این دختر خانم یکی از بچه معروفهای تهران است. او را میشناسید؟ باران کوثری یا باران بنیاعتماد؟ فرقی نمیکند! مهم این است که یکی از تاثیرگذارترین نقشهای سینمای ایران را بازی کرده است.
"نسبت به قبل از خودم خيلي راضي ترم. نه چون جايزه گرفتم. خون بازي بچه عزيز کرده ام است، چون به خاطر خود نقش زحمت بيشتري برايش کشيدم. خون بازي ته انرژي ام است." باران کوثری
سارا خون بازی. دختری که درد پول نداشت ولی باز هم نمیتوانست مخدر سفید رنگ را گیر بیاورد. جنس بازیاش از جنس روزگار ما است. خوب توانست خماری و نشئهای یک جوان دراگباز پولدار را نشان دهد.
از خون بازی و بازی باران خوشتان نیامده است؟ پس یک بچه مرفه بیدرد هستید که حتی دراگباز هم نیستید! شما یک بچه + احمق ترسو هستید.
اصلن تا حالا مواد مصرف کردهاید؟ نه! پس چی مصرف کردهاید؟ پفک، ساندیس، کرانچی! شاید هم دلستر بدون الکل ساخت شرکت بهنوش. حتمن شبها هم مامان بهتان می گوید: بوس، جیش، لالا. آخی. شما چقدر پوزتیو هستید. کمی هم نگاتیو باشید. به قول سلطان فیلم سلطان: "سیاه و سفیداش اصله."
باران بینهایت خماری و نشئهگی یک دراگباز را به نمایش گذاشت. آنجا که با خماری محض دنبال مواد در ب در بازار قائم تجریش بود یا لحظهای که از نشئهگی وارد فضا شده بود معرکه بود. الحق که جایزهی اول فقط باید به باران می رسید که رسید. دمش گرم که درد را خیلی خوب مزه مزه کرد و آن را به ما نشان داد.
"من در «خون بازي» به معناي واقعي کلمه صادقانه بازي کردم. من هيچ چيزي را کنترل نمي کردم، فکر کردم اصلا به اين چيزها نبايد فکر کنم. اصلا وقت فکر کردن به اين چيزها نيست."
"بعد از تحقيقات ديدم قرار نيست اداي معتادها را دربياورم. براي همين مشاوران پزشکي خيلي کمکم کردند. گفتند در انسان هاي مختلف خماري و نشئگي تفاوت دارد و من با توجه به فيزيک خودم آن را پيدا کردم.گفتي ترس! واقعا اين ترس مي تواند باعث بشود جوان ها معتاد نشوند؟ من در اين مدت ديدم آن قدر آدم ها راحت اين اتفاق برايشان مي افتد که فقط يک لحظه است. بعد هم تعريف ما از اعتياد فرق دارد. من بعد از تحقيقات «خون بازي» ديدم دور و برم پر از آدم هاي معتاد است که نه من مي دانستم و نه حتي خود آنها.آره مشکل اين است که هيچ معتادي نمي پذيرد معتاد است."
اگر بچه + هستید هیچ وقت معنای خماری بعد نشئهگی را نخواهید فهمید.

حميدرضا علاقهبند هستم از تهران میلاگم. اين روزها بيشتر سرگرم درس، امتحانم. به سلامتی برای بار دوم مدرکی از يک دانشگاه درِ پیت میگيرم تا مشت محکمی باشد بر دهان ياوهگوی استکبار جهانی. 