان معتقدند راست‌های دنیا مزخرفترین آدمها هستند. از لندن،آمستردام تا واشنگتن.

:: این صدمین پست گردباد است.

| لينک ثابت |  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 1:40    | 

کافه تیتر، صندلی لهستانی‌هایش از پشت شیشه معلوم است / عکس از: نیما افشارنادری

"کافه تیتر تا ۱۵ تیر ۱۳۸۶ بیشتر باز نیست." 

وسط این شهر شلوغ وقتی از تئاتر شهر چند قدمی دور می‌شوی در خیابان برادران مظفر جنوبی به کافه‌ای می‌رسی به نام تیتر. کافه تیتر ۱۲ اسفند ۱۳۸۴ توسط زوج روزنامه‌نگاری به نام بیتا صالحی و بهنام قلی‌پور بنیان گذاشته شد. کافه‌ای که میعادگاه روزنامه‌نگاران و اهالی فرهنگ و هنر است. کافه تیتر در عرض یک سال در میان افراد اهل مطالعه به چنان محبوبیتی دست یافته است که هر وقت به آن سر بزنید حتمن با چهره‌های فرهنگی مواجه خواهید شد. از استادان روزنامه‌نگاری تا کارگردان‌ها و بازیگران معروف تئاتر و ... .

بهزاد بلور درباره‌ی کافه تیتر در وبلاگ بی‌بی‌سی می‌نویسد: در تهران کافه‌ای هست که ما توی لندن با حسرت عکس‌هایش را نگاه می کنیم. همچنان که بیژن صف‌سری معتقد است: كافه تيتر نه تنها محل گفت و شنود و ديدار اهالی مطبوعات است.  بلكه در اين مدت كوتاه جايگاه ويژه‌ای در بين اهالی هنر تئاتر و سينما دارد. 

از روز بازگشايی اين كافه كوچک و صميمی تا به امروز هر هفته در روزهای معين، مراسم مختلفی به منظور ترويج فرهنگ و هنر برگزار شده است از رونمايی كتاب گرفته تا جلسات نمايش و يا شعرخوانی. به همين دليل نام اين كافه چنان پر آوازه شد كه نشريات برون مرزی هم از اين دكه كوچک با صفا، گزارش‌های خواندنی منتشر كرده‌اند كه آخرين آن گزارش لوس انجلس تايمز بود. نیما افشارنادری در زیگزاگ در معرفی کافه تیتر می‌گوید: تيتر بروهای حرفه‌ای، اکثرا افراد شاغل در مطبوعاتند. آدم‌هايی که قبل از اين کافه‌نشين نبوده‌اند در اين محل فراوانند.

آیا ۱۵ تیر ۱۳۸۶ کافه تیتر به یک خاطره‌ی جمعی نسل ما تبدیل خواهد شد؟ و از آن فقط خاطره‌ای دور باقی خواهد ماند؟ از عمر کافه تیتر فقط یک سال می‌گذرد ولی در نوع خود کلاسیک شده است. با آن صندلی‌های لهستانی که یادآور کافه نادری اوایل قرن بیستم است و نوستالژیای صادق هدایت-‌ی که بر روی آنها می‌نشست. حالا کافه تیتر در هزاره‌ی سوم پاتوق روزانه‌ی اهل فرهنگ است. تیترنشین‌ها هر روز به آن سر می زنند. و اگر نیایند حتمن برایشان اتفاقی افتاده است.

کافه تیتر بر خلاف دیگر هم صنفانش هیچ وقت متهم به روشنفکربازی نشده است. محمد آقازاده به بهترین شکل این سخن را ثابت کرده: در عمرم کافه نشين نبوده‌ام. نه قهوه خورم و نه سيگاردود می‌کنم تا به حلقه‌های دودش خيره شوم. نمی‌دانم چرا هرگز رفتارهای روشنفکرانه مرا جذب نمی‌کند. کافه تيتر روشنفکرانه نبود. جايی برای دوستی‌های کوچک و حرفهای مختصر. جايی کوچک با يک فضای محدود. ولی نمی دانم چرا حالم هر وقت آنجا می رفتم خوب می‌شد.

بیتا صالحی و بهنام قلی‌پور، بنیان‌گذاران کافه تیتر / عکس از: ساتیار امامیکافه تیتر تنها یک کافه نیست. یک محیط فرهنگی است. این را به راحتی می‌توان از نشست‌هایی که برگزار می‌کند فهمید.

این کارنامه‌ یک ساله‌ کافه تیتر است. خودتان قضاوت کنید کدام دانشگاه در تهران چنین برنامه‌های پر و پیمانی دارد؟

کدام دانشکده‌ را سراغ دارید که بتوانید هم زمان از محضر اساتید گرانقدری همچون آیدین آغداشلو، دكتر يونس شكرخواه، عمران صلاحی، دكتر شهلا حائری، علی دهباشی، فرهاد آييش، نادر مشايخی، احسان نراقی، محمد آقازاده، دكتر احمد توكلی، فريدون صديقی، امير حسين چهلتن، سيد علي صالحی، حسين قندی، عبدالرحيم جعفری، اسدا.. امرايی، ليلی فرهادپور، علی‌اكبر قاضی‌زاده، دكتر حسن نمك‌دوست، دكتر احمد مير‌عابدينی و... در کنار هم  استفاده کنید؟

کافه تیتر یک کلاس درس است که دانشجویانش با علاقه‌ی فراوان در آن حضور پیدا می‌کنند. برنامه‌ی درسی هم توسط وبلاگ کافه تیتر اعلام می شود. این کافه‌ تنها جایی در تهران است که در آن می‌توانید هم پای صحبت محسن نامجو بشینید و هم حرف‌های مسعود ده‌نمکی را گوش کنید.

و به راستی کافه تیتر مشق دموکراسی  است. ما در کافه تیتر یاد می‌گیرم که همانگونه که با علاقه پای صحبت محسن نامجو می‌نشینیم اجازه دهیم مسعود ده‌نمکی هم حرف بزند. و این یعنی آزادی. آیا دموکراسی چیزی بیشتر از این است؟

حالا قرار است ما توی تهران مثل بهزاد بلور و دوستانش در لندن حسرت کافه تیتر را بخوریم؟ امیدوارم در روز ۱۵ تیر سال ۱۳۸۶ کافه تیتر همچنان به حیات پربارش ادامه دهد. باشد تا ما بیشتر از آن یاد بگیریم.

| لينک ثابت |  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 2:5    | 

زندگی ما قصه مرد يخ فروشی است که از او پرسيدند: فروختی؟ گفت: نخريدند تمام شد!
| لينک ثابت |  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 1:20   

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریمامروز دوم خرداد است و فردا سوم خرداد. می‌خواستم از امروز و فردا بنویسم.

از دوم خرداد ۱۰ سال پیش و از سوم خرداد ۲۵ سال پیش. از روزهایی که مردم کشورم آنها را به وجود آوردند.

از حماسه‌ها و رشادت‌هایی که هیچ وقت نمی‌شود فراموششان کرد. می‌خواستم از شادی و خوشحالی آن دو روز بنویسم.

از اینکه دوم خرداد ۱۳۷۶ چقدر شاد بودیم. از سوم خرداد ۱۳۶۱ که پدرها و مادرهایمان چقدر شاد بودند. چه بر سرمان آمد که نمی‌توانیم از شادی گذشته‌مان حرف بزنیم؟

چه اتفاقی افتاده که نمی‌گذارد این دو روز را گرامی بداریم؟ کدام آمری این گونه به جنگ ما آمده است؟ دوم خرداد و سوم خرداد به هیچ کس غیر از این مردم تعلق ندارد. و مردم سرزمین من چقدر مظلوم هستند. سالها پیش امیرعباس هویدا نخست‌وزیر پیشین ایران بارها به این نکته اشاره کرده بود. به مظلوم بودن ملت ایران.

آقای احمدی مقدم، فرمانده امنیت کشور، خیلی‌ها به شما می‌گویند سردار. ولی من نمی‌گویم. می‌دانید چرا؟ چون من به محمد بروجردی می‌گویم سردار. به محمد جهان‌آرا می‌گویم سردار. سرداران بی‌سر من آن روزها عاشق‌ترین بودند مردان میدان‌های مین بودند. آنها با دشمن مردم در جنگ بودند نه با مردم. آنها به دفاع از ملت‌ جانشان را دادند و شما؟ آقای احمدی‌مقدم اگر روز داوری در کار باشد جواب سرداران مرا چه خواهید داد؟  

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من / از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

| لينک ثابت |  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 12:46    | 

به سلامتی کوئنتین تارانتینو خواب دیدم نخل طلای امسال به گریندهاوس کوئنتین تارانتینو رسیده است. از خواب که بیدار شدم حس خوبی داشتم. این خواب تارانتینویی بهم خیلی چسبید. تعبیرش را به نظاره خواهیم نشست.

بلند شدم و برای خودم قطعه‌ی Crown Royal از Run-Dmc را گذاشتم. فضای امپرسیونیستی و جادویی این موسیقی را خیلی دوست دارم. فضا به شدت استرلیزه و طاعونی است. مثل برشی از شاهکارهای تارانتینو.

بچه نابغه‌ی هالیود به همراه رفیق گاوچرانش یک فیلم مشترک ساخته‌اند که به گفته‌ی خود تارانتینو برای طبیعی‌تر شدنش گرد و خاک و کثافت به فضا اضافه کرده‌اند.

می‌دانید که رابرت رودریگوئز کارگردان Sin city است. و در تیتراژ فیلم اسپیشیال تنکسی هم از کوئنتین تارانتینو کرده است.

عاقل‌ها بروید کنار. تارانتینو -ی دیوانه و رودریگوئز خل و چل آمده‌اند تا ما را به میهمانی دیوانه‌گان دعوت کنند.

گریندهاوس چیست؟ در فرهنگ پالپ امریکایی، گریندهاوس به سالن‌هایی اطلاق می‌شد که فیلم‌های بنجل نمایش می‌دادند.

فیلم‌های درجه دو و کم‌هزینه‌ای که به نمایش افراطی خشونت یا مسایل جنسی می‌پرداختند. گریندهاوس‌ها در اوایل دهه نود و با ظهور ویدئوهای خانگی محو شدند. طی سالهای زیادی بازار معمول این نوع سینما با آثار ارزان ژاپنی و چینی (فیلم‌های کونگ‌فویی یا سامورایی) گرم بود.

ژانرفیلم‌های بنجل (B movie) در عین حال که با اهداف صرفن تجاری پا گرفت ومحصولاتش خود را ملزم به رعایت قواعد معمول هنری نمی‌دانستند اما به تدریج و با ظهور پست‌مدرن‌ها، زیبایی‌شناسی خاص خودش را پدید آورد و معانی منفی نامش از بین رفت. چنانکه برخی کارگردانان برای خلق فضاهای نامتعارف یا مضامین تابوشکن ساختار فیلم بنجل را برای آثارشان بر می‌گزیدند.

فیلم« بیل را بکش» تارانتینو در زمره نسل جدید ژانر فیلم بنجل طبقه بندی می‌شود. از مهم‌ترین زیر شاخه‌های نوع گریندهاوس می‌توان به اینها اشاره کرد : گریندهاوس‌های کلاسیک، سیاه، اروتیک، شوک‌آور، خون‌آشامی، زامبی و آدم‌خواری.

| لينک ثابت |  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:24    |